شرایط منطقه و ایران و اتفاقاتی که رخ داده، سرشار از پرسشها و تحلیلهای مختلف است؛ اما برخی واقعیتها ثابت، مشخص و تغییرناپذیر هستند. یکی از این واقعیتها، تأکید جمهوری اسلامی ایران بر ادامه ایستادگی و مقاومت و احقاق حقوق خود، از جمله برخورداری از آزادی در فعالیتهای تجاری و اقتصادی است.
از سوی دیگر، ایران برای مقابله با هرگونه اقدام خصمانه آمریکا یا رژیم اسرائیل و پاسخگویی جدی و قاطع به چنین اقداماتی آمادگی دارد و این موارد از جمله واقعیتهای مسلم در شرایط کنونی هستند. از سوی دیگر، شاهد اوجگیری بحران انرژی در سطح جهان هستیم؛ بحرانی که آمریکا، کشورهای اروپایی و تقریباً تمامی کشورهای آسیایی و آفریقایی را نیز دربر گرفته است.
آمریکا نیز از این وضعیت مستثنا نیست و کشاورزان این کشور با تنگناهای شدیدی در دسترسی به مواد و نهادههای موردنیاز فعالیتهای کشاورزی خود روبهرو هستند. بنابراین، این مسأله نیز یکی دیگر از واقعیتهای اثباتشده شرایط کنونی است. در همین حال، موضوع تنگه هرمز و تردد کشتیها نیز اهمیت ویژهای دارد. تردد کشتیهای نظامی که در حمله به ایران نقش داشتهاند و جز زیانرسانی به منطقه فایدهای نداشتهاند، از تنگه هرمز ممنوع شده و همچنان ممنوع است.
در مقابل، آمریکا تلاش کرده است با اعمال مدیریت و محدودیت بر تردد کشتیهای غیرنظامی در این تنگه، شرایط را به نفع خود و نیروهای همراهش تغییر دهد. با این حال، آمریکا، نیروهای همپیمان آن و کشورهایی که مطابق دستورهای واشینگتن عمل میکنند، همگی با مشکلات جدی مواجه شدهاند.
آمریکا در ادامه، عنصر جدیدی را وارد معادله کرد و آن، محاصره دریایی جمهوری اسلامی ایران بود. در نتیجه این اقدام، محدودیتها و ممنوعیتهای مربوط به تردد در تنگه هرمز عملاً جدیتر خواهد شد؛ زیرا ایران اجازه نخواهد داد تا زمانی که محاصره دریایی آمریکا پایان نیافته است، تنگه هرمز به مسیر عادی تردد تجاری و انتقال انرژی تبدیل شود. بنابراین، میان ایران و آمریکا نوعی توازن در بهکارگیری ابزارهای مختلف شکل گرفته است. از سوی دیگر، کشورهای اروپایی نیز در پی محدودیتهای ایجادشده در تنگه هرمز و محدودیتهای تردد در بابالمندب، برای بهرهمندی از تجارت و منابع انرژی با مشکلات جدیتری مواجه شدهاند.
اروپاییها اکنون، هم به دلیل این شرایط و هم به دلایل دیگر، تحرکات تازهای را آغاز کردهاند و قصد دارند آن را ادامه دهند. یکی از این تحرکات، اعلام آمادگی سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان برای مذاکره است؛ اقدامی که مذاکرات اولیه این سه کشور درباره مسائل ایران و موضوع برجام را تداعی میکند. نکته قابلتوجه این است که این سه کشور در برابر درخواستهای ترامپ برای ورود به جنگ علیه ایران نیز پاسخ منفی داده بودند. این موضوع، خود عاملی جدید است که میتواند در تحلیل تحولات کنونی مورد بررسی قرار گیرد. به نظر میرسد فضای انتخاباتی در آمریکا و رژیم اسرائیل نیز تحت تأثیر مجموعه این مسائل قرار گرفته و همچنان خواهد گرفت.
ایران هیچگونه اظهارنظری درباره اینکه مردم آمریکا به حزب حامی ترامپ رأی بدهند یا ندهند مطرح نکرده با این حال، فضای سیاسی این کشور بدون دخالت ایران و بهصورت پویا در حال شکلگیری است. همچنین، در آستانه پایان روند انتخاباتی در اسرائیل، شاهد برگزاری تظاهرات گسترده و عظیم در شهرهای بزرگ این رژیم علیه نتانیاهو هستیم.
معترضان خواهان محاکمه او و کنار رفتنش از قدرت هستند. در کنار این تحولات، برخی گفتوگوها میان کشورهای میانجیگر از جمله قطر و پاکستان و شماری دیگر از کشورها، همچنان ادامه دارد، اما لجاجت ترامپ و تحریک نتانیاهو مانع توافق شده است. با در نظر گرفتن مجموعه این عناصر و عوامل، میتوان چنین جمعبندی کرد که همه کشورها منتظرند ببینند رفتوآمدها و مذاکرات جاری، از جمله سفر مقامهای پاکستانی، روسی و دیگر مقامها به تهران، تا چه اندازه میتواند دیدگاههای ایران و آمریکا را به یکدیگر نزدیک کند.