نورنیوز- گروه سیاسی: رخدادهای تروریستی در منطقه جنوب شرق کشور ظرف روزهای اخیر که به شهادت تعدادی از شهروندان و سربازان و نظامیان منجر شد، نهایتاً به صدور دستوری از سوی وزیر کشور منجر شد. اسکندر مؤمنی، هیئتی را برای بررسی ابعاد حوادث تروریستی اخیر و شناسایی عوامل این حملات راهی سیستانوبلوچستان کرده که به تازگی شاهد سلسلهای از حملات مسلحانه بوده و تازهترین مورد آن به شهادت دکتر نصرت افتخاری، معاون فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی استان، در محور چشمهزیارت زاهدان انجامید.
اهمیت این حادثه فقط در شهادت مقامات نظامی و انتظامی نیست. خانم افتخاری در مأموریتی برای مردمیاری و رسیدگی به مسائل اقوام و طوایف حاشیه زاهدان عازم منطقه شده بود و اساساً معاونت فرهنگی و اجتماعی پلیس، یکی از حلقههای ارتباط میان دستگاه انتظامی و جامعه محلی محسوب میشود. بنابراین، ترور او میتواند این پرسش را پیش بکشد که آیا هدف عملیات فقط یک نیروی پلیس بوده یا حلقه ارتباطی میان حاکمیت و جامعه نیز در معرض تهدید قرار گرفته است؟
اکنون مأموریت هیئت وزارت کشور اهمیت ویژهای پیدا میکند. انتظار میرود این بررسی فقط به شناسایی عامل مستقیم انفجار محدود نماند؛ بلکه زنجیره کامل عملیات روشن شود: طراحان چه کسانیاند؟ منابع مالی و تسلیحاتی از کجا تأمین میشود؟ شبکه پشتیبانی در داخل و خارج چگونه عمل میکند؟ و آیا میان حملات اخیر، شبکهای سازمانیافته وجود دارد؟
منابع اطلاعاتی موثق، نشانههای روشن و آشکاری در حمایت خارجی از گروههای مسلح فعال در منطقه و نقش برخی کشورهای عرب در تجهیز تروریستها پیدا کردهاند. این نشانهها حکایت از آن دارند که یک دولت عربی حاشیه خلیج فارس، مستقیماً سازماندهی و تجهیز گروههای تروریستی منطقه را برعهده داشته و مشخصاً دو تشکیلات سپاه صحابه و جیش محمد را به لحاظ نیروی انسانی و منابع مالی و امکانات اطلاعاتی و نظامی پشتیبانی میکند.
این گزارشها حاکی از این هستند که جمعیتی بالغ بر 50 هزار نفر در این گروهها سازماندهی شده و حدود 1500 نفر از آنها به داخل ایران اعزام شدهاند. البته بخش قابل توجهی از این مزدوران در تور امنیتی و انتظامی نیروهای ایران گرفتار شدهاند اما بخشی دیگر همچنان از وضعیت خاص منطقه سوءاستفاده کرده و اقدام به اعمال تروریستی میکنند.
ترورهای متوالی در منطقه سیستان و بلوچستان در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم جنوب شرق ایران در نقطهای قرار دارد که پیچیدگیهای قومی و مذهبی، فقر و محرومیت تاریخی و فعالیت گروههای مسلح، به همراه مداخلات آشکار و پنهان کشورهای خارجی، آن را به یکی از حساسترین محیطهای امنیتی کشور تبدیل کرده است.
اما شاید مهمتر از همه این باشد که این حوادث را نباید جدا از محیط بزرگتر امنیتی ایران دید. ایران امروز تنها با یک تهدید مواجه نیست. فشار نظامی خارجی، تحریم و محاصره اقتصادی، محدودیتهای حملونقل و تجارت، فشار بر مسیرهای هوایی و دریایی، جنگ روانی و تلاش برای تحریک شکافهای اجتماعی، همزمان بر کشور فشار وارد میکنند.
در چنین محیطی، تروریسم جنوب شرق، یکی از حلقههای زنجیره فشار چندلایه علیه ایران است. دور از واقعیت نیست که مجموعه این حلقه های متوالی را حاصل برنامهریزی یک اتاق فرمان واحد بدانیم به گونهای که همگی از یک فرماندهی، اما با تقسیم کار هماهنگ، طراحی و هدایت میشوند، به نحوی که بلکه هرکدام، بخشی از توان دولت و جامعه را درگیر و مشغول خود کنند.
حمله نظامی، توان دفاعی کشور را فرسوده میکند. فشار اقتصادی، توان معیشتی مردم را تحت فشار میگذارد. اختلال در مسیرهای تجارت و حملونقل، هزینه اداره اقتصاد را بالا میبرد. جنگ روانی، اعتماد عمومی را هدف میگیرد. و تروریسم، امنیت روزمره مردم و نیز اقتدار و اشراف نیروهای حافظ امنیت را نشانه میرود. اگر این فشارها در کنار یکدیگر قرار بگیرند، مسئله دیگر فقط مقابله با چند گروه مسلح در یک منطقه مرزی نیست؛ مسئله، فرسایش همزمان ظرفیتهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی کشور است.
به همین دلیل، پاسخ به حوادث سیستانوبلوچستان باید علاوه بر جنبههای نظامی و امنیتی، شامل اقدامات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی هم باشد. برخورد با شبکه تروریستی و شناسایی حامیان و آمران آن ضروری است؛ اما امنیت پایدار در این منطقه بدون توسعه، اشتغال، مشارکت واقعی نخبگان محلی و تقویت اعتماد میان مردم و حاکمیت به دست نمیآید. اتفاقاً شهادت معاون فرهنگی و اجتماعی پلیس در چنین مأموریتی، معنای مهمی دارد. تروریستها این بار فقط یک نیروی مسلح را هدف نگرفتند؛ کسی را هدف گرفتند که مأموریتش پیوند اجتماعی، مردمیاری و ارتباط با اقوام و طوایف بود.
اکنون هیئت ویژه اعزامی وزارت کشور باید پاسخ روشنی برای یک پرسش اساسی پیدا کند: چه کسانی پشت این زنجیره ایستادهاند و هدف نهاییشان چیست؟ اگر پاسخ فقط «یک گروه تروریستی» باشد، شاید بخشی از ماجرا را فهمیده باشیم. اما اگر این حملات بخشی از یک راهبرد وسیعتر برای فرسایش امنیت و ثبات ایران باشد، آنوقت جنوب شرق فقط یک پرونده امنیتی نیست؛ یکی از حلقههای یک نبرد چندلایه است که همزمان در میدان نظامی، اقتصاد، مرزها و جامعه جریان دارد.