فارسی
محمد زعیم‌زاده

مهم‌تر از هرمز

ترامپ در واقعیت دبه به‌ دست رفته و با دادن امتیازهای فراوان به روسیه در جنگ اوکراین برای مصرف چند روز آمریکا از پوتین، گازوئیل گرفته؛ اما هر روز با اعتمادبه‌نفس تکرار می‌کند تنگه هرمز باز است و آن‌قدر این موضوع را می‌گوید و می‌گوید تا تبدیل به روایت غالب و اصلی درباره‌ هرمز شود.

مهم‌تر از هرمز
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه سیاسی: دایره واژگان ترامپ در این روزها محدودتر از همیشه است و تقریباً روزی پنج بار، سه گزینه را تکرار می‌کند؛ هرمز باز است، به‌زودی جنگ با ایران تمام می‌شود، یا با توافق یا با جنگ و سوم اینکه انتخابات برایم مهم نیست، اگر هم مهم باشد آن را جمهوری‌خواهان می‌برند! سه دروغ بزرگ! ترامپ موجود کم‌استعدادی است؛ اما در دروغ گفتن و آن را با اعتمادبه‌نفس و مکرر گفتن انصافاً یک اسطوره است.
آقا یا خانم بسنت دو هفته پیش اعلام کرد اقتصاد ایران ۱۴ روز دیگر دچار فروپاشی می‌شود، برای رسیدن به این پروژه هم کارهایی را از جمله تشدید محاصره و آغاز محاصره هوایی انجام داد. امروز پایان آن ۱۴ روز است وضع اقتصاد ایران بهتر از ۲ هفته قبل نیست؛ اما دچار فروپاشی هم نشده است؛ در تخریب اقتصاد ایران اگر چیزی کار کرده باشد نه آن تشدید محاصره بود و نه پروژه‌ شکست‌خورده فرودگاهی؛ بلکه اخلال شناختی ایجادشده در این عملیات روانی تا حدی کار کرده است.
ازاین‌دست مثال‌ها زیاد می‌شود گفت، نبرد ایران و آمریکا در ماه هشتم چهار ستون دارد؛ نظامی، اقتصادی-تاب‌آوری، دیپلماتیک و البته شناختی-روانی. اگر بگوییم ستون اصلی در شرایط فعلی آخری است که دولت ترامپ هم روی آن خیلی حساب کرده است، غلو نکرده‌ایم. آنها اگر یک واحد عمل در واقعیت انجام دهند، حداقل ۱۰ واحد روی اثر آن اقدام، کار شناختی می‌کنند. در شرایط فعلی ترامپ، بسنت، روبیو و... سه هدف را دنبال می‌کنند.
اول؛ اثرگذاری روی افکار عمومی آمریکا که زخم خورده از جنگ، به گفته‌ نظرسنجی‌ها می‌خواهد ترامپ را پای صندوق رأی جریمه کند.
دوم؛ محاسبات مسئولان ایرانی که در دیالکتیک جنگ و مذاکره دچار خطای محاسباتی شوند و پاس گل تودر به ترامپ بدهند.
سوم؛ اثر روی افکار عمومی جامعه ایرانی که تصویر پیروزی در جنگ را فراموش کنند، به مسئولان بی‌اعتماد شوند، توفیق‌ها را نبینند، متفرق شوند و در نهایت آماده‌ پروژه‌ پیوند خیابان و آسمان شوند.
اما چرا امید دشمن امروز بیشتر از سه مؤلفه دیگر به نبرد شناختی است؟
 غیر از مزیت نسبی تکنولوژیک و اجیر بودن پلتفرم‌هایی چون اینستاگرام و توییتر در خدمت روایت آمریکایی که در جای خود قابل‌بحث است و ما خیلی در حل آن عاملیت نداریم، چند مؤلفه داخلی هم مؤثر است.
در سطح نخست اینکه مانند حملات جنگنده‌های آمریکایی و صهیونی در برخی روزهای جنگ که گاهی آسمان ایران بی‌دفاع و در اختیار دشمن بود، این روزها هم در پاره‌ای اوقات به نظر می‌رسد آسمان اقناع افکار عمومی و تولید روایت بی‌دفاع است. اینکه ترامپ جرئت می‌کند روزی چند بار دروغ بگوید و این‌طرف کسی پاسخی نمی‌گوید یا حتی رجز و تهدیدی در کار نیست، جای تأسف دارد.
در سطح دوم وجود برخی روایت‌سازی‌های ضدونقیض توسط معدود مسئولانی که سخن می‌گویند کار را دشوار کرده است. مثلاً در سفر اخیر رئیس‌جمهور به نیویورک شاهد یک نطق درخشان و رشک‌برانگیز در سازمان ملل و چند مصاحبه‌ تأمل‌برانگیز و حاوی پالس‌های متناقض با نطق قدرت‌ساز جناب پزشکیان بودیم، این‌چنین سخن‌گفتن تولید روایت در برابر جنگ شناختی دشمن را سخت می‌کند.
در سطح سوم اعتماد برخی فعالان سیاسی در داخل به روایت‌های ترامپ و گاهی استمرار آن روایت است. اینجا لازم است به چند نمونه اشاره کنیم؛ 
سه روز قبل خبری جعلی از چند منبع نامعتبر منتشر شد که دستگاه امنیتی آمریکا به صهیونیست‌ها لیستی از افرادی را ارائه داده که باید در جنگ بعدی زنده بمانند تا با آمریکا توافق کنند، با کمترین سطح از هوش هم می‌شود فهمید که اصل انتشار این خبر باهدف تولید شکاف در داخل تولید شده است وگرنه دستور با این سطح از محرمانگی اساساً چرا باید کف توییتر باشد؟ فاجعه اینجاست که یکی از بلاگرهای سیاسی - رسانه‌ای که ادعای استادی هم دارد برای این خبر ارزش افزوده تولید می‌کند و با تقطیع فیلمی از شهید لاریجانی برای این خبر جعلی مشروعیت داخلی درست می‌کند و رسماً به مصاف با ایران در نبرد شناختی می‌رود یا هم‌زمان خبری مشکوک در یکی از نشریه‌های صهیونیست مشاهده می‌شود که علت ترور شهید تنگسیری را جلوگیری از رشد او در سیستم نظامی ایران عنوان می‌کند. هنوز قلم افسر جنگی صهیونیست خشک نشده یک فعال رسانه‌ای ظاهراً حزب‌اللهی در داخل می‌گوید این تصمیم زمینه داخلی هم داشته و عملاً نیروهای داخلی را به هم‌دستی با صهیونیست‌ها در شهادت رئیس‌علی دلواری زمان متهم می‌کند.
در فقره‌ای دیگر یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب از موضع ظاهراً دلسوزانه برای رخ‌ندادن جنگ جدید دوباره مسئولان کشور را به برهم‌زدن تفاهم قبلی متهم می‌کند و روایت ترامپیست‌هایی را که می‌گویند ایران غیرقابل‌اعتماد و شرور است، عملاً کامل می‌کند.
عمق فاجعه را نگاه کنید برای افرادی که از قضا از هر دو طیف سیاسی هم هستند، نه‌تنها روایت ترامپ موضوعیت دارد و به آن اعتماد دارند؛ بلکه خود را موظف می‌دانند برای اخبار جعلی او امتداد رسانه‌ای هم درست کنند. در سطح چهارم مسئله به خود مصرف‌کننده خبر و مخاطب تحلیل‌ها در کف جامعه برمی‌گردد.
خلاصه‌ سواد رسانه‌ای این است که باید به محتوای یک خبر با دیده‌ انتقادی نگاه کرد، ذی‌نفعان یک پیام را شناخت و در آنالیز اثر آن پیام منافع آنها را مدنظر قرار داد. پیش‌فرض ما در مواجهه با اخبار ترامپ، رسانه‌ای همسو با او و حتی برخی رسانه‌های ناهمسو با او باید بی‌اعتمادی و کذب بودن پیام باشد. 
شاید در روزگاری باشیم که صیانت از نظام معنایی ما که به نظام ترجیحات و در نهایت کنشگری ما شکل می‌دهد از صیانت از هرمز هم مهم‌تر باشد.

 

منبع: روزنامه فرهیختگان
اخبار مرتبط
ارسال نظر