نورنیوز-گروه بینالملل: پس از اعلام نتایج انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا و شکست سنگین جمهوریخواهان، که بیش از آنکه ناشی از اقبال عمومی به دموکراتها باشد، ریشه در نارضایتی گسترده مردم از ترامپ و سیاستهای او داشت، کلیدواژه «لزوم پایان جنگ با ایران» به محور مشترک ادبیات سیاسی مقامات آمریکایی، اعم از جمهوریخواه و دموکرات، تبدیل شده است. از ترامپ و ونس که شکست انتخاباتی را به جنگ با ایران نسبت دادهاند، تا منتخبان و شکستخوردگان دو حزب که پایان جنگ را مطالبه عمومی میدانند، همگی به نوعی بر ضرورت تغییر مسیر تأکید دارند. حتی ونس از شکلگیری کارزار انتخاباتی برای سال ۲۰۲۸ با محوریت پایان جنگ و دگرگونی در سیاستهای آمریکا در قبال رژیم صهیونیستی سخن میگوید.
همزمان، بسیاری از مقامات خارجی و رسانههای غربی نیز با اشاره به تأثیر جنگ بر انتخابات آمریکا، بر ضرورت دیپلماسی تأکید کردهاند. تحرکات میانجیگرایانه نیز با مشارکت پاکستان، قطر و عمان و گسترش رایزنیها به چین و روسیه، شتاب بیشتری گرفته است؛ سفر دبیر شورای عالی امنیت ملی به مسکو و دیدار با پوتین را نیز باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. این تحولات، از یک سو نشانه افول ترامپیسم و از سوی دیگر بازتاب واقعیتهای جهانی و پیامدهای جنگافروزی علیه ایران است. با این حال، مسئله اساسی آن است که پایان جنگ نه با تغییر رفتار ایران، بلکه با اجرای شروط این کشور، تنبیه متجاوز و تأمین حقوق و منافع ملی آن معنا پیدا میکند.
شکست انتخاباتی؛ نشانه زوال ترامپیسم و ضرورت تغییر نظم جهانی
ترامپ در پی الگوسازی از تفکرات جنگافروزانه و کاسبکارانه خود در جهان بود و حتی برای تغییر دولتها، به مداخله و کودتا در آمریکای لاتین و اروپا روی آورد؛ اما رأی مردم آمریکا خط بطلانی بر این تفکرات کشید. واکنش افکار عمومی به درخواست ترامپ برای به خاطر سپردن تصویر او هنگام رأی دادن، نشان داد همین تصویر، یعنی رئیسجمهوری که منافع کشورش را قربانی منافع رژیم صهیونیستی کرده و در جنایات نیز نقش داشته، به عاملی برای شکست جمهوریخواهان تبدیل شده است.
از سخنان ونس درباره تشکیل کارزار انتخاباتی برای سال ۲۰۲۸ با محوریت دوری از جنگ و فاصله گرفتن از اسرائیل تا برنامهریزی جمهوریخواهان برای مرزبندی با ترامپ، همگی بیانگر عمق این تحول است. بنابراین، مطالبه پایان جنگ و بازگشت به دیپلماسی، صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست؛ بلکه برخاسته از واقعیت افول ترامپیسم است. عبور نهایی از این الگو نیز مستلزم همگرایی جهانی در مسیر شکلگیری نظمی نوین و پایان دادن به یکجانبهگرایی است.
جنایات جنگی؛ هزینهای فراتر از شکست در انتخابات آمریکا
پیش و پس از انتخابات آمریکا، کشورهای مختلف و سازمانهای بینالمللی بر ضرورت پایان جنگ و بازگشت به دیپلماسی تأکید کردهاند. جنگافروزی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی، نهتنها برای طرفهای درگیر و غرب آسیا، بلکه برای اقتصاد جهانی نیز پیامدهای سنگینی داشته است؛ افزایش هزینه سوخت و تجارت جهانی تنها بخشی از این تبعات است.
با این حال، پیش از درخواست از ایران برای پذیرش پیشنهادهای دیپلماتیک و میانجیگرایانه، باید اجماعی راهبردی برای مجازات سران آمریکا و رژیم صهیونیستی به جرم جنایت علیه بشریت و مسئولیتآفرینی در وضعیت کنونی جهان شکل بگیرد. تقلیل مجازات ترامپ و نتانیاهو به شکست انتخاباتی، کوچکشمردن ابعاد جنایاتی است که با هیچ قاعده بینالمللی و حقوق بشری سازگاری ندارد. انتقام خون رهبر شهید و دانشآموزان مینابی را نمیتوان با چنین حداقلهایی جایگزین کرد.
مقاومت ایران؛ شکست نظام سلطه در میدانهای متعدد
نکته اساسی در اعترافات به شکست در برابر ایران، آن است که این شکست صرفاً متوجه شخص ترامپ نیست؛ بلکه آمریکا و نظام یکجانبهگرای سرمایهداری در دستیابی به اهداف خود با ناکامی مواجه شدهاند. تقلیل این واقعیت به شکست انتخاباتی ترامپ و نتانیاهو، به معنای سفیدشویی جنایات نظام سلطه و نادیده گرفتن ناتوانی آن در تحقق اهداف جهانی، بهویژه در قبال ایران است.
این شکست نیز محصول معادلات روز قدرتهای جهانی یا رقابت میان قطبهای بینالمللی نیست؛ بلکه در برابر اراده و اقتدار بومی ملتی رقم خورده که چند دهه آماج دشمنی و کینهورزی چندلایه آمریکا بوده است. ترامپ با وجود ادعای پیروزی، بارها اذعان کرده که چین و روسیه کمکی به ایران نکردهاند و توانمندی ایران برخاسته از ظرفیتهای درونی آن است.
از این منظر، الگوی پیشروی جهان، مقاومت متکی بر داشتههای درونی، ظرفیتسازی منطقهای و مقابله با نظام سلطه است. شکست آمریکا ابعادی نظامی، اقتصادی، اجتماعی، دیپلماتیک و بینالمللی دارد و مهمتر از همه، در برابر اراده ملت ایران رقم خورده است؛ ملتی که ماههاست خیابان را رها نکرده است.
شروط هفتگانه؛ معیار واقعی صداقت در پایان جنگ
اگرچه ونس و دیگر مقامات آمریکایی از پایان جنگ و صلح سخن میگویند و ایران نیز هرگز میز دیپلماسی را ترک نکرده است، اما میانجیگری چین و روسیه با تأکید بر حقوق حقه ایران و پاسخگو کردن متجاوز، از جمله در سفر باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی به چین و سفر سرلشکر رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی به روسیه و دیدار با پوتین، در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
حقیقت آن است که پایان جنگ زمانی معنا دارد که از عرصه گفتار و شعار خارج و با اقدام عملی همراه شود. ونس نمیتواند همزمان از مذاکره و ضرورت پایان جنگ سخن بگوید، در حالی که ترامپ از آمادگی برای اقدام نظامی میگوید و خزانهداری آمریکا به اعمال تحریمهای جدید ادامه میدهد.
پایان واقعی جنگ مستلزم تحقق شروط و پیشزمینههای مشخص است که محور اصلی آن، اجرای کامل و بدون کموکاست شروط هفتگانه ایران، راستیآزمایی اجرای آنها و ارائه تضمین معتبر برای جلوگیری از تکرار تجاوز است. تا زمانی که این شروط محقق نشود، واژه پایان جنگ چیزی جز ادعایی برای فریب افکار عمومی و ایجاد خطای محاسباتی در میان تصمیمگیران ایرانی نخواهد بود. مدعیان فاصله گرفتن از ترامپیسم باید در عمل پذیرای شروط ایران باشند و همزمان، مجازات جنایتکارانی همچون ترامپ و نتانیاهو به جرم جنایت علیه بشریت و نقض حقوق بینالملل را دنبال کنند؛ چراکه شکست انتخاباتی، جایگزین عدالت و پاسخگویی در برابر جنایات نیست.