فارسی
سیدجلال ساداتیان

دروازه خروج از جنگ

تحرکات دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن از میانجی‌گری پاکستان و قطر، نامه معاون رئیس‌جمهور آمریکا به ایران تا مذاکرات دوحه، این پرسش را مطرح کرده است: آیا دو طرف به توافق نزدیک شده‌اند یا دونالد ترامپ هنوز گزینه نظامی را راه خروج از بن‌بست می‌داند؟ واشنگتن که با تصور پیروزی سریع وارد تقابل با ایران شد اکنون با هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی روبه‌روست و به‌دنبال دستاوردی است که بتواند آن را پیروزی معرفی کند.

دروازه خروج از جنگ
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه سیاسی: تحرکات دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن از میانجی‌گری پاکستان و قطر، نامه معاون رئیس‌جمهور آمریکا به ایران تا مذاکرات دوحه، این پرسش را مطرح کرده است: آیا دو طرف به توافق نزدیک شده‌اند یا دونالد ترامپ هنوز گزینه نظامی را راه خروج از بن‌بست می‌داند؟ واشنگتن که با تصور پیروزی سریع وارد تقابل با ایران شد اکنون با هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی روبه‌روست و به‌دنبال دستاوردی است که بتواند آن را پیروزی معرفی کند. ترامپ با همراهی بنیامین نتانیاهو و تحت‌تأثیر استدلال‌های لابی اسرائیل در آمریکا، تصور می‌کرد تسلط بر ایران، علاوه بر منافع نفتی، موقعیت چین را تضعیف می‌کند و قدرت آمریکا را به رخ می‌کشد. اما تحولات جنگ نشان داد محاسبات واشنگتن با واقعیت میدان فاصله دارد. حملات به مراکز هسته‌ای ایران در جنگ ۱۲‌ روزه و ورود مستقیم آمریکا به جنگ ۴۰‌ روزه، اهداف واشنگتن را محقق نکرد و هزینه‌های آن را افزایش داد. تعرض به پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا و بسته شدن تنگه هرمز، فشار مضاعفی بر دولت ترامپ وارد کرد. در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره از دست رفتن اکثریت جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان و سنا می‌تواند، مشکلات جدی برای ترامپ ایجاد کند. او تا استقرار نمایندگان جدید در ژانویه از اختیارات ریاست‌جمهوری برخوردار است اما برای پایان جنگ و اعلام دستاورد زیر فشار قرار دارد. در این شرایط مسیرهای دیپلماتیک، اهمیت ویژه‌ای یافته‌اند. پاکستان همچنان میانجی‌گری می‌کند و قطر نیز با اعزام نماینده به تهران و تبادل دیدگاه‌ها به تلاش‌ها پیوسته است. جزئیات توافق احتمالی روشن نیست اما به‌نظر می‌رسد، طرفین درباره چند موضوع رایزنی می‌کنند. یکی از محورهای اصلی، پرونده هسته‌ای است: سرنوشت اورانیوم غنی‌ شده ۶۰‌ درصدی، ازجمله رقیق‌سازی یا انتقال آن به کشور ثالث و بازگشت بازرسان آژانس و نظارت‌های بین‌المللی. این موضوعات پیش‌تر نیز مطرح شده بود، اما درباره جزئیات اجرا اختلاف وجود داشت. در مقابل، تهران انتظار دارد واشنگتن محاصره دریایی را پایان دهد، تحریم‌ها را بردارد، زمینه بازگشت درآمدهای نفتی و دارایی‌های بلوکه ‌شده را فراهم کند و برای توقف جنگ منطقه‌ای اقدام کند. توافق احتمالی نمی‌تواند فقط به تهران و واشنگتن محدود بماند؛ پایان درگیری‌ها در لبنان و یمن و وضعیت انصارالله نیز در معادله، جای دارد. طرح هفت‌ ماده‌ای ایران درباره تردد در تنگه هرمز نیز بخشی از مذاکرات است. تهران گفته می‌تواند طی ۶ تا ۷ روز گشایش بیشتری ایجاد کند و عبور کشتی‌های بیشتری را ممکن سازد؛ در چارچوب ترتیبات مورد توافق با عمان درباره مسیرهای ورودی و خروجی تنگه. مسئله اصلی، توازن امتیازهاست. ایران نمی‌خواهد در برابر وعده‌های مبهم، اهرم‌های فشار خود را کنار بگذارد و ترامپ نیز برای معرفی توافق به‌عنوان دستاورد سیاسی به امتیازاتی نیاز دارد که به افکار عمومی آمریکا عرضه کند. مطالبات احتمالی کنونی آمریکا حتی از آنچه در برجام پذیرفته شده بود، فراتر نمی‌رود؛ توافقی که ترامپ خود از آن خارج شد. اگر مذاکرات شکست بخورد، ترامپ ممکن است برای نمایش پیروزی بار دیگر به اقدام نظامی متوسل شود؛ انتخابی که منطقه را وارد دور تازه و پرهزینه‌تری از جنگ می‌کند. پیام اخیر رهبر انقلاب به نیروهای مسلح درباره محدود نبودن جغرافیای پاسخ ایران نیز نشان می‌دهد، تهران چنین احتمالی را جدی می‌گیرد. با این‌ حال ادامه گفت‌وگوها، راه دیپلماسی را باز نگه داشته است. اکنون نتایج مذاکرات دوحه بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است؛ چراکه می‌تواند مشخص کند ترامپ مسیر توافق، هرچند دشوار و مستلزم امتیازدهی متقابل، را انتخاب می‌کند یا بار دیگر به گزینه نظامی روی می‌آورد. اگر هدف واشنگتن خروج از بحران باشد این مسیر نه از اعلام یک‌جانبه پیروزی بلکه از توافقی متوازن، تأمین مطالبات دو طرف و پایان واقعی جنگ می‌گذرد.

 

منبع: سازندگی
اخبار مرتبط
ارسال نظر