نورنیوز-گروه بین الملل: انتخابات پارلمانی رژیم صهیونسیتی، امروز در شرایطی متفاوت از تمام دورههای گذشته برگزار شد. پیامدهای عملیات طوفانالاقصی و تحولات منطقهای پس از آن، از جمله تجاوزهای مکرر به خاک ایران، رقابت بر سر آینده سیاسی بنیامین نتانیاهو را پیچیدهتر کرده است. در این میان، قدرت نمایی جریانات اپوزیسیون دولت نتانیاهو، و نیز افزایش مشارکت شهروندان عرب و نقش احتمالی احزاب آنان در معادله ۶۱ کرسی، از محورهای مهم رقابت انتخاباتی این دوره به شمار میرود.
رقابت انتخاباتی در اسرائیل تنها بر سر تداوم نخستوزیری نتانیاهو نیست، بلکه به اختلاف نظر جدی بر سر نحوه مدیریت جنگ علیه ایران و آینده سیاستهای امنیتی این رژیم نیز گره خورده است؛ بااینحال، همگرایی مخالفان در مخالفت با نتانیاهو لزوماً به معنای اختلاف بنیادین آنان با سیاستهای نظامی رژیم صهیونسیتی نیست.
همچنین افزایش احتمالی مشارکت شهروندان عرب اسرائیل و تقویت جایگاه احزاب عرب در کنست میتواند معادلات تشکیل دولت را تحت تأثیر قرار دهد؛ بهویژه در شرایطی که هیچیک از جناحها بدون کسب حمایت کافی از دیگر احزاب، قادر به دستیابی به اکثریت ۶۱ کرسی نخواهد بود.
یک انتخابات متفاوت
به این اعتبار، وضعیت سیاسی در سرزمین های اشغالی بسیار پیچیده است و اگرچه هنوز نتایج قطعی و رسمی انتخابات اعلام نشده اما شواهد موجود حکایت از آن دارد که روزهای پر تنشی در انتظار فضای سیاسی آسراییل است. دکتر مسعود اسداللهی، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا در گفت و گو با « نورنیوز » روندهای جاری در صحنه انتخاباتی اسراییل را بررسی کرده است. او در تبیین ویژگی های این انتخابات اظهار داشت: انتخابات این دوره در اسرائیل از چند جهت با دورههای قبل تفاوت دارد؛ زیرا در شرایطی برگزار میشود که تحولات بزرگی پس از عملیات طوفانالاقصی در منطقه رخ داده است. در این مدت، تحولات گستردهای در فلسطین و سایر نقاط منطقه اتفاق افتاده و نتانیاهو تلاش کرده است این تحولات را بهعنوان نشانهای از تغییر موازنه منطقهای به سود اسرائیل معرفی کند.
بااینحال، به نظر میرسد این روایت نتوانسته است همه جامعه اسرائیل را با خود همراه کند. بخشی از جامعه با سیاستهای نتانیاهو، بهویژه ادامه جنگ و نحوه مدیریت آن، مخالف است. یکی از انتقادهای اصلی مخالفان این است که نتانیاهو جنگ را به مسئلهای مرتبط با بقای سیاسی خود تبدیل کرده است. از نگاه آنان، ادامه وضعیت جنگی میتواند به ماندگاری دولت او کمک کند و رسیدگی به پروندههای قضاییاش را نیز تحت تأثیر قرار دهد. البته این موضوع، بخشی از تحلیل مخالفان نتانیاهو درباره انگیزههای سیاسی اوست.
تحلیگر مناسبات اسرائیل در ادامه گفت: در این انتخابات، رقابت میان نتانیاهو و مجموعهای از شخصیتها و جریانهای سیاسی مخالف او اهمیت ویژهای پیدا کرده است. این جریانها، با وجود اختلافات ایدئولوژیک، در مخالفت با ادامه نخستوزیری نتانیاهو اشتراک نظر دارند. نکته مهم آن است که همه مخالفان نتانیاهو را نمیتوان نیروهای چپگرا دانست. برخی از چهرههای شاخص این جریان نیز سابقه و گرایش راستگرایانه دارند و در مسائل امنیتی و نظامی، تفاوتهای بنیادینی با نتانیاهو ندارند. بنابراین، باید میان اختلاف بر سر شخص نتانیاهو و اختلاف بر سر سیاستهای کلی اسرائیل تمایز قائل شد.
افزایش مشارکت اعراب اسرائیل
اسداللهی در پاسخ به این سوال که رای عرب های اسراییل چگونه قابل توضیح است گفت: یکی از موضوعات مهم این انتخابات، میزان مشارکت شهروندان عرب اسرائیل، بهویژه فلسطینیانی است که در داخل مرزهای سال ۱۹۴۸ زندگی میکنند و شهروند محسوب میشوند.
در دورههای گذشته، مشارکت انتخاباتی این جامعه در برخی انتخابات پایین بوده است؛ بخشی از این مسئله به بیاعتمادی نسبت به احزاب اسرائیلی و تردید درباره تأثیرگذاری رأی آنان بازمیگشت. اما در این دوره، به نظر میرسد بخشی از رأیدهندگان عرب با این برداشت که نتیجه انتخابات میتواند بر آینده سیاسی این رژیم و وضعیت خودشان تأثیر بگذارد، انگیزه بیشتری برای شرکت در انتخابات پیدا کردهاند.
بر اساس گزارشهایی که در جریان شمارش اولیه آرا مطرح شده بود، افزایش مشارکت این جامعه میتوانست تعداد کرسیهای احزاب عرب را به حدود ۱۸ تا ۱۹ کرسی برساند؛ رقمی که در صورت تأیید نهایی، میتوانست جایگاه سیاسی این احزاب را تقویت کند. در واقع چنین افزایشی به این معناست که احزاب عرب، در صورت توزیع نزدیک کرسیها میان دو جناح اصلی، ممکن است در مذاکرات مربوط به تشکیل دولت نقش تعیینکنندهتری پیدا کنند
این تحلیل گر مسائل منطق در پاسخ به این سوال که رویکرد تبلیغاتی نتانیاهو در انتخابات چه بود گفت: در جریان انتخابات، نتانیاهو از هواداران خود خواست با حضور در پای صندوقهای رأی، مانع تشکیل دولت به دست مخالفانش شوند. او همچنین درباره احتمال تشکیل دولت مخالفان با حمایت احزاب عرب هشدار داد.
این پیامها در شرایطی مطرح شد که میزان مشارکت گروههای مختلف رأیدهنده میتوانست بر ترکیب نهایی پارلمان اثر بگذارد. در ادامه روز نیز، هواداران جریانهای راستگرا برای افزایش مشارکت بسیج شدند. بااینحال، برای ارزیابی دقیق اثر این تحولات باید به نتایج رسمی و تفکیک آرای حوزههای مختلف مراجعه کرد. آمارهای اولیه و برآوردهای شبکههای تلویزیونی لزوماً با نتیجه نهایی یکسان نیستند.
وی یادآور شد: پارلمان اسرائیل، کنست، ۱۲۰ کرسی دارد و برای تشکیل دولت، کسب حمایت اکثریت نمایندگان، یعنی دستکم ۶۱ کرسی، اهمیت اساسی دارد. در تحلیل مطرحشده، شمار کرسیهای ائتلاف نتانیاهو حدود ۵۷ تا ۵۸ کرسی برآورد شده بود اما فعلا در محدوده ۵۳ یا ۵۴ رأی قرار دارد. بنابراین، او برای رسیدن به اکثریت با کمبود چند کرسی مواجه میشود.
در چنین شرایطی، مذاکرات ائتلافی اهمیت زیادی پیدا میکند. احزاب کوچکتر و نمایندگان مستقل یا گروههایی که در موقعیت تعیینکننده قرار میگیرند، میتوانند در تعیین ترکیب دولت نقش داشته باشند. در مقابل، مخالفان نتانیاهو نیز برای تشکیل دولت باید بتوانند حمایت کافی از احزاب و نمایندگان مختلف را به دست آورند. حتی اگر دو طرف در مخالفت یا حمایت از نتانیاهو اشتراک نظر داشته باشند، اختلافات ایدئولوژیک و سیاسی ممکن است مانع توافق نهایی شود. البته یکی از سناریوهای مورد بحث، حمایت احزاب عرب از دولت مخالفان بدون مشارکت مستقیم در کابینه بود. تحقق چنین سناریویی به توافقهای سیاسی و نحوه تعامل طرفین بستگی دارد و نمیتوان آن را قطعی دانست.
این کارشناس بین الملل خاطرنشان کرد: همچنین باید توجه داشت که بر اساس نظام سیاسی اسرائیل، صرف کسب بیشترین تعداد کرسی از سوی یک حزب بهتنهایی تضمینکننده نخستوزیری نیست؛ توانایی تشکیل ائتلاف و جلب حمایت لازم در پارلمان نیز اهمیت دارد. البته در نهایت، تا زمانی که نتایج رسمی اعلام و روند تشکیل ائتلافها روشن نشود، نمیتوان درباره سرنوشت دولت آینده با قطعیت اظهارنظر کرد.
خروج تانیاهو از قدرت برای ایران تفاوتی ایجاد میکند؟
پاسخ به این پرسش برای جمهوری اسلامی ایران چه تفاوتی دارد که نتانیاهو در قدرت بماند یا کنار برود اسداللهی توضیح داد: برای پاسخ به این سؤال باید میان تفاوتهای شخصی و سیاسی رهبران اسرائیل و استمرار راهبردهای امنیتی و نظامی این رژیم تمایز قائل شد. در حوزه ایران، نمیتوان فرض کرد که کنار رفتن نتانیاهو لزوماً به معنای تغییر بنیادین سیاست اسرائیل خواهد بود. برخی از رقبای او نیز سابقه نظامی و مواضع امنیتی سختگیرانهای دارند و ممکن است در قبال ایران همچنان رویکرد تقابلی را دنبال کنند، رویکردی که در بحثهای مربوط به جنگهای قبلی لبنان و عملیات نظامی بعدی اسرائیل نیز مطرح بوده است.
تفاوتی که مخالفان نتانیاهو مطرح میکنند، بیشتر به شیوه مدیریت جنگ و تصمیمگیری راهبردی مربوط میشود. آنان مدعیاند که نتانیاهو ملاحظات بقای سیاسی خود را وارد تصمیمات نظامی کرده است؛ در مقابل، میگویند مدیریت جنگ باید بر مبنای ارزیابیهای امنیتی و راهبردی انجام شود. بااینحال، چنین ادعاهایی بهخودیخود به معنای تغییر سیاستهای اساسی اسرائیل در قبال ایران نیست. برای ارزیابی این موضوع باید مواضع رسمی، تصمیمات عملی و عملکرد کابینه بعدی را بررسی کرد.
از سوی دیگر، تغییر نخستوزیر میتواند پیامدهای سیاسی و روانی داشته باشد. اگر فردی که خود را چهرهای محوری در امنیت اسرائیل معرفی کرده، قدرت را از دست بدهد، این اتفاق ممکن است بر فضای سیاسی داخلی اسرائیل و برداشت افکار عمومی از عملکرد او تأثیر بگذارد.
اسداللهی در پایان گفت: از منظر نظامی و امنیتی، نمیتوان صرفاً با کنار رفتن یک نخستوزیر نتیجه گرفت که تهدیدهای متقابل یا اختلافات راهبردی میان ایران و اسرائیل از بین خواهند رفت.