فارسی
نورنیوز بررسی می‌کند

هراس اتمی در تل‌آویو؛ وقتی ایران به برگ برنده انتخاباتی نتانیاهو تبدیل می‌شود

بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخابات اسرائیل، با بازنشر تصویری از انفجار هسته‌ای بر فراز تل‌آویو، خطر ایران را بار دیگر به صدر رقابت سیاسی بازگرداند؛ اقدامی که پرسش‌هایی درباره پیوند میان هشدارهای امنیتی، ادعاهای پیشین او درباره دستاوردهای نظامی و تلاش برای حفظ قدرت مطرح می‌کند.

هراس اتمی در تل‌آویو؛ وقتی ایران به برگ برنده انتخاباتی نتانیاهو تبدیل می‌شود
۰ دقیقه

نورنیوز ـ گروه بین‌الملل: بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، دو روز مانده به انتخابات پارلمانی اسرائیل، با بازنشر پیامی در فضای مجازی، تصویری تولیدشده با هوش مصنوعی از انفجار هسته‌ای بر فراز تل‌آویو را منتشر کرد تا به رأی‌دهندگان هشدار دهد که انتخاب رهبری ناتوان از مقابله با ایران می‌تواند اسرائیل را در معرض خطر «هولوکاست دوم» قرار دهد. او در این پیام، مناقشات داخلی اسرائیل را در برابر آنچه «مأموریت حیاتی» مقابله با ایران می‌خواند، کم‌اهمیت جلوه داد و از فرصت باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ برای تکمیل این مأموریت سخن گفت. این اقدام، فراتر از یک هشدار امنیتی، تصویری روشن از راهبرد انتخاباتی نخست‌وزیری ارائه می‌کند که می‌کوشد سرنوشت سیاسی خود را به بزرگ‌ترین هراس امنیتی جامعه اسرائیل گره بزند.

همه چیز فدای انتخاب مجدد

نتانیاهو در این پیام فقط از ایران حرف نمی‌زند؛ او از رأی‌دهندگان می‌خواهد مسائل داخلی را کنار بگذارند و انتخاب سیاسی خود را بر مبنای تصویری هولناک از آینده انجام دهند. پرسش درباره مسئولیت دولت در شکست امنیتی هفتم اکتبر، مطالبه تحقیق مستقل، اختلافات مربوط به سربازی حریدی‌ها و دیگر مناقشات داخلی، در روایتی که او بازنشر کرده، چیزی جز «پرده دود» برای منحرف کردن افکار عمومی از ایران معرفی نمی‌شوند. به این ترتیب، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی می‌کوشد دستور کار انتخابات را از کارنامه دولت خود به موضوعی منتقل کند که در آن سال‌هاست مدعی برخورداری از تجربه و صلاحیت انحصاری است: مقابله با ایران.

اما چرا این جابه‌جایی دستور کار در این مقطع تا این اندازه اهمیت دارد؟ پاسخ را باید در موقعیت سیاسی خود نتانیاهو جست‌وجو کرد. نظرسنجی‌های روزهای اخیر، با وجود تفاوت در برآورد کرسی‌ها و ترکیب بلوک‌ها، نشان می‌دهند که تشکیل دولت بعدی همچنان با عدم قطعیت همراه است. در برخی نظرسنجی‌ها، بلوک نتانیاهو حدود ۴۸ تا ۵۱ کرسی به دست می‌آورد و در برآوردهای دیگر، موقعیت بهتری برای آن پیش‌بینی شده است. بنابراین، نمی‌توان نتیجه انتخابات را از پیش تعیین‌شده دانست؛ اما دشواری دستیابی به اکثریت ۶۱ کرسی و ضرورت ائتلاف‌سازی، فشار سیاسی بر نتانیاهو را افزایش داده است.

این وضعیت زمانی حساس‌تر می‌شود که اعتراضات خیابانی و مطالبه پاسخ‌گویی درباره شکست امنیتی هفتم اکتبر را نیز در نظر بگیریم. تجمع اعتراضی ۲۴ اکتبر در تل‌آویو، با مطالبه تشکیل کمیسیون تحقیق دولتی درباره این شکست، نشان داد که پرسش از مسئولیت سیاسی دولت همچنان یکی از محورهای اصلی رقابت است. منابع مستقل شمار شرکت‌کنندگان را بیش از صد هزار نفر اعلام کردند. مخالفت نتانیاهو با تشکیل کمیسیون مستقل نیز مانع از آن نشده است که این مطالبه در فضای عمومی و انتخاباتی اسرائیل باقی بماند.

در چنین فضایی، برجسته‌سازی تهدید ایران کارکردی دوگانه پیدا می‌کند: از یک سو، نتانیاهو می‌کوشد نگرانی امنیتی اسرائیلی‌ها را به سود خود بسیج کند؛ از سوی دیگر، تلاش دارد پرسش درباره مسئولیت دولت و عملکرد شخص خودش را به حاشیه براند. وقتی انتخابات به انتخاب میان «بقای موجودیت» و «خطر نابودی» تقلیل داده شود، دیگر مجال چندانی برای بررسی کارنامه دولت، پاسخ‌گویی درباره شکست‌های گذشته یا ارزیابی گزینه‌های سیاسی باقی نمی‌ماند.

از ادعای پیروزی نظامی تا هشدار هسته‌ای

نکته قابل تأمل آن است که نتانیاهو در پیام خود، فرصت باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری ترامپ را نیز به‌عنوان پنجره‌ای محدود برای به قول نویسنده اصلی پیام، «تمام کردن کار در ایران» معرفی می‌کند. این تأکید، پیوند میان راهبرد امنیتی او و حمایت واشنگتن را آشکارتر می‌سازد. نتانیاهو نه‌فقط ایران را تهدیدی وجودی معرفی می‌کند، بلکه به رأی‌دهندگان القا می‌کند که برای بهره‌گیری از فرصت موجود، به نخست‌وزیری نیاز دارند که بتواند با ترامپ ارتباطی نزدیک و مستقیم داشته باشد. در این روایت، رابطه با رئیس‌جمهور آمریکا نیز به بخشی از تبلیغ انتخاباتی تبدیل می‌شود؛ گویی امنیت اسرائیل در برابر ایران بیش از هر چیز به تداوم رابطه شخصی میان او و ترامپ وابسته است.

با این حال، مهم‌ترین پرسش درباره پیام اخیر نتانیاهو، فقط استفاده انتخاباتی از تهدید ایران نیست؛ بلکه فاصله میان ادعاهای قبلی او درباره دستاوردهای نظامی و هشدارهای کنونی‌اش است.

نتانیاهو پیش‌تر بارها مدعی شده بود که حملات آمریکا و اسرائیل برنامه هسته‌ای ایران را نابود یا به‌شدت تضعیف کرده است. اکنون اما بازنشر تصویری از انفجار اتمی بر فراز تل‌آویو و هشدار درباره «هولوکاست دوم»، بار دیگر خطر دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را در مرکز توجه قرار داده است. اکنون فاصله میان ادعای پیروزی نظامی و هشدار درباره فاجعه‌ای وجودی، پرسشی جدی درباره میزان تحقق اهداف اعلام‌شده حملات و ارزیابی واقعی نتانیاهو از وضعیت کنونی ایجاد می‌کند.

اگر برنامه هسته‌ای ایران آن‌گونه که نخست‌وزیر اسرائیل ادعا می‌کرد تضعیف شده است، چرا در آستانه انتخابات باید خطر نابودی اتمی اسرائیل با چنین شدتی به تصویر کشیده شود؟ آیا این هشدار، بیانگر ارزیابی تازه‌ای از وضعیت امنیتی است یا تلاشی برای بازگرداندن تهدید ایران به صدر دستور کار انتخاباتی؟

زمان‌بندی پیام، شیوه صورت‌بندی تهدید و پیوند دادن امنیت اسرائیل به انتخاب مجدد نتانیاهو، همگی نشان می‌دهند که این هشدار را نمی‌توان جدا از رقابت سیاسی داخلی تحلیل کرد.

از این منظر، بزرگ‌نمایی خطر اتمی ایران را باید در چارچوب بهره‌برداری سیاسی از یک نگرانی راهبردی دیرپا بررسی کرد. تصویر انفجار هسته‌ای بر فراز تل‌آویو، مخاطب را نه با ارزیابی فنی و مستند از وضعیت هسته‌ای ایران، بلکه با تصویری از فاجعه‌ای احتمالی مواجه می‌کند. استفاده از چنین تصویری در روزهای پایانی رقابت انتخاباتی، نشان می‌دهد که چگونه یک نگرانی امنیتی می‌تواند در قالبی حداکثری و هراس‌انگیز برای تأثیرگذاری بر رفتار رأی‌دهندگان به کار گرفته شود.

در همین زمینه، اظهارات باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، در سخنرانی انتخاباتی اخیرش در اوهایو نیز قابل توجه است. او با دفاع از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ یادآوری کرد که این توافق، با محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران و ایجاد سازوکارهای نظارتی، راهی دیپلماتیک برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای فراهم کرده بود؛ راهی که به گفته او، به شلیک موشک نیاز نداشت.

یادآوری این تجربه یک تمایز مهم را برجسته می‌کند: جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، ارزیابی ظرفیت‌های واقعی برنامه هسته‌ای و ادعای وجود خطری قریب‌الوقوع برای نابودی اسرائیل، سه موضوع مرتبط اما متفاوت‌اند و نباید با یکدیگر خلط شوند. طرح تصویری از انفجار اتمی، به‌خودی‌خود جایگزین شواهد فنی درباره وضعیت برنامه هسته‌ای ایران نمی‌شود.

امنیت اسرائیل یا بقای سیاسی نتانیاهو؟

البته نباید فراموش کرد که هراس امنیتی رژیم صهیونیستی از برنامه هسته‌ای ایران بخشی دیرپا از سیاست این رژیم است و نمی‌توان آن را فقط با رقابت‌های داخلی توضیح داد. مسئله اصلی در مقطع فعلی، زمان‌بندی، شدت و شیوه صورت‌بندی این هراس است؛ به‌ویژه هنگامی که نتانیاهو، انتخاب رقیب خود را با احتمال نابودی فیزیکی اسرائیلی‌ها پیوند می‌زند و مناقشات داخلی را تا حد حواشی بی‌اهمیت پایین می‌آورد.

از این منظر نخست‌وزیری که با مطالبه پاسخ‌گویی درباره هفتم اکتبر، اعتراضات مخالفان، پرونده‌های قضایی و رقابت دشوار بر سر تشکیل ائتلاف آینده روبه‌روست و با «استیصال انتخاباتی» روبرو شده، می کوشد همه این پرسش‌ها را زیر سایه یک تهدید بزرگ‌تر قرار دهد. تأکید بر اینکه مخالفت سیاسی با نتانیاهو نباید مانع انتخاب رهبری توانمند برای مقابله با ایران شود، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که مسئله شخص نخست‌وزیر تا چه اندازه به مرکز این جدال انتخاباتی راه یافته است.

می‌توان به‌روشنی گفت که پیام اخیر نتانیاهو بیش از آنکه صرفاً درباره ایران باشد، درباره خود نتانیاهو نیز هست. او می‌کوشد به رأی‌دهندگان بقبولاند که امنیت اسرائیل و ادامه رهبری او دو موضوع جدایی‌ناپذیرند؛ گویی کنار رفتن او از قدرت، به‌خودی‌خود پنجره مقابله با ایران را خواهد بست. این همان نقطه‌ای است که یک مسئله راهبردی به ابزار حفظ قدرت سیاسی تبدیل می‌شود: نتانیاهو می‌کوشد خود را نه فقط یک نامزد انتخابات، بلکه تنها گزینه قابل اتکا برای تضمین امنیت اسرائیل معرفی کند.

هرچند جریان‌های اصلی سیاسی اسرائیل در مخالفت با جمهوری اسلامی ایران اشتراک نظر دارند اما نتانیاهو می‌کوشد با برجسته‌سازی حداکثری خطر ایران، تفاوت میان خود و رقبایش را به مسئله‌ای حیاتی تبدیل کند. در این چارچوب، موضوع فقط مخالفت با ایران نیست؛ بلکه این ادعاست که تنها او می‌تواند این تقابل را به نتیجه مطلوب اسرائیل برساند.

مسئله این نیست که جمهوری اسلامی ایران برنامه‌ای برای انتقام از رژیم صهیونیستی ندارد یا نگرانی‌های امنیتی در این زمینه اساساً وجود ندارد؛ مسئله آن است که نتانیاهو در شرایطی که چشم‌انداز دستیابی به اکثریت پارلمانی برای او بسیار مبهم است، می‌کوشد در ذهن رأی‌دهندگان موازنه‌ای میان بقای اسرائیل و انتخاب شخص خود برقرار کند. لازمه این راهبرد انتخاباتی، برجسته‌سازی تهدید ایران و جاانداختن آن به‌عنوان مخاطره‌ای وجودی است که گویا فقط با تداوم رهبری او می‌توان با آن مقابله کرد.

هرچه موقعیت سیاسی نتانیاهو در داخل مبهم‌تر می‌شود، پیوند زدن آینده اسرائیل به تقابل با ایران نیز برای او کارکرد انتخاباتی بیشتری پیدا می‌کند. در این معنا، صدای بلندتر تهدید ایران در روزهای پایانی کارزار، نه فقط بازتاب نگرانی امنیتی، بلکه نشانه‌ای از تلاش نتانیاهو برای تبدیل آن نگرانی به سرمایه سیاسی است. تهدید ایران ممکن است بخشی واقعی از محاسبات امنیتی اسرائیل باشد، اما نحوه استفاده از آن در کارزار انتخاباتی نشان می‌دهد که این تهدید، هم‌زمان به ابزاری برای تغییر دستور کار عمومی و کاهش فشار پاسخ‌گویی درباره عملکرد دولت و نقطه تلاقی نگرانی‌های امنیتی، رقابت انتخاباتی و تلاش برای حفظ قدرت سیاسی  تبدیل شده است.

اخبار مرتبط
ارسال نظر