نورنیوز- گروه بینالملل: به برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا تقریباً یک هفته مانده است. روز 13 آبان مصادف با ۳ نوامبر ۲۰۲۶ این رقابت مهم سیاسی برگزار خواهد شد. در این انتخابات مسئله دیگر فقط این نیست که کدام حزب اکثریت کنگره را به دست میآورد؛ پرسش مهمتر این است که آیا دونالد ترامپ میتواند هزینه سیاسی تصمیمهای خود را از صندوقهای رأی دور نگه دارد؟ جمهوریخواهان در شرایطی به استقبال انتخابات میروند که برتری سنتی آنها در حوزه اقتصاد تضعیف شده، محبوبیت رئیسجمهور به سطوح پایینی رسیده و جنگ با ایران، از یک بحران سیاست خارجی به موضوعی در سیاست داخلی و نیز عاملی مؤثر بر هزینههای روزمره زندگی آمریکاییها تبدیل شده است.
در این میان، تناقض اصلی برای کاخ سفید آنجاست که جنگی با پیامدهای فرامرزی، اکنون میتواند در جایی سرنوشتساز شود که ترامپ بیش از هر عرصه دیگری به آن نیاز دارد: داخل آمریکا. برای رأیدهندهای که با افزایش هزینه بنزین، گرمایش خانه، مواد غذایی و سایر مخارج ضروری روبهروست، بحث بر سر موفقیت یا شکست راهبرد نظامی واشنگتن زمانی اهمیت پیدا میکند که اثر آن را در صورتحسابهای ماهانه خود احساس کند. به همین دلیل، انتخابات پیش رو بیش از آنکه رقابتی معمول میان دو حزب باشد، به آزمونی برای سنجش اعتماد عمومی به ترامپ و ارزیابی هزینههای سیاسی و اقتصادی سیاستهای او شباهت پیدا کرده است. همزمانی افت محبوبیت رئیسجمهور، نگرانیهای اقتصادی و پیامدهای جنگ، شرایطی ایجاد کرده که در آن جمهوریخواهان ممکن است نه فقط کرسیهای کنگره، بلکه بخشی از اعتبار سیاسی خود را نیز از دست بدهند.
اقتصاد؛ جبههای که جمهوریخواهان در آن غافلگیر شدهاند
اگر قرار باشد فقط یک عامل برای توضیح وضعیت انتخاباتی جمهوریخواهان انتخاب شود، آن عامل نه اختلافات حزبی در واشنگتن، بلکه اقتصاد خانوار است. ترامپ با وعده بازگرداندن قدرت اقتصادی آمریکا، مهار تورم و کاهش فشار بر طبقه متوسط به قدرت بازگشت؛ اما اکنون، درست در آستانه انتخابات، بخش مهمی از رأیدهندگان عملکرد اقتصادی دولت او را زیر سؤال میبرند.
نظرسنجی رویترز و ایپسوس که نتایج آن در ۲۶ اکتبر منتشر شد، نشان میدهد محبوبیت ترامپ به ۳۲ درصد رسیده است؛ رقمی که اگرچه یک واحد درصد از کف ثبتشده هفته قبل بالاتر است، همچنان تصویری از نارضایتی گسترده ارائه میکند. در همین نظرسنجی، ۴۷ درصد رأیدهندگان ثبتنامکرده، از نامزدهای دموکرات برای کنگره حمایت کردهاند، در برابر ۳۶ درصد برای جمهوریخواهان. میان رأیدهندگان احتمالی نیز دموکراتها با نسبت ۵۳ به ۴۴ درصد پیشتاز بودهاند.
اهمیت این ارقام در آن است که جمهوریخواهان در حوزهای آسیبپذیر شدهاند که سالها یکی از مهمترین امتیازهای سیاسی آنان محسوب میشد، یعنی حوزه اقتصاد و معیشت. بر اساس همین نظرسنجی، ۳۷ درصد پاسخدهندگان مدیریت اقتصادی دموکراتها را ترجیح دادهاند، در حالی که این رقم برای جمهوریخواهان ۳۳ درصد بوده است. همزمان، ۷۳ درصد شرکتکنندگان گفتهاند هزینه زندگی در مسیر نامطلوبی حرکت میکند.
جنگ با ایران این معادله را پیچیدهتر کرده است. اختلال در انتقال نفت از تنگه هرمز و افزایش قیمت سوخت، پیامدهای درگیری را به پمپبنزینها و بودجه خانوارها کشانده است. در چنین وضعیتی، دولت دیگر نمیتواند پیامدهای جنگ را صرفاً در چارچوب امنیت ملی یا ضرورتهای نظامی توضیح دهد؛ زیرا رأیدهنده هزینه آن را در زندگی روزانه خود احساس میکند.
گزارشهای انتخاباتی آمریکا نیز از همین پیوند میان جنگ و اقتصاد حکایت دارند. رویترز در بررسی فضای انتخابات میاندورهای، افزایش هزینههای مسکن، درمان، مواد غذایی و بنزین را از مهمترین دغدغههای رأیدهندگان معرفی کرده و تأکید کرده است که جنگ با ایران به تشدید بخشی از این فشارها کمک کرده است. این همان نقطهای است که سیاست خارجی به مسئلهای داخلی تبدیل میشود. حتی رأیدهندهای که درباره اصل جنگ موضع قطعی ندارد، ممکن است درباره هزینه آن برای خانوادهاش تصمیم روشنی گرفته باشد. از این منظر، خطر انتخاباتی برای ترامپ لزوماً آن نیست که اکثریت جامعه به یک موضع واحد درباره ایران رسیده باشند؛ خطر اصلی آن است که شمار بیشتری از شهروندان، سیاستهای دولت را با افزایش هزینه زندگی پیوند دهند.
نظرسنجیها چه میگویند؟
در رقابت مجلس نمایندگان، نشانهها برای جمهوریخواهان نگرانکنندهتر است. در یک نظرسنجی که ۱۹ و ۲۰ اکتبر انجام شد، دموکراتها میان رأیدهندگان احتمالی با ۵۲ درصد در برابر ۴۴ درصد پیشتاز بودند. مهمتر از آن، ۴۴ درصد شرکتکنندگان گفتند رأی آنها در انتخابات کنگره عمدتاً رأیی علیه ترامپ است؛ در مقابل، ۲۱ درصد رأی خود را عمدتاً حمایتی از رئیسجمهور توصیف کردند.
این دادهها نشان میدهد که انتخابات در حال شخصیتر شدن است. نامزدهای جمهوریخواه در بسیاری از حوزهها ناگزیرند علاوه بر دفاع از برنامه خود، درباره کارنامه رئیسجمهور حزبشان نیز پاسخگو باشند. برای دموکراتها، این شرایط فرصتی فراهم میکند تا رقابتهای محلی را به ارزیابی ملی از عملکرد ترامپ پیوند بزنند. با این حال، یک نکته مهم نباید نادیده گرفته شود: برتری دموکراتها در نظرسنجی ملی به معنای تضمین پیروزی آنها در تمام رقابتها نیست. نتیجه مجلس نمایندگان به آرای حوزههای انتخاباتی وابسته است و رقابت سنا نیز در ایالتهایی برگزار میشود که ترکیب جمعیتی، سابقه حزبی و ویژگیهای نامزدها در آنها تفاوت زیادی دارد.
در مجلس نمایندگان، هر ۴۳۵ کرسی به رأی گذاشته میشود و کسب دستکم ۲۱۸ کرسی برای دستیابی به اکثریت ضروری است. با توجه به فاصله دموکراتها در نظرسنجیهای ملی و تعداد قابل توجه حوزههای رقابتی، بازپسگیری مجلس برای این حزب سناریویی جدی است.
وضعیت سنا پیچیدهتر است. جمهوریخواهان با ۵۳ کرسی در برابر ۴۷ کرسی در اختیار دموکراتها و متحدان مستقل آنها، موقعیت اولیه بهتری دارند. دموکراتها برای رسیدن به اکثریت ۵۱ کرسی باید چهار کرسی جمهوریخواهان را تصاحب کنند و در عین حال کرسیهای خود را حفظ کنند. همین تفاوت ساختاری سبب میشود که احتمال پیروزی دموکراتها در مجلس نمایندگان بالاتر از احتمال تصاحب سنا ارزیابی شود. با این حال، برخی رقابتهای سنا نشانههایی از تغییر موازنه دارند.
پیامدهای انتخاباتی جنگ به موضوع قیمتها محدود نمیشود. جنگ در آمریکا یک پرسش نهادی و سیاسی نیز ایجاد کرده است: رئیسجمهور تا چه اندازه میتواند بدون همراهی کنگره، عملیات نظامی را ادامه دهد و هزینههای آن را تأمین کند؟
در ماههای گذشته، قطعنامههای مرتبط با اختیارات جنگی رئیسجمهور در کنگره مطرح شدهاند. مجلس نمایندگان در یکی از تازهترین رأیگیریها، با ۲۲۰ رأی موافق در برابر ۲۰۴ رأی مخالف، قطعنامهای را برای پایان دادن به عملیات نظامی علیه ایران تصویب کرد؛ اقدامی که با حمایت همه دموکراتها و هفت جمهوریخواه همراه بود. با این حال، مسیر تبدیل چنین قطعنامههایی به قانون همچنان دشوار است و مخالفتهای پیشین در سنا و احتمال وتوی رئیسجمهور از موانع مهم آن به شمار میروند.
اگر دموکراتها اکثریت مجلس نمایندگان را به دست آورند، امکان نظارت سختگیرانهتر بر دولت، برگزاری جلسات تحقیق و تفحص و حتی استیضاح، فشار بر بودجههای نظامی و پیگیری قطعنامههای محدودکننده عملیات جنگی افزایش مییابد. اگر آنها سنا را نیز تصاحب کنند، ظرفیت سیاسی و نهادی برای به چالش کشیدن سیاستهای کاخ سفید گستردهتر خواهد شد.
جنگ با ایران و تبدیل انتخابات به همهپرسی
با این همه، نباید پیروزی احتمالی دموکراتها را با پایان خودکار جنگ یا تغییر فوری سیاست آمریکا در قبال ایران یکسان دانست. اختیارات رئیسجمهور در حوزه فرماندهی نظامی گسترده است و سازوکارهای کنگره نیز با موانع حقوقی و سیاسی روبهرو هستند. تجربه قطعنامههای قبلی نشان داده است که مخالفت بخشی از قانونگذاران بهتنهایی برای متوقف کردن عملیات نظامی کافی نیست.
بنابراین، پیامد مهمتر یک کنگره تحت کنترل دموکراتها ممکن است افزایش هزینه سیاسی ادامه جنگ باشد، نه الزاماً توقف فوری آن. دولت با جلسات نظارتی، اختلافات بر سر تأمین مالی، فشار افکار عمومی و دشواری پیشبرد برنامههای داخلی روبهرو خواهد شد. در چنین شرایطی، حتی اگر رئیسجمهور همچنان اختیار عملیاتی خود را حفظ کند، فضای مانور سیاسی او محدودتر میشود.
اما سئوال این است که آیا با پدیده تبدیل انتخابات به همهپرسی درباره ترامپ روبرو خواهیم بود؟ نشانههای موجود، تاحدی از چنین تحولی حکایت دارند، هرچند تعبیر «همهپرسی» باید با دقت به کار رود. انتخابات میاندورهای آمریکا از نظر حقوقی و اجرایی، رقابتی برای تعیین ترکیب کنگره است، نه رأیگیری مستقیم درباره ادامه ریاستجمهوری. اما از نظر سیاسی، وقتی بخش قابل توجهی از رأیدهندگان انگیزه خود برای شرکت در انتخابات را مخالفت با رئیسجمهور اعلام میکنند، رقابت میتواند کارکردی شبیه همهپرسی درباره کارنامه او پیدا کند.
برای ترامپ، مسئله اصلی این است که آیا میتواند تا روز رأیگیری، روایت سیاسی خود را از «دولت مقتدر و مدافع منافع آمریکا» به تصویری قابل قبول برای خانوادههایی پیوند بزند که با هزینههای فزاینده روبهرو هستند. برای دموکراتها نیز چالش آن است که نارضایتی عمومی را به رأی واقعی در حوزههای رقابتی تبدیل کنند؛ کاری که صرفاً و الزاماً با پیشتازی در نظرسنجی ملی تضمین نمیشود.
اما اهمیت انتخابات برای ایران فراتر از این است که کدام حزب چند کرسی به دست میآورد. اگر جنگ به عاملی برای تضعیف جمهوریخواهان تبدیل شود، این پیام به واشنگتن منتقل خواهد شد که عملیات نظامی پرهزینه، بدون اقناع افکار عمومی و مدیریت پیامدهای اقتصادی، میتواند به بهای از دست رفتن قدرت در داخل تمام شود. این نتیجه الزاماً به معنای تغییر فوری سیاست آمریکا نیست، اما میتواند محاسبات دولت را درباره مدت، هزینه و دامنه ادامه درگیری پیچیدهتر کند.
آزمون اصلی ترامپ فقط دفاع از اکثریت کنگره نیست؛ او باید نشان دهد تصمیمهایش در عرصه خارجی با وعدههای اقتصادیاش در داخل سازگارند. آنچه اهمیت دارد، افزایش هزینههای داخلی تصمیمگیری نظامی و محدود شدن آزادی عمل سیاسی کاخ سفید است؛ عاملی که ممکن است بر محاسبات آمریکا درباره تداوم یا تشدید جنگ اثر بگذارد، حتی اگر بهتنهایی مسیر سیاست خارجی این کشور را کاملاً تغییر ندهد.