نورنیوز-گروه بینالملل: ناتو در کشاکش اختلافات دو سوی آتلانتیک، یعنی اروپا و آمریکا، با سرنوشتی نامعلوم مواجه است؛ بااینحال، مارک روته، دبیرکل این ائتلاف، با استقبال از بیانیه ۲۹ کشور متحد و شریک، همسویی خود را با آنان اعلام و ادعای دخالت ایران در اقدامات خشونتآمیز و تهدیدها علیه کشورهای عضو، از جمله حادثه ۲۷ سپتامبر در پایگاه نیروی هوایی سلطنتی «فرفورد»، را محکوم کرد. او سپس مدعی شد ناتو همچنان به ایفای نقش خود برای تضمین امنیت یک میلیارد نفر از جمعیت کشورهای عضو ادامه خواهد داد.
این مواضع که پس از ادعای امضای بیانیه محکومیت نقش ایران در طراحی علیه پایگاه آمریکایی فرفورد در انگلیس و تکرار ادعاهای واهی برنهام، نخستوزیر انگلیس، درباره احتمال نقش عوامل تحت هدایت سپاه مطرح شده، در حالی صورت میگیرد که پرونده فرفورد از یکسو نمادی از زوال امنیتی آمریکاست و از سوی دیگر، بهانهجویی ناتو میتواند این ائتلاف را گرفتار اشتباه محاسباتی دیگری کند؛ اشتباهی که هزینههای مرگباری برای ناتو، بهویژه اعضای اروپایی آن، در پی خواهد داشت.
فرفورد؛ پردهبرداری از ناتوانی امنیتی آمریکا
ترامپ، مقامهای انگلیسی و اکنون ناتو با اتهامزنی علیه ایران میکوشند بهزعم خود، با ایرانهراسی، جنایات آمریکا را سفیدشویی کنند و با ادعای تخلیه پایگاه، تصویری خیالی از امنیت بسازند؛ اقدامی که در آستانه انتخابات میتواند کمکی غیرمستقیم به ترامپ و نتانیاهوی بحرانزده باشد. بااینحال، واقعیتی انکارناپذیر وجود دارد: آمریکا حتی در تأمین امنیت پایگاههای خود با پرسشهای جدی مواجه است؛ پس چگونه میخواهد نقش ناجی را برای دیگر کشورها ایفا کند؟
از سوی دیگر، همین اتهامزنیها ابهامات پیرامون ادعاهای ترامپ درباره نابودی توان نظامی ایران را افزایش میدهد. چگونه آمریکا، با وجود ادعای نابودی ایران، تمام ظرفیتهای داخلی و خارجی خود، حتی ناتو، را برای نمایش تهدید ایران به میدان میآورد؟ فرفورد نه نماد اتحاد غرب در برابر تهدیدات، بلکه نشانهای از رسوایی امنیتی آمریکا و متحدان آن است؛ رسواییای که با فضاسازی سیاسی از میان نمیرود.
رسوایی غرب؛ از خوشخدمتی به آمریکا تا بحران اقتصادی
اروپاییهای عضو ناتو در حالی به خوشخدمتی برای آمریکا ادامه میدهند که ترامپ، با زیر پا گذاشتن تعهدات، از توافق با پوتین برای دریافت گازوئیل روسیه خبر داده و همزمان خواستار برگزاری انتخابات در اوکراین شده است؛ اقدامی که میتواند به سرنگونی زلنسکی منجر شود. در مقابل، همراهی اروپا با آمریکا علیه ایران، تبعاتی دارد که میتواند اقتصاد و سیاست این قاره را با بحرانی جدی روبهرو کند.
مؤسسه مطالعات مالی انگلیس نیز هشدار داده است افزایش شدید تورم و هزینههای دولت در پی تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، بودجه این کشور را با چالشی جدی مواجه میکند. رسوایی دیگر اروپا، همزمانی اعمال ۱۶۰۰ تحریم جدید علیه روسیه با تداوم صادرات انرژی این کشور به اتحادیه اروپاست؛ چنانکه الکساندر نواک، معاون نخستوزیر روسیه در امور انرژی، ارزش منابع انرژی صادرشده به کشورهای اتحادیه اروپا از سال ۲۰۲۲ تاکنون را ۳۲۰.۷ میلیارد دلار اعلام کرده است. در چنین شرایطی، اتهامزنی علیه ایران بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، تلاشی برای سفیدشویی تناقضها و ناکامیهای غرب است؛ تناقضهایی که با دروغپردازی پنهان نمیشوند.
روته؛ مدعی امنیت یا پاسخگوی تجاوز؟
روته که چنان سرسپرده ترامپ است که او را «بابا» خطاب میکند، اکنون با اتهامزنی علیه ایران، ژست تأمین امنیت غرب را گرفته است؛ حال آنکه باید درباره عملکرد ناتو در تجاوز غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پاسخگو باشد. ائتلافی که مسئولیت امنیت اعضای خود را در برابر حمله به آنان بر عهده دارد، چگونه در جنگ علیه ایران با پنج هزار سورتی پرواز مشارکت داشته است؟
روته بهجای نشستن در جایگاه مدعی، باید درباره این عملکرد در برابر جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری پاسخ دهد. مشارکت ناتو در تجاوز و نقض حقوق بینالملل، موضوعی برای پیگیری در مجامع جهانی و مطالبه پاسخگویی است؛ بهویژه آنکه کمیته حقیقتیاب سازمان ملل نیز به ابعاد جنایت علیه بشریت اذعان کرده است. روته با ادعاهای ساختگی نمیتواند جای ظالم و مظلوم را عوض کند یا ماهیت جنایتکارانه عملکرد خود، ترامپ و ناتو را توجیه سازد.
مواضع روته و ۲۸ کشور، عمدتاً از متحدان اروپایی آمریکا، همزمان با ادعاهای روبیو در یونان درباره جنگ تمدنی علیه تاریخ و فرهنگ ایران، نشان میدهد ناتو و اروپا بار دیگر وارد بازی آمریکا شدهاند؛ بازیای که از بالکان و افغانستان تا اوکراین و جنگ رمضان، جز هزینههای اقتصادی و انسانی، دستاوردی برای غرب نداشته است.
به نظر میرسد اروپا، در شرایط انزوای جهانی، با پرونده فرفورد به این بازی پیوسته تا هم زمینه بهرهبرداری انتخاباتی ترامپ و نتانیاهو از ایرانهراسی را فراهم کند و هم اقدامات خصمانه جدید، از نظامی تا اقتصادی، علیه ایران را توجیهپذیر جلوه دهد؛ مسیری که تجربه تاریخی، فرجامی جز شکست و رسوایی برای آن نشان نداده است.
بااینحال، آمریکا، رژیم صهیونیستی، اروپا و ناتو، با هر هدفی که پشت پرونده فرفورد پنهان کنند، نمیتوانند مسیر تحولات جهانی، بهویژه در غرب آسیا، را به سود خود تغییر دهند. اتهامزنی و تهدید نظامی نیز ماهیت رفتار ایران در مدیریت تنگه هرمز را دگرگون نخواهد کرد؛ ایران با اتکا به ظرفیتهای جدید، گستردهتر و سریعتر از گذشته به تهدیدها پاسخ خواهد داد. بابالمندب نیز همچنان در معادلات مقاومت و تحت کنترل انصارالله جایگاهی تعیینکننده دارد و پیوند این دو تنگه میتواند محاسبات
متجاوزان را با پیامدهایی سنگین روبهرو سازد. آنان که تاریخ را نه گزینشی، بلکه با همه درسها و عبرتهایش میخوانند، بهخوبی میدانند که تجاوز به ایران، سرانجامی جز شکست در برابر اراده ایرانیان نخواهد داشت.