نورنیوز-گروه بینالملل: انتخابات کنست (پارلمان) رژیم صهیونیستی در شرایطی برگزار شد که رسانههای غربی با بهرهگیری گسترده از کلیدواژههایی نظیر «مشارکت شگفتانگیز»، «مشارکت بیش از انتظار»، «انتخابات حساس و سرنوشتساز»، «روز دموکراسی در اسرائیل» و «انتخابات بینظیر»، کوشیدند از یکسو ماهیت تروریستی و جنایات این رژیم را تطهیر کنند و از سوی دیگر، آن را نماد دموکراسی و الگویی برای ساخت خاورمیانهای جدید معرفی نمایند. این فضاسازی تبلیغاتی در حالی صورت میگیرد که تحولات پیش و پس از انتخابات، حقایقی بزرگ درباره ماهیت فاشیستی، جعلی بودن دموکراسی صهیونیستی و ضرورت پاسخگویی و مجازات این رژیم، بهجای معرفی آن بهعنوان تعیینکننده سرنوشت ملتهای منطقه، آشکار میسازد.
رقابت میان اردوگاههای جنایت؛ تفاوت در نام، اشتراک در ماهیت
هرچند میان نام احزاب، شعارهای انتخاباتی و مواضع ظاهری نامزدهای حاضر در انتخابات رژیم صهیونیستی تفاوتهایی دیده میشود، اما در ماهیت رفتاری آنان، از نتانیاهو و آیزنکوت تا بنت و بنگویر، تفاوت معناداری وجود ندارد. کارنامه این جریانها آکنده از جنایت، کشتار و اشغالگری است. آنچه در این انتخابات جریان دارد، نه رقابتی سیاسی با معیارهای متعارف جهانی و با محوریت مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، بلکه رقابت میان چهرهها و جریانهای فاشیستی و جنایتکاری است که در یک سازوکار واقعی حقوق بشری و دموکراتیک، باید بهسبب فساد و جنایات خود مورد بازخواست قرار گیرند. حضور نتانیاهو با پرونده سنگین قضایی و حکم بازداشت دادگاه لاهه، بیش از هر چیز ماهیت نمایشی این انتخابات را آشکار میکند؛ انتخاباتی که عنوان دموکراسی بر آن نهادهاند، اما بیش از آنکه به یک رقابت سیاسی شباهت داشته باشد، به سیرکی تبلیغاتی میماند.
دموکراسی تقلبی؛ از مهندسی آرا تا آپارتاید انتخاباتی
رسانههای غربی با واژهسازی و برجستهسازی میزان مشارکت، در پی سفیدشویی چهره رژیم و پنهانسازی ماهیت تروریستی آن بودهاند؛ حال آنکه رفتار جریانهای سیاسی، از جمله لیکود و شخص نتانیاهو، پیش و هنگام انتخابات با تخلفات گسترده همراه بوده است. سوءاستفاده از شرایط جنگی و ایجاد فضای رعب و وحشت، دخالت آشکار ترامپ به سود نتانیاهو و لیکود و هزینهکردهای غیرمتعارف برای خرید رأی، تنها بخشی از این تخلفات است. ابعاد مناقشه چنان بوده که جریانهای سیاسی متعدد، یکدیگر را به اقدامات غیرقانونی متهم کردهاند. در این میان، ادعای رأیدزدی اعراب نیز به ابزاری برای سرپوش گذاشتن بر تخلفات تبدیل شد؛ ادعایی که پلیس و کمیته برگزاری انتخابات آن را مردود اعلام کردند.
در کنار این تخلفات، رفتار سران صهیونیست با عربها و مسیحیان، بار دیگر ماهیت نژادپرستانه و آپارتایدی این رژیم را آشکار میسازد. ادعای مشارکت عربی، پوششی برای نمایش دموکراسی است؛ درحالیکه سران رژیم با طرح ادعاهای تقلب، در پی بیاعتبار کردن آرای عربی و تقسیم آن میان جریانهای خود بودهاند. این آپارتاید انتخاباتی نشان میدهد که مشارکت ظاهری، هیچ تغییری در ماهیت افراطگرایانه رژیم ایجاد نکرده است. بااینحال، برخی دولتهای غربی با برجستهسازی آرای عربی و چشمپوشی از نژادپرستی حاکم، میکوشند ادامه روابط، کاهش فشارها و حتی توقف تحریمهای این رژیم را توجیه کنند.
شکافهای انباشته؛ از بحران اجتماعی تا رویارویی نظامیان و سیاسیون
رسانههای عبری و غربی با تأکید بر مشارکت بالا، تصویری منسجم از جامعه صهیونیستی ارائه میکنند؛ اما پراکندگی آرا، ناتوانی مدعیان نخستوزیری در کسب ۶۱ کرسی و اختلاف میان حامیان و مخالفان دولت، از بحرانی عمیق و شکافهای قومی، اجتماعی، سیاسی، زبانی و فرهنگی حکایت دارد. جامعهای که با ساختاری جعلی و بر پایه مجموعهای از انگیزههای اقتصادی و ایدئولوژیک شکل گرفته، اکنون بیش از گذشته با تضادهای درونی مواجه است. اعتراضات خیابانی، مهاجرت معکوس و پراکندگی سیاسی، نشانههای این بحراناند؛ بحرانی که با توجه به مسلح بودن بخش قابلتوجهی از صهیونیستها، میتواند به درگیریهای خیابانی و حتی رویارویی مسلحانه منجر شود.
در آستانه انتخابات، شکاف میان نظامیان و سیاستمداران نیز آشکارتر شد. درگیری لفظی بنیامین نتانیاهو و ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش، در پایگاه بلماخیم، درباره احتمال درگیری با ایران، نشانهای از تعارض جدی در ارزیابیهای نظامی و محاسبات سیاسی بود.
نظامیان آمریکایی و صهیونیستی با اتکا به واقعیتهای میدانی، جنگ رمضان را نه دستاورد، بلکه اقدامی شکستخورده میدانند که ضمن افزایش توان پاسخگویی ایران، زمینه تسلط آن بر تنگه هرمز را فراهم کرده است. کاهش ذخایر تسلیحاتی، نابودی پایگاههای آمریکا در منطقه، هزینههای سنگین جنگ و ناتوانی در تأمین تسلیحات و نیرو، در کنار ظرفیتهای جبهه مقاومت و ناکامی رژیم در تحقق اهدافش حتی در غزه، از جمله محورهای هشدار نظامیان به سیاستمدارانی همچون نتانیاهو است؛ سیاستمدارانی که جنگ را ابزاری برای بقای سیاسی خود میدانند. ازاینرو، اختلاف میان دو اردوگاه سیاسی و نظامی، با وجود اشتراک در ماهیت جنایتکارانه، در آینده ابعاد گستردهتری خواهد یافت.
اقلیت مدعی سرنوشتسازی؛ افشای تناقض بزرگ دموکراسی صهیونیستی
رسانههای عبری و غربی با برجستهسازی مشارکت ۷۷ درصدی، در پی ترسیم تصویری دموکراتیک از رژیم هستند؛ اما این رقم مربوط به حدود ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار واجد شرایط رأیدادن است. در منطقهای که کشورهای متعددی با جمعیتهایی چندین برابر این رقم وجود دارند، معرفی چنین ساختاری بهعنوان الگوی دموکراسی، با واقعیتهای جمعیتی و سیاسی منطقه سازگار نیست و بازتابدهنده نگاهی نژادپرستانه و خودبرتربینانه است.
پرسش اساسی اینجاست: رژیمی که شمار واجدان شرایط رأیدادن آن حدود ۷ میلیون نفر است، با چه منطقی برای میلیونها انسان در منطقه تصمیمگیری میکند و از ساخت خاورمیانه اسرائیلی سخن میگوید؟ غربی که خود را مدافع دموکراسی و حاکمیت مردم معرفی میکند، چگونه با تفکر حاکمیت اقلیت بر اکثریت کنار میآید و از آن حمایت میکند؟
رژیم صهیونیستی با چنین ماهیتی نمیتواند با ادعای نجات ملتها و ساختن منطقهای جدید، اشغالگری و جنایات خود را توجیه کند. دموکراسی فریب، هرچند به سلاح تبلیغاتی رسانههای غربی تبدیل شده، در برابر حقیقت ماهیت این رژیم و اراده ملتهای منطقه برای مقابله با اشغالگری و جنایت از طریق مقاومت، سلاحی شکستخورده است.