نورنیوز-گروه بینالملل: نتیجه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، از یکسو بیانگر انتقامگیری سنگین مردم از ترامپ و جمهوریخواهان و از سوی دیگر، هشداری آشکار به دموکراتها بود؛ هشداری مبنی بر اینکه اگر آنان نیز از مسیر تغییرات مورد مطالبه مردم منحرف شوند و بهجای رسیدگی به مشکلات ساختاری و معیشتی جامعه آمریکا، در مدار الیگارشها، اولویت دادن به اسرائیل و جنگافروزی در جهان حرکت کنند، سرنوشتی مشابه جمهوریخواهان خواهند داشت. پیام اصلی این انتخابات روشن بود: فاصله گرفتن از ترامپ و تفکرات حاکم بر او، به ضرورتی برای بقا در قدرت تبدیل شده است. پیروزی دموکراتها نیز بیش از آنکه حاصل برنامهای منسجم یا کارنامهای مثبت باشد، محصول انتقاد از ترامپ و صفآرایی در برابر او بود.
از رؤیای آبراهام لینکلن تا انزوای ترامپ
ترامپ در سال ۲۰۲۵ با ادعای تکرار دوران آبراهام لینکلن و وعده احیای عظمت آمریکا وارد کاخ سفید شد؛ اما کارنامه دو ساله او نهتنها تحققبخش این رؤیا نبود، بلکه نتایج انتخابات میاندورهای نشان داد ترامپیسم در میان مردم آمریکا با ریزش جدی پایگاه اجتماعی مواجه شده است. شکست نامزدهای جمهوریخواه، حتی در ایالتهایی که دههها پایگاه سنتی این حزب محسوب میشدند، نشان داد همگرایی با ترامپ دیگر امتیاز انتخاباتی نیست. پیروزی نامزدهای دموکرات با پیشینههای لاتینتبار، رنگینپوست، مسلمان و مهاجر نیز جلوهای از اعتراض عملی جامعه به سیاستهای ترامپ بود.
این وضعیت چنان آشکار است که رسانههای آمریکایی نیز فاصله گرفتن از ترامپ را شرط بقای سیاسی جمهوریخواهان میدانند. والاستریت ژورنال تأکید کرده است سیاستمدارانی که در پی انتخاب مجدد یا دستیابی به جایگاه بالاتر در سال ۲۰۲۸ هستند، باید از هماکنون علناً فاصله خود را با ترامپ مشخص کنند.
ترامپ در سال ۲۰۱۶ با برجستهسازی فساد حاکمیتی و زیر سؤال بردن جنگهای آمریکا در افغانستان، عراق و سوریه، خود را منتقد جنگهای بیپایان معرفی کرد. حتی با اشاره به نقش آمریکا در شکلگیری القاعده و داعش، سیاستهای گذشته واشنگتن را به چالش کشید و با همین شعارها هیلاری کلینتون را شکست داد؛ اما عمل نکردن به وعدههای ضدفساد و پایان دادن به جنگها، زمینه شکست او در انتخابات ۲۰۲۰ را فراهم کرد.
فساد ترامپ؛ بهای حمایت جمهوریخواهان
یکی از عوامل مهم شکست جمهوریخواهان، پروندههای متعدد فساد مالی و اخلاقی و زدوبندهای منتسب به ترامپ و خانواده اوست. از پرونده اپستین و شکایتهای زنان درباره تعرض و تجاوز گرفته تا اتهامات فساد مالی، بهرهبرداری اقتصادی از موقعیت سیاسی، پیوند با کارتلهای اقتصادی و سیاسی و وارد کردن سرمایهدارانی همچون ایلان ماسک به عرصه قدرت، مجموعهای از حاشیهها و اتهامات را شکل داده که اعتبار سیاسی ترامپ را فرسوده است.
جنگافروزی نیز در شرایطی که هزینههای سنگینی بر زندگی مردم آمریکا تحمیل کرده، به عرصهای برای منافع اقتصادی و کسب درآمدهای میلیاردی تبدیل شده است. جمهوریخواهان با خودداری از مقابله با ترامپ و حمایت مستمر از او در کنگره، عملاً هزینه این پروندهها را به نام حزب خود ثبت کردند. امروز، در عصر گسترش شبکههای اجتماعی و گردش گسترده اطلاعات، پنهانسازی چنین پروندههایی کارایی گذشته را ندارد و جمهوریخواهان برای بازسازی اعتبار خود ناگزیرند از ترامپ فاصله بگیرند و حتی پیگیری قضایی اتهامات مطرحشده علیه او، خانواده و نزدیکانش را بپذیرند.
جنگ رمضان؛ فروپاشی ادعای پایان جنگهای بیپایان
عامل مهم دیگر در شکست جمهوریخواهان، عدول ترامپ از وعده پایان دادن به جنگهای بیپایان بود. او که بوش، اوباما و بایدن را بهدلیل جنگهای افغانستان و عراق سرزنش میکرد، در عمل آمریکا را به ابزاری برای تحقق اولویتهای اسرائیل تبدیل کرد. جنگافروزی علیه ایران، آشکارترین جلوه این چرخش بود؛ جنگی که ترامپ تصور میکرد با چند روز جنایت و کشتار، از جمله حمله به مدرسه میناب و شهادت رهبر انقلاب، میتواند اهداف ضدایرانی خود را محقق سازد، نفت ایران را به چنگ آورد و تنگه هرمز را به تنگه ترامپ تبدیل کند. اما اقتدار و اراده ایرانیان، این محاسبات را با شکست مواجه ساخت؛ بهگونهای که امروز نه امکان ادامه مسیر برای او فراهم است و نه راه خروجی بدون پذیرش واقعیتهای میدان پیش رویش قرار دارد.
واقعیت میدان در برابر امپراتوری دروغ
ترامپ با بهرهگیری از قدرت رسانهای و حمایتهای فناورانه ایلان ماسک، هر روز از پیروزی بر ایران، باز بودن تنگه هرمز و کاهش قیمتها پس از انتخابات سخن میگفت؛ اما رأی سنگین آمریکاییها علیه جمهوریخواهان نشان داد مردم برخلاف تبلیغات هالیوودی و تصویرسازیهای مبتنی بر هوش مصنوعی، بر اساس واقعیتهای زندگی و بازار تصمیم میگیرند. شکست آمریکا در برابر اقتدار ایران، بسته ماندن تنگه هرمز، استمرار بحران اقتصادی و سوخت و ناتوانی ترامپ در تحقق اهدافش علیه ایران، بدون پذیرش شروط هفتگانه تهران، واقعیتهایی هستند که آثار آنها در زندگی مردم آمریکا نیز آشکار شده است. این انتخابات را باید سندی روشن از بیاعتباری ماهها دروغپردازی و قهرمانسازی ترامپ دانست؛ تبلیغاتی که سرانجام در برابر واقعیتهای میدان و پیامدهای اقتصادی و حیثیتی آن برای آمریکا فرو ریخت.
سرنوشت ترامپ؛ درس عبرتی برای جهان
شکست ترامپ و تلاش جمهوریخواهان برای فاصله گرفتن از او بهمنظور حذف نشدن از عرصه سیاست، پیامی روشن برای کشورهایی دارد که همچنان در توهم امتیاز دادن به آمریکا برای دستیابی به امنیت، منافع اقتصادی یا پایان جنگ به سر میبرند. ترامپی که حتی در میان مردم آمریکا و همحزبیهای خود جایگاه پیشین را از دست داده، قطعاً طرف قابل اعتمادی برای مذاکره و سازش نیست. او که نتوانسته حتی آرای مردم را برای نامزدهای حزب خود حفظ کند، چگونه میتواند شریکی قابل اعتماد برای دیگر کشورها باشد؟ همراهی و مصالحه با چنین سیاستمداری، دستاوردی جز ننگ و حقارت جهانی نخواهد داشت.
امروز ترامپ نه رهاییبخش، بلکه آینه عبرتی است که پیام آن روشن است: راه دستیابی به اهداف، نزدیکی به ترامپ نیست؛ بلکه فاصله گرفتن و ایستادگی در برابر تفکرات و سیاستهای اوست؛ چه در داخل آمریکا و چه در عرصه جهانی و تنظیم روابط کشورها با واشنگتن. شکست ترامپ نشان داد دوران یکجانبهگرایی رو به پایان است و تفکرات او دیگر پاسخگوی تحولات جهان نیست. عصر جدید، عصر ایستادگی در برابر آمریکا با اتکا به توان داخلی، تقویت همگرایی منطقهای و مشارکت در شکلدهی به نظم نوین جهانی است؛ مسیری که انتخابات آمریکا بار دیگر ضرورت آن را آشکار ساخت.