فارسی
مسعود فروغی

درباره‌ منافع ملی ما، دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان / خطر «گوش‌های مخملی» بیشتر است

جنگ میان ایران و آمریکا که بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ بعد از چند دهه تنش، تحریم و تهدید در لباس یک نبرد نظامی تمام‌عیار ظهور کرد و در روز ۹ اسفند همان سال با شهادت رهبر معظم انقلاب به اوج خود رسید، چه فرجامی خواهد داشت و به زبان اهالی سیاست «چگونه باید تمام شود»؟

درباره‌ منافع ملی ما، دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان / خطر «گوش‌های مخملی» بیشتر است
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه سیاسی : جنگ میان ایران و آمریکا که بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ بعد از چند دهه تنش، تحریم و تهدید در لباس یک نبرد نظامی تمام‌عیار ظهور کرد و در روز ۹ اسفند همان سال با شهادت رهبر معظم انقلاب به اوج خود رسید، چه فرجامی خواهد داشت و به زبان اهالی سیاست «چگونه باید تمام شود»؟ حداقل سه نوع پاسخ به این سؤال قابل‌شناسایی است که با اندکی تسامح به این صورت قابل‌طرح است؛

 

یک. مصالحه فوری با آمریکا به صورتی که انگیزه دولت این کشور برای جنگ از بین برود.

 

دو. فقط گسترده‌کردن جنگ.

 

سه. جنگ تا لحظه تغییر محاسبه دشمن و رفع معتبر تهدید امنیتی.

 

مورد اول: از ابتدای مناقشات هسته‌ای با طرح مکرر این ایده سعی کرد نشان دهد می‌توان از طریق برخی گرایش‌های سیاسی داخل آمریکا میان تهران و واشنگتن تنظیماتی برقرار کند که مسئله هسته‌ای در قدم اول و باقی مسائل در ادامه حل شود. صورت ظاهری این ایده مبتنی بر این نظر است که قدرت ایران امکان مصالحه را فراهم می‌کند. این ایده در ماجرای برجام مهم‌ترین و تاریخی‌ترین فرصت عملی‌کردن حرفش را از دست داد، به‌طوری‌که دولت روحانی در همان دولت دموکرات اوباما هم نتوانست از ایده خودش دفاع کند.

 

اظهارنظر رئیس بانک مرکزی وقت دولت روحانی که گفت دستاورد ما از برجام «تقریباً هیچ» است، چکیده‌ وضعیت را نشان می‌دهد و پس از آن نیز برخلاف وعده روحانی و ظریف دولت بعدی آمریکا مثل آب‌خوردن برجام را پاره کرد. رهبر شهید انقلاب در نامه تاریخی ۲۹ مهر ۱۳۹۴ خطاب به رئیس‌جمهور وقت (حسن روحانی) درباره شرایط اجرای برجام نکته‌ای را طرح کردند که همه تاریخ پیش، حین و پس از آن را دارد: «جنابعالی با سابقه‌ چند دهه حضور در متن مسائل جمهوری اسلامی، طبعاً دانسته‌اید دولت ایالات آمریکا، در قضیه‌ هسته‌ای و نه در هیچ مسئله‌ دیگری، در برابر ایران رویکردی جز خصومت و اخلال در پیش نگرفته و در آینده هم بعید است جز این روش عمل کند.

 

اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در دو نامه به اینجانب مبنی بر اینکه قصد براندازی جمهوری اسلامی را ندارد، خیلی‌زود با طرف‌داری‌اش از فتنه‌های داخلی و کمک مالی به معارضان جمهوری اسلامی، خلاف واقع از آب درآمد و تهدیدهای صریح وی به حمله‌ نظامی و حتی هسته‌ای - که می‌تواند به کیفرخواست مبسوطی علیه وی در دادگاه‌های بین‌المللی منتهی شود - پرده از نیت واقعی سران آمریکا برداشت. صاحب‌نظران سیاسی عالم و افکار عمومی بسیاری از ملت‌ها، به‌وضوح تشخیص می‌دهند عامل این خصومت تمام‌نشدنی، ماهیت و هویت جمهوری اسلامی ایران است که برخاسته از انقلاب اسلامی است.»

 

این دیدگاه در ماجرای جنگ هم فعال بود و خیلی زود سعی کرد ضمن درک شرایط خاص جنگی، دیدگاه پیشین خودش را بازسازی و طرح کند. چند سخنرانی روحانی در جمع مدیران دولتش که گویا اجباراً باید مستمع باشند و چند یادداشت محمدجواد ظریف در رسانه‌های بین‌المللی در این دیدگاه صورت‌بندی می‌شود. خلاصه و چکیده این ایده در موقعیت جنگ کنونی طرح یک ایده سازش با آمریکا در مسئله هسته‌ای است، به‌نوعی که ترامپ آن را برگ پیروزی خودش معرفی کند و از وضعیت فعلی خلاص شود. اشکال این ایده این بود که ترامپ حرف از نابودی و تکه‌تکه کردن ایران می‌زد و حتی در وقایع دی ۱۴۰۴ تا انتخاب جانشین برای حکومت پیش رفت. طراحان این ایده در برابر این سؤال که آیا آمریکا بعد از امتیاز بزرگ هسته‌ای دست از سر ایران برمی‌دارد یا خیر؟ پاسخی ندارند یا دست‌کم پاسخ روشن و قابل دفاعی ارائه نمی‌کنند.

 

دیدگاه دوم البته نمی‌تواند ایده خودش را کامل مطرح کند و بیشتر در تقابل با ایده اول تلاش می‌کند حرفی بزند. این دیدگاه بیشتر جنبه سلبی دارد و بیشتر در حال نفی ایده اول است و راه ایجابی طرح نمی‌کند. صاحبان این ایده در برخی مقاطع تاریخی مسئولیت‌ مهمی داشتند؛ ولی به‌خاطر همان فقر جنبه ایجابی گره‌ای باز نکردند.

 

نظرگاه سوم که به نظر ایده حاکمیت ایران است متمرکز بر دو مسئله است؛ اول رفع فوری تهدید امنیتی و دوم طرح یک آرایش کلان سیاسی برای ایران به‌صورتی‌که امکان اعمال حکمرانی فراهم شود. جمع میان رفع معتبر تهدید دشمن و بازسازی و نوسازی ایران فقط در صورتی ممکن است که مؤلفه‌های اساسی قدرت ملی از جمله توان رزمی و دفاعی و سرمایه اجتماعی در حداکثر میزان قدرت خودشان باشند. در این ایده ایران پس از آتش‌بس روز چهلم جنگ، آرایش رزمی خودش را حفظ و تقویت کرد، تنگه هرمز را به‌عنوان یک دارایی استراتژیک به اهرم فشار به دشمن تبدیل کرد و نسخه‌های کف (تسلیم) و سقف (جنگ بی‌هدف) را باطل کرد.

 

حالا با نگاه به تجربه دو‌ صورت دیپ‌استیت آمریکا در دولت اوباما و ترامپ باید چه کرد؟ دستکش مخملی روی دستان چدنی دولت اوباما اقتصاد ایران را شرطی کرد، پیچیده‌ترین تحریم‌های تاریخ را روی ایران اعمال کرد و با یک طراحی شگفت‌انگیز امنیتی ـ سیاسی شکاف‌های اجتماعی ایران را به حداکثر رساند و می‌خواست با ظاهر متفاوت کار ایران را تمام کند. دموکرات‌ها از این جنبه به جنگ نظامی تمام‌عیار دولت ترامپ ایراد و انتقاد دارند که جیب آمریکایی‌ها را خالی کرد و به اقتصاد آمریکا ضربه زد نه چیز بیشتری. دموکرات‌ها می‌گویند حاکمیت ایران با حمله نظامی از بین نمی‌رود و فقط خرج روی دست ما می‌گذارد. حاکمیت ایران براین‌اساس نقطه تغییر محاسبه دشمن آمریکایی را لحظه‌ای می‌داند که ماشین نظامی و اقتصادی آمریکا از اثرگذاری عملیاتی ناامید شود.

 

این لحظه در جنگ نظامی زودتر قابل‌دسترسی است، همان‌طور که بعد از آتش‌بس فروردین ۱۴۰۵ ترامپ به جامعه آمریکا گفت اگر جنگ گسترده ادامه پیدا می‌کرد چه بلایی سر اقتصادشان می‌آمد. از حیث جنگ اقتصادی و تحریم‌های پیچیده علیه ایران البته وضعیت سخت‌تر است. نکته مهم این است که نسخه ایده تسلیم‌طلبان که معمولاً لباس حفظ ایران به تن دارند، در زمان قدرت دموکرات‌ها این‌گونه است؛ از پنجره فرصت حضور کسانی که می‌خواهند با ایران کار کنند، استفاده کنیم و در زمان پیروزی جمهوری‌خواهان این‌گونه است؛ پنجره فرصت کنترل تنش را غنیمت بدانیم!

 

با این حساب بیشتر از اینکه نگران دستکش مخملی دموکرات‌ها یا قداره‌کش‌های جمهوری‌خواه باشیم، باید نگران گوش‌های مخملی برخی در ایران باشیم. همیشه نگران پنجره فرصتی هستند که آمریکا آن را می‌بندد.

 

 

منبع: روزنامه فرهیختگان
اخبار مرتبط
  • شرکت خودرو سازی سایپا نحوه پیش‌فروش وانت زامیاد EX دوگانه‌سوز مدل ۱۴۰۵ با پیش‌پرداخت یک میلیارد تومان را اعلام کرد.ثبت‌نام از روز شنبه ۱۶ آبان آغاز می‌شود و تحویل هفته چهارم اسفند ۱۴۰۵ خواهد بود.

  • بی تردید وضعیت «نه جنگ، نه صلح» وضعیت فرساینده‌ای است و مدیریت کشور در تعلیق، اراده و تکالیف مدیران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اگرچه هم اینک جنگ تمام‌عیاری در کشور درجریان نیست اما سایه تهدید و احتمال تشدید تنش‌ها همچنان بر فضای تصمیم‌گیری و زندگی مردم سنگینی می‌کند. تداوم این وضعیت، علاوه بر دشوار کردن برنامه‌ریزی اقتصادی و توسعه‌ای، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی را دچار چالش می‌کند.

  • کاظم غریب‌آبادی معاون امور حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه در پیامی تاکید کرد که شهادت امام خامنه‌ای قائد عظیم الشان انقلاب برای ایرانیان نماد استمرار و عمق دشمنی آمریکا با ملت ایران و نماد همیشگی ایستادگی و مقاومت آنان در برابر دشمنی آمریکاست.

ارسال نظر