نورنیوز- گروه اجتماعی: با زمزمه افزایش رقم کالابرگ، امید مشهودی، هرچند اندک و ناچیز، در دل شهروندان خصوصاً طبقات فرودست شکل گرفت. قرار بود این خبر خوب، کمی از فشار سفرههای مردم کم کند و افزایش ۵۰۰ هزار تومانی اعتبار کالابرگ برای میلیونها خانوار گرفتار در تنگناهای معیشتی رقم بخورد. اما در عمل، بخشی از مردم طی دو روز گذشته نه با یک مسیر روشن برای دریافت این کمک، بلکه با یک سامانه مختل، پیامهای متناقض و پرسشهای بیپاسخ مواجه شدند: ثبتنام کنیم یا نکنیم؟ اگر ثبت نکنیم، مبلغ افزایشیافته را از دست میدهیم یا نه؟ مهلت ثبت درخواست تمام میشود یا تمدید خواهد شد؟ اصلاً این افزایش برای مهرماه پرداخت میشود یا باید منتظر ماه بعد ماند؟
یک ایده با چندین تصمیم
ماجرا از جایی آغاز شد که سازمان برنامه و بودجه اعلام کرد، حدود ۴۰ میلیون نفر، معادل ۱۸ میلیون و ۳۰۰ هزار خانوار، برای برخورداری از افزایش اعتبار کالابرگ باید فرم خوداظهاری را در پنجره ملی خدمات دولت هوشمند تکمیل کنند. مهلت نیز تا ساعت ۲۴ روز سهشنبه ۲۱ مهرماه تعیین شد.
طبیعی بود که مردم برای ثبت اطلاعات هجوم بیاورند. وقتی پای چند صد هزار تومان اعتبار خرید کالاهای اساسی در میان است، مراجعه گسترده شهروندان نه اتفاقی عجیب است و نه نشانهای از زیادهخواهی. اتفاقاً همین استقبال گسترده یک پیام روشن دارد: این ۵۰۰ هزار تومان برای بخش بزرگی از جامعه، پولی واقعی و مؤثر در زندگی روزمره است.
در چنین شرایطی، انتظار میرفت پیش از باز شدن سامانه، ظرفیت فنی آن متناسب با جمعیت هدف و حجم مراجعه احتمالی آزمایش و آمادهسازی شده باشد. اما گزارشهای منتشرشده از همان ساعات نخست، از خطا در ورود به سامانه، دشواری دسترسی به بخش خوداظهاری و حتی بینتیجه ماندن مراجعه برخی شهروندان به کافینتها حکایت داشت. مسئولان نیز علت اختلال را مشکلات شبکهای اعلام کردند و گفتند رفع آن در حال پیگیری است.
این بخش ماجرا شاید یک اختلال فنی معمول به نظر برسد؛ اما برای شهروندی که از صبح چند بار تلاش کرده وارد سامانه شود، پیامک دریافت کرده، کد ملی و اطلاعات خانوار را آماده کرده و در نهایت با صفحهای مواجه شده که امکان ثبت درخواست در آن وجود ندارد، مسئله دیگر صرفاً «مشکل شبکه» نیست. برای او، این یعنی اتلاف وقت، نگرانی و ترس از دست دادن مبلغی که دولت وعده داده است. مسئله فقط اختلال نبود؛ ابهام هم اضافه شد
مشکل زمانی جدیتر شد که روایتهای مختلف درباره ضرورت ثبتنام منتشر شد. در ابتدا تأکید رسمی بر این بود که افزایش اعتبار برای حدود ۴۰ میلیون نفر پس از تکمیل فرم خوداظهاری و ثبت درخواست انجام میشود. حتی برای این کار مهلت مشخص تعیین شد. در همان حال، رئیس سازمان هدفمندی یارانهها اعلام کرد اگر تعداد افرادی که به هر دلیل موفق به ثبت اطلاعات نشدهاند از حد مشخصی بیشتر شود، امکان تمدید مهلت خوداظهاری وجود دارد و قرار نیست کسی صرفاً به دلیل محدودیت زمانی از طرح حذف شود.
اما بعدتر، در پی ادامه اختلال سامانه، خبر مهم دیگری منتشر شد: ۴۰ میلیون نفری که برای این طرح شناسایی شدهاند، افزایش ۵۰۰ هزار تومانی مهرماه را بدون نیاز به ثبتنام دریافت خواهند کرد و فرایند خوداظهاری برای ماههای بعد ادامه پیدا میکند. این تغییر تصمیم از یک جهت خبر خوبی برای مردم بود؛ چون نگرانی کسانی را که نتوانسته بودند وارد سامانه شوند کاهش میداد. اما از جهت دیگری نشان داد که اطلاعرسانی اولیه تا چه اندازه میتوانست دقیقتر و سنجیدهتر باشد.
شهروندی که از ابتدا میشنود «اگر میخواهید افزایش اعتبار بگیرید، باید خوداظهاری کنید»، طبیعی است که برای ثبت اطلاعات تلاش کند. وقتی همان شهروند بعد از ساعتها تلاش و تحمل اختلال، میشنود «برای مهرماه نیازی به ثبتنام نیست»، احساس میکند وقت و انرژیاش بیدلیل صرف شده است. اگر دوباره فردا اعلام شود که باید ثبتنام کند، این سردرگمی بیشتر هم خواهد شد. در سیاستهای حمایتی، ثبات اطلاعرسانی بخشی از خود سیاست است. نمیتوان همه بار اجرای یک طرح را بر دوش مردم گذاشت و بعد، هر بار که مشکلی در اجرا پیش آمد، دستورالعمل را تغییر داد.
استقبال مردم، یک داده اقتصادی مهم
شاید مهمترین نکته این ماجرا چیزی باشد که در میان خبرهای مربوط به اختلال سامانه کمتر دیده شده است: حجم مراجعه مردم به این سامانه، یک شاخص اجتماعی و اقتصادی هم هست. وقتی میلیونها نفر برای دریافت افزایش اعتبار چند صد هزار تومانی در یک بازه کوتاه وارد سامانه میشوند، این فقط به معنای استقبال از یک طرح حمایتی نیست؛ تصویری از قدرت خرید خانوارها نیز به دست میدهد.
برای خانوادهای که هزینه خوراک، اجاره، درمان، آموزش و سایر نیازهای ضروری هر ماه بخش بزرگی از درآمدش را میبلعد، ۵۰۰ هزار تومان شاید در مقیاس بودجه عمومی رقم بزرگی نباشد، اما در مقیاس سبد خرید روزانه میتواند معنادار باشد. اینکه دولت برای حدود ۴۰ میلیون نفر چنین افزایشی را در نظر گرفته، خود نشاندهنده آن است که مسئله قدرت خرید و حمایت معیشتی تا چه اندازه جدی شده است.
بنابراین نباید به ازدحام مردم برای دریافت این اعتبار فقط با نگاه «هجوم برای گرفتن یارانه» نگریست. این مراجعه گسترده، بیش از هر چیز، صدای تقاضای معیشتی جامعه است. از همین منظر، دولت شایسته قدردانی است که افزایش اعتبار کالابرگ را در دستور کار قرار داده و برای تقویت قدرت خرید دهکهای پایین اقدام کرده است. اما درست به همین دلیل، انتظار از دستگاه اجرایی برای اجرای دقیقتر و کمدردسرتر این طرح نیز بیشتر میشود.
اگر دولت میداند قرار است حدود ۴۰ میلیون نفر در یک بازه زمانی کوتاه برای دریافت حمایت معیشتی وارد یک سامانه شوند، باید پیش از آغاز ثبتنام، بار ترافیکی احتمالی را شبیهسازی کند، ظرفیت سامانه را افزایش دهد، مسیر ثبت درخواست را ساده کند و مهمتر از همه، یک روایت واحد و قطعی از شرایط، زمانبندی و نحوه پرداخت ارائه دهد. مردم نباید هزینه ناهماهنگی دستگاهها را بپردازند.
این نکته بهویژه درباره طرحی با ماهیت معیشتی اهمیت دارد. مخاطب اصلی کالابرگ، الزاماً شهروندی نیست که هر روز با سامانههای دولتی و خدمات دیجیتال سروکار دارد. بخشی از مشمولان ممکن است سالمند باشند، دسترسی محدودی به اینترنت داشته باشند، سواد دیجیتال بالایی نداشته باشند یا برای ثبت یک فرم ساده ناچار شوند به فرزند، بستگان یا کافینت مراجعه کنند. وقتی همین افراد با یک سامانه ناپایدار و دستورالعملهای متغیر مواجه میشوند، یک حمایت معیشتی میتواند ناخواسته به یک تجربه فرساینده تبدیل شود.
مسئله کالابرگ، فقط افزایش۵۰۰ هزار تومانی نیست. مسئله، اعتماد مردم به وعده و فرایند اجرای آن است. اگر قرار است حمایت معیشتی ادامه پیدا کند، مردم باید دقیقاً بدانند چه مبلغی، در چه تاریخی، برای چه کسانی و با چه روشی پرداخت میشود. اگر ثبتنام لازم نیست، از ابتدا گفته شود. اگر لازم است، سامانه باید پیش از فراخوان عمومی آماده باشد. اگر مهلت ثبتنام قابل تمدید است، نباید شهروند را با ترس از «جا ماندن» پای سامانه نشاند.
خبر افزایش کالابرگ میتوانست یک خبر خوب باشد. اکنون مهمترین کار این است که با اطلاعرسانی شفاف، تثبیت تصمیم و رفع کامل اختلالهای فنی، اجازه داده نشود یک سیاست حمایتی، بهجای آرام کردن بخشی از نگرانی معیشتی مردم، بر میزان سردرگمی آنها بیفزاید. در اقتصاد گرفتار فشار، مردم بیش از هر چیز به یک چیز نیاز دارند: اینکه وقتی دولت چیزی را وعده میدهد، بدانند دقیقاً چه باید بکنند و بتوانند روی همان وعده حساب کنند.