نورنیوز-گروه بینالملل: جهان همچنان معطوف به پیامدهای جنگافروزیهای آمریکایی ـ صهیونیستی و استمرار جاهطلبیهای ناتو است؛ در همین چارچوب، فرانسه با آزمایش موشک جدیدی با قابلیت حمل کلاهک هستهای، ابعاد دیگری از دوگانگیهای هستهای غرب را آشکار کرد. امانوئل مکرون، با حضور بر عرشه ناوچه «اوورنی» فرانسه، پس از این آزمایش، آن را اقدامی ممتاز ارزیابی کرد و گفت: «برای آزاد بودن، باید هراسانگیز بود؛ و برای هراسانگیز بودن، باید قدرتمند بود. بازدارندگی هستهای ما حافظ امنیت ماست و همچنان از ما محافظت خواهد کرد.» این آزمایش و سخنان مکرون، در شرایط تشدید رقابت تسلیحاتی و هستهای جهان، حامل پیامی مهم است؛ از یک سو راز آپارتاید علمی غرب و مانعتراشی در برابر دستاوردهای علمی، بهویژه در حوزه هستهای سایر کشورها را برملا میکند و از سوی دیگر نشان میدهد قوی بودن در جهان امروز نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ بهویژه آنکه آزمایش هستهای فرانسه و هزینههای هنگفت سایر دارندگان این تسلیحات، بار دیگر بیخاصیتی بازدارندگی نهادهای بینالمللی را آشکار میسازد.
انحصار علم؛ پشت پرده دوگانگی هستهای غرب
سخنان مکرون درباره اینکه سلاح هستهای ضامن امنیت فرانسه است، راز بزرگی را آشکار میکند و آن، چرایی آپارتاید علمی و انحصارگرایی غرب در عرصههای مختلف، از فناوری هستهای و فضایی تا هوش مصنوعی و دیگر علوم پیشرفته است. این آپارتاید از یک سو برای دارندگان فناوریهای پیشرفته، جنبه بازدارندگی و امنیتی دارد و از سوی دیگر، محروم ساختن سایر کشورها از این ظرفیتها میتواند زمینهساز تداوم سلطهگری نظام سلطه باشد.
با چنین نگاهی میتوان دریافت چرا غرب در برابر حقوق هستهای سایر کشورها، از جمله ایران، سنگاندازی میکند و حاضر به پذیرش حق مشروع غنیسازی نیست و برای تسلیمسازی و نابودی ظرفیتهای هستهای ایران، از تحریم تا بمباران تأسیسات هستهای، به هر ابزاری متوسل میشود.
هراس غرب از شکلگیری بازدارندگی هستهای در سایر کشورها را میتوان در سخنان ترامپ درباره کره شمالی نیز مشاهده کرد؛ آنجا که دونالد ترامپ در جریان گردهمایی انتخاباتی جمهوریخواهان در ایالت اوهایو، با اشاره به روابط خود با کیم جونگ اون، رئیس کره شمالی، گفت: «من ارتباط بسیار خوبی با کیم جونگ اون دارم. وقتی یک کشور ۱۱۲ موشک هستهای در اختیار داشته باشد، خوب است که روابط خوبی با آن داشته باشی.»
بر این اساس، داشتن دانش روز جهان در عرصههای مختلف، دیگر صرفاً یک دستاورد علمی نیست، بلکه بخشی از قدرت ملی کشورهاست که میتواند نقشی تعیینکننده در امنیت، استقلال و جایگاه جهانی آنان ایفا کند.
میلیاردها دلار برای مسابقهای که جهان را ناامنتر میکند
رفتارهای خودخواهانه دارندگان تسلیحات هستهای، تبعات یکجانبهگرایی آمریکایی و بیخاصیتی نهادهای بینالمللی، موجب شده بخش قابل توجهی از منابع جهان که میتوانست صرف مقابله با چالشهای اقتصادی، زیستمحیطی و انسانی شود، در مسیر توسعه تسلیحات هستهای هزینه شود.
کمپین بینالمللی نابودی سلاحهای هستهای تصریح کرده است که در سال ۲۰۲۵، ۹ کشور دارای سلاح هستهای، در مجموع حدود ۱۱۹ میلیارد دلار، معادل ۳۷۶۸ دلار در هر ثانیه، برای زرادخانههای هستهای خود هزینه کردهاند. بر اساس این گزارش، هزینههای این کشورها نسبت به سال پیش از آن ۱۹ درصد افزایش یافته است. آمریکا با ۶۹.۲ میلیارد دلار، بار دیگر بیش از مجموع سایر کشورهای هستهای هزینه کرده است. چین با ۱۳.۵ میلیارد دلار در رتبه دوم قرار دارد. بریتانیا با ۱۲.۶ میلیارد دلار، در مقایسه با ۹.۵ میلیارد دلار روسیه، از مسکو پیشی گرفته و سومین کشور دارای بیشترین هزینه هستهای شده است. فرانسه با ۷.۷ میلیارد دلار در رتبه پنجم، هند با ۲.۸ میلیارد دلار و پاکستان با ۱.۵ میلیارد دلار در رتبههای بعدی قرار دارند. اسرائیل نیز با ۱.۲ میلیارد دلار و کره شمالی با ۶۵۶ میلیون دلار، در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند.
این اعداد، هرچند در ظاهر مجموعهای از ارقام هستند، در واقع نشانههایی از زوال ساختارهای بینالمللی و تشدید رقابت تسلیحاتی و هستهای در جهاناند؛ روندی که میتواند سایر کشورها را نیز به سمت دستیابی به سلاح هستهای بهعنوان مؤلفهای امنیتساز سوق دهد.
وضعیت بحرانی کنونی هر روز خطر جنگ هستهای را افزایش میدهد؛ در حالی که عامل اصلی این وضعیت، دارندگان سلاحهای هستهای هستند که به جای نابودی این تسلیحات، برای توسعه آنها و استفاده از قدرت هستهای بهعنوان ابزار فشار علیه سایر کشورها هزینه میکنند.
جنگ رمضان؛ وقتی بازدارندگی با اراده ملی معنا مییابد
جنگ رمضان دو پیام مهم برای متحدان و مخالفان یکجانبهگرایی آمریکایی داشت. از یک سو، به متحدان آمریکا نشان داد چتر امنیتی واشنگتن با زوال مواجه شده و آمریکا عملاً متحدی غیرقابل اعتماد است؛ چنانکه کشورهای عربی را به قربانی نخست اسرائیل تبدیل کرد. از سوی دیگر، به مخالفان آمریکا نشان داد که دیپلماسی و مذاکره، بدون پشتوانه قدرت، بازدارندگی ایجاد نمیکند و سلطهگری آمریکا پایانی ندارد.
با این حال، الگوی مهم جنگ رمضان برای جهانیان آن بود که کشورها با بومیسازی امنیت و تکیه بر مؤلفههای میدان، دیپلماسی و مردم، میتوانند حتی قدرتهای اتمی را نیز به چالش بکشند و به زانو درآورند. از همین رو، رویکرد به مقاومت درونزا و بهرهگیری از ظرفیتهای ژئوپولیتیک، میتواند مسیری برای دستیابی به امنیت پایدار باشد. نباید مرعوب و تسلیم توان هستهای قدرتها شد؛ چراکه قدرت آنان امری مطلق و تغییرناپذیر نیست و میتوان آن را به چالش کشید.
آزمون فرانسه برای آژانس؛ مسئولیت جهانی بر زمین مانده
اقدام فرانسه و سخنان معنادار مکرون، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی جهان قرار میدهد که نهادهای بینالمللی، از جمله آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شخص گروسی، مدیرکل این نهاد، در کجای امنیت بینالملل و اجرای قوانین جهانی قرار دارند.
وظیفه آژانس، در کنار کمک به دستیابی سایر کشورها به دانش هستهای، نظارت بر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای و نیز حرکت در مسیر خلع سلاح و نابودی تسلیحات هستهای است؛ حال آنکه آژانس با دوگانگیهای آشکار، از یک سو در برابر دستیابی کشورهایی همچون ایران به حقوق حقه هستهای مانع ایجاد میکند و از سوی دیگر، در برابر دارندگان تسلیحات هستهای و توسعه زرادخانههای آنان اقدام مؤثری انجام نمیدهد.
امروز، فرانسه آزمونی بزرگ پیش روی آژانس قرار داده است؛ آزمونی که تکرار رویههای گذشته در آن میتواند به گسترش بیاعتمادی، افزایش گرایش کشورها به خروج از انپیتی و حتی حرکت به سمت ساخت بمب هستهای منجر شود. نمیتوان در شرایطی که دارندگان تسلیحات هستهای به توسعه زرادخانههای خود ادامه میدهند، انتظار داشت دکترین هستهای سایر کشورها همچنان بر پایه دوری از این تسلیحات استوار بماند و آنان برای تأمین امنیت خود به سمت دستیابی به سلاح هستهای حرکت نکنند.