فارسی
نورنیوز بررسی می‌کند؛

آیا مکرون ناخواسته راز قدرت ژئوپلیتیکی ایران را فاش کرد؟

مواضع مکرون درباره توافق گازوئیلی آمریکا و روسیه، محدودیت وعده‌های ترامپ برای کاهش قیمت انرژی را آشکار می‌کند؛ معادلاتی که با بحران اروپا و اهمیت راهبردی ایران و تنگه هرمز، ابعاد اقتصادی، سیاسی و امنیتی گسترده‌تری یافته‌اند.

آیا مکرون ناخواسته راز قدرت ژئوپلیتیکی ایران را فاش کرد؟
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه بین‌الملل: قیمت انرژی، از بنزین تا گازوئیل و دیگر حامل‌ها، دیگر صرفاً موضوعی اقتصادی نیست؛ بلکه به عرصه‌ای تعیین‌کننده در سیاست و امنیت کشورها، از اروپا تا آمریکا، تبدیل شده است. ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، تمام ظرفیت سیاست داخلی و خارجی آمریکا را برای نمایش کاهش قیمت انرژی به کار گرفته است. بااین‌حال، مواضع مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، درباره توافق گازوئیلی واشنگتن و مسکو، پرده از واقعیتی فراتر برمی‌دارد: سرنوشت قیمت انرژی را نه وعده‌های سیاسی ترامپ، بلکه معادلاتی تعیین می‌کنند که ایران و تنگه هرمز در کانون آن قرار دارند.

اروپا؛ هزینه سنگین همدستی با واشنگتن

اروپایی‌ها از زمان جنگ جهانی دوم، در سایه وابستگی امنیتی به آمریکا، بخش مهمی از استقلال سیاسی و اقتصادی خود را نیز واگذار کرده‌اند؛ با این امید که در ازای این وابستگی، دست‌کم از جریان پایدار انرژی برخوردار شوند. حمایت از رژیم صهیونیستی نیز برای برخی دولت‌های اروپایی، ابزاری در جهت پیشبرد اهداف و منافع خود در غرب آسیا و تضمین دسترسی به انرژی کشورهای عربی بوده است. اما ماه‌هاست که نتیجه این خوش‌خدمتی‌ها، برخلاف انتظارات، به زیان اروپا رقم می‌خورد.

به اعتراف مارک روته، دبیرکل ناتو، اروپایی‌ها در تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران نقش داشته‌اند؛ همراهی‌ای که نه‌تنها منافع بیشتری برای آنان به ارمغان نیاورده، بلکه بحران فزاینده انرژی را به اقتصاد و امنیت اروپا تحمیل کرده است. پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، هزینه جنگ علیه ایران برای اروپایی‌ها را تاکنون بیش از ۱۰۰ میلیارد یورو اعلام کرده است. اورسولا فون‌درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، نیز از تحمیل ۱۰۶ میلیارد یورو هزینه اضافی ناشی از واردات سوخت‌های فسیلی پس از آغاز جنگ خبر داده است. این ارقام، تنها بخشی از بهای همراهی با واشنگتن است؛ همراهی‌ای که انزوای جهانی و اعتراض افکار عمومی به مشارکت در اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی را نیز برای اروپا به همراه آورده است.

توافق گازوئیلی ترامپ؛ وعده‌ای بی‌اثر در بازار انرژی

نکته محوری در مواضع مکرون، اعتراف به محدودیت اثرگذاری توافق گازوئیلی آمریکا و روسیه است. او تأکید کرده است که حجم گازوئیل صادراتی روسیه پیش‌تر نیز وجود داشته، کشورها آن را خریداری می‌کرده‌اند و محموله‌ها در بازار جهانی عرضه می‌شده‌اند؛ بنابراین، این اقدام نمی‌تواند مشکل بازار جهانی را حل کند. مکرون همچنین تأثیر این توافق بر موقعیت ترامپ را زیر سؤال برده است.

این اظهارات، در شرایطی مطرح می‌شود که ترامپ ماه‌هاست با وعده‌های پی‌درپی، از کاهش قیمت انرژی سخن می‌گوید؛ روزی از آزادسازی ذخایر انرژی، روزی از استخراج نفت گرینلند، روزی از توافق انرژی با تایوان و روزی دیگر از افزایش تولید ونزوئلا. اکنون نیز کاهش قیمت‌ها پس از انتخابات و تعیین تکلیف سریع ایران را وعده می‌دهد. اما این وعده‌درمانی‌ها، در برابر واقعیت‌های بازار، اعتبار خود را از دست می‌دهند. برآوردهای مطرح‌شده درباره کفایت محموله‌های گازوئیلی روسیه نیز، بسته به فرایند انتقال و حجم عرضه، از اثری محدود حکایت دارند؛ اثری که نمی‌تواند جایگزین حل ریشه‌ای بحران انرژی شود.

تنگه هرمز؛ کانون واقعی تعیین قیمت انرژی

سخنان مکرون پرسشی اساسی را پیش می‌کشد: اگر بازارهای مالی و توافق‌های ترامپ با تولیدکنندگان انرژی قادر به تضمین کاهش قیمت‌ها نیستند، سرنوشت این قیمت‌ها کجا تعیین می‌شود؟ پاسخ را باید در اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز و نقش تعیین‌کننده ایران در معادلات انرژی جست‌وجو کرد؛ واقعیتی که پیش‌تر نیز در مواضع شماری از مقام‌های سیاسی و اقتصادی جهان بازتاب یافته است.

امروز ژئوپلیتیک به ابزار قدرت تبدیل شده و موقعیت ایران در تنگه هرمز، در کنار توان بومی، تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی و امکان برخورد با کشتی‌های متخلف، بر محاسبات بازار انرژی اثر می‌گذارد. از این منظر، تنگه هرمز یکی از مؤلفه‌های بازدارندگی ایران است؛ مؤلفه‌ای که حتی واشنگتن نیز نمی‌تواند پیامدهای آن را نادیده بگیرد. تداوم فشار بر قیمت سوخت، باوجود وعده‌ها و عملیات رسانه‌ای ترامپ، نشان می‌دهد که اراده سیاسی به‌تنهایی قادر به مهار واقعیت‌های ژئوپلیتیکی نیست.

اقتدار ایران؛ پاسخ به نسخه‌های سازش و تسلیم

واقعیت آن است که امنیت پایدار با واگذاری ابزارهای قدرت و تکرار تجربه‌های تلخی همچون ترکمانچای به دست نمی‌آید. راه عبور از بحران، اتکا به اقتدار ملی، خودباوری، توان بومی و بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های میدان، مذاکره و بازدارندگی است. تنگه هرمز برای ایران صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ ظرفیتی راهبردی در معادلات جهانی است که حفظ مدیریت آن می‌تواند در تأمین منافع ملی و شکل‌دهی به نظمی متوازن‌تر نقش‌آفرین باشد. نسخه‌های منسوخ سازش و تسلیم، جایگزین چنین راهبردی نخواهند شد.

اخبار مرتبط
  • ترامپ و نتانیاهو در آستانه انتخابات، برای فرار از هزینه‌های سنگین جنگ و نارضایتی عمومی، به پول‌پاشی، تخفیف سوخت و فشار سیاسی روی آورده‌اند؛ اما جنگ علیه ایران، هرمز و اقتصاد جهانی را گرفتار بحرانی کرده که با چند وعده انتخاباتی قابل پاک‌کردن نیست.

  • همراهی اروپا با فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، در حالی به نمایش گذاشته می‌شود که بحران انرژی، هزینه‌های اقتصادی و شکاف‌های سیاسی، خود اروپا را تهدید می‌کند؛ مسیری که می‌تواند رؤیای فشار بر تهران را در تنگه هرمز غرق کند و هزینه این انتخاب را به اروپا بازگرداند.

  • روزنامه وال استریت ژورنال نوشت: ترامپ پیش از جنگ به تیم خود گفته بود که ایران «احتمالا قبل از بستن تنگه، تسلیم خواهد شد» و مشاوران او از اینکه ترافیک نفتکش‌ها با این سرعت متوقف شد، غافلگیر شدند.

ارسال نظر