نورنیوز ـ گروه سیاسی: سفر مجدد هیئت قطری به تهران را باید در چارچوب مجموعهای از تحرکات دیپلماتیک ارزیابی کرد که طی روزهای اخیر با هدف جلوگیری از تشدید تقابل نظامی و بررسی امکان دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا دنبال شده است. این سفر در شرایطی انجام میشود که قطر در فاصلهای کوتاه، هم نقش انتقالدهنده پیام واشنگتن به تهران را بر عهده داشته و هم پیشنهادهایی را برای ایجاد چارچوبی جهت پایان جنگ ارائه کرده است.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، هیئت بلند پایه قطر، صبح جمعه ۸ آبان وارد تهران شد تا با مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ایران درباره مناسبات دوجانبه و آخرین تحولات منطقه رایزنی کند. این سفر در حالی صورت گرفت که رویترز پیشتر از بازگشت میانجیهای قطری به تهران با هماهنگی واشنگتن و در چارچوب تلاشها برای دستیابی به توافق خبر داده بود.
اهمیت این مأموریت زمانی بیشتر میشود که آن را در امتداد سفر قبلی قطریها و انتقال نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، قرار دهیم. دونالد ترامپ اصل ارسال نامه و موافقت خود با این ارتباط را تأیید کرده، اما مدعی شده است که موضوع نامه تأمین تجهیزات و اقلام پزشکی برای ایران بوده است. در مقابل، گزارشهای نیویورکتایمز و والاستریت ژورنال محتوای نامه را مرتبط با بررسی امکان ازسرگیری مذاکرات و دستیابی به چارچوبی برای توافق میان تهران و واشنگتن دانستهاند.
در همین چارچوب، گزارشهایی درباره آمادگی ونس برای گفتوگوی مستقیم با مقامهای ایرانی و احتمال برگزاری دیداری در دوحه یا استانبول نیز منتشر شده است. با این حال، تاکنون برگزاری چنین دیداری یا توافق بر سر زمان و ترکیب هیئتهای مذاکرهکننده بهصورت رسمی تأیید نشده است.
پیشنهاد قطر؛ آزمون نخست توافق
یکی دیگر از ابعاد مهم تحرکات اخیر، پیشنهاد هفتروزهای است که به گزارش رویترز، قطر در سفر قبلی خود به تهران ارائه کرده است. این پیشنهاد با هدف ایجاد یک دوره اعتمادسازی و فراهمکردن مقدمات توافق میان ایران و آمریکا مطرح شده و قرار بوده است اقدامات متقابل طرفین در یک چارچوب زمانی مشخص دنبال شود.
با این حال، واکنش مقامهای ایرانی نشان میدهد که تهران پیشنهادهای اولیه را با ملاحظات جدی مواجه دانسته است. یک مقام ایرانی این پیشنهادها را غیرقابل قبول توصیف کرده و بر حفظ مواضع هستهای ایران تأکید کرده است. از این منظر، مأموریت جدید قطر را میتوان تلاشی برای نزدیککردن دیدگاههای دو طرف و بررسی امکان اصلاح پیشنهادهای قبلی ارزیابی کرد.
اختلاف اصلی؛ محاصره یا پرونده هستهای؟
گزارش رویترز از اختلاف اساسی تهران و واشنگتن بر سر نقطه آغاز مذاکرات حکایت دارد. آمریکا خواهان قرار گرفتن پرونده هستهای ایران در دستور کار از ابتدای مذاکرات است، اما تهران تأکید دارد که پیش از ورود به گفتوگوهای جدید، باید درباره محاصره دریایی، محدودیتهای صادرات نفت و فشارهای اقتصادی آمریکا تعیین تکلیف شود.
این اختلاف نشان میدهد که مسئله صرفاً بازگشت به میز مذاکره نیست، بلکه دو طرف درباره ترتیب اقدامات و ماهیت توافق احتمالی نیز دیدگاههای متفاوتی دارند. واشنگتن به دنبال تعیین تکلیف پرونده هستهای است، درحالیکه تهران نمیخواهد در شرایط استمرار فشار نظامی و اقتصادی، وارد مذاکراتی شود که نتیجه آن از پیش تحت تأثیر مطالبات یکجانبه آمریکا قرار گرفته باشد.
از این منظر، یکی از مأموریتهای مهم هیئت قطری میتواند دریافت پاسخ تهران به نامه ونس و انتقال دیدگاههای ایران درباره شروط اولیه مذاکره به واشنگتن باشد؛ هرچند جزئیات مذاکرات هیئت قطری و نتیجه دیدارهای آن تاکنون بهصورت رسمی منتشر نشده است.
دیپلماسی منطقهای در کنار کانال واشنگتن
تحرکات قطر در تهران همزمان با افزایش رایزنیهای منطقهای نیز قابل توجه است. سفر مقامهای عربستان، پاکستان و ترکیه به تهران و همچنین دیدار مسعود پزشکیان و شیخ تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، در حاشیه اجلاس مسکو، نشان میدهد که تلاش برای مدیریت بحران صرفاً به ارتباط دوجانبه تهران و واشنگتن محدود نمانده است.
در این میان، قطر به دلیل ارتباطات نزدیک با آمریکا و مناسبات سیاسی خود با ایران، ظرفیت انتقال پیام و تسهیل گفتوگو را دارد. تکرار سفر مقامهای این کشور به تهران نیز نشان میدهد که دوحه در حال پیگیری مستمر این مسیر است؛ مسیری که میتواند با مشارکت دیگر کشورهای منطقه، زمینهای برای کاهش تنش فراهم کند.
با این حال، تداوم تهدیدهای نظامی دونالد ترامپ و گزارشها درباره بررسی گزینههای جدید حمله به ایران نشان میدهد که مسیر دیپلماسی همچنان در کنار گزینه فشار نظامی دنبال میشود. این وضعیت، ضرورت تفکیک میان اعلام آمادگی برای مذاکره و توافق واقعی بر سر شروط آن را دوچندان میکند.
تهران چه پاسخی به واشنگتن خواهد داد؟
مجموع تحولات اخیر نشان میدهد که نامه ونس، پیشنهاد جدید قطر و بازگشت مجدد هیئت میانجی این کشور، حلقههای مرتبط از یک تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از ورود بحران به مرحلهای تازه هستند. با این حال، هنوز نمیتوان از شکلگیری توافق یا حتی آغاز قطعی مذاکرات رسمی سخن گفت.
مسئله تعیینکننده، میزان آمادگی واشنگتن برای پذیرش مطالبات ایران و تغییر رویکرد مبتنی بر فشار و پیششرطگذاری است. تهران نیز باید مشخص کند که تحت چه ترتیباتی حاضر به ورود به مذاکرات خواهد بود و چه تضمینهایی را برای جلوگیری از تکرار تقابل نظامی ضروری میداند.
در چنین شرایطی، سفر دوم هیئت قطری بیش از آنکه صرفاً یک رایزنی دوجانبه باشد، آزمونی برای سنجش امکان عبور از بنبست فعلی است. پرسش اصلی این است که آیا دوحه میتواند روند موجود را به نقطه شروع یک توافق عملی تبدیل کند یا اختلاف بر سر محاصره، تنگه هرمز و پرونده هستهای همچنان مانع بازگشت دو طرف به مسیر مذاکره خواهد شد؟