نورنیوز-گروه اقتصادی: طلا در سال ۲۰۲۶ به یکی از مهمترین ابزارهای بازآرایی ذخایر مالی کشورها تبدیل شده است؛ رقابتی که فراتر از نوسان قیمتها، به آینده اقتصاد جهانی، امنیت داراییهای ملی و جایگاه ارزهای معتبر گره خورده است. بانکهای مرکزی در این میدان، نه فقط درباره میزان خریدوفروش، بلکه درباره ترکیب داراییهای خود در شرایط بحران تصمیم میگیرند.
بر اساس گزارش شورای جهانی طلا در اکتبر ۲۰۲۶، بانکهای مرکزی جهان در ماه اوت در مجموع ۳۹ تن خرید خالص طلا ثبت کردند. مجموع خرید خالص از ابتدای سال تا پایان اوت نیز به ۱۷۰ تن رسید. این ارقام از تداوم تقاضای رسمی حکایت دارد؛ هرچند رفتار همه کشورها یکسان نیست و برخی برای تأمین نقدینگی یا مدیریت فشارهای مالی، فروش را در دستور کار قرار دادهاند.
خرید ۹۸ تن طلا؛ لهستان چه خطری را جدی گرفته است؟
لهستان در صدر خریداران سال جاری قرار دارد. بانک مرکزی این کشور در اوت ۸ تن طلا خرید و مجموع خرید خالص آن از ابتدای سال به ۹۸ تن رسید. ذخایر طلای لهستان اکنون حدود ۶۴۸ تن است و این کشور هدف افزایش آن به ۷۰۰ تن را دنبال میکند.
این سیاست در شرایطی دنبال میشود که نگرانیهای امنیتی اروپا، بهویژه پس از جنگ روسیه و اوکراین، محاسبات اقتصادی و دفاعی کشورهای این قاره را تحت تأثیر قرار داده است. افزایش ذخایر طلا میتواند بخشی از تلاش ورشو برای متنوعسازی داراییها و تقویت پشتوانه مالی در شرایط بیثباتی باشد.
البته افزایش خرید طلا بهتنهایی به معنای پیشبینی قطعی جنگ یا فروپاشی نظام مالی نیست؛ اما نشان میدهد لهستان برای مدیریت ریسکهای بلندمدت، به داراییای توجه دارد که به تعهد مالی دولت یا بانک دیگری وابسته نیست.
چین ۲۰ تن خرید؛ پکن برای آینده چه نقشهای دارد؟
چین نیز در اوت ۲۰ تن به ذخایر طلای خود افزود؛ بیستودومین ماه متوالی خرید طلا از سوی بانک مرکزی این کشور. مجموع خرید خالص چین از ابتدای سال به ۸۰ تن رسید و ذخایر رسمی آن به حدود ۲ هزار و ۳۸۷ تن افزایش یافت. طلا اکنون حدود ۹ درصد از کل ذخایر چین را تشکیل میدهد.
برای پکن، افزایش طلا بخشی از سیاست متنوعسازی داراییهای رسمی است؛ سیاستی که در کنار نگهداری ارزهای خارجی، میتواند وابستگی بیش از اندازه به یک نوع دارایی را کاهش دهد. با این حال، نمیتوان از افزایش ذخایر طلا نتیجه گرفت که چین قصد دارد دلار را بهطور کامل کنار بگذارد یا در کوتاهمدت جایگاه آن را تصاحب کند.
در کنار چین، ازبکستان در اوت ۸ تن و قزاقستان ۷ تن طلا خریدند. مجموع ذخایر طلای این دو کشور بهترتیب به حدود ۴۳۹ و ۳۷۷ تن رسیده است. ازبکستان با اختصاص سهمی نزدیک به ۹۰ درصد از ذخایر رسمی خود به طلا، نمونهای از اقتصادی است که پشتوانه مالی آن وابستگی بیشتری به این فلز دارد.
روسیه و ترکیه طلا میفروشند؛ عقبنشینی یا نیاز فوری به نقدینگی؟
در سوی دیگر این رقابت، روسیه و ترکیه قرار دارند؛ کشورهایی که بخشی از ذخایر خود را فروختهاند. روسیه در اوت ۶ تن طلا فروخت و فروش خالص آن از ابتدای سال به ۵۶ تن رسید. ذخایر رسمی طلای این کشور اکنون حدود ۲ هزار و ۲۷۱ تن برآورد میشود.
ترکیه نیز پس از سه ماه فروش متوالی، در اوت ۳ تن طلا خرید؛ با این حال، فروش خالص این کشور از ابتدای سال به ۸۲ تن رسیده است. بخش عمده کاهش ذخایر ترکیه در سهماهه نخست سال رخ داد؛ دورهای که نیاز به نقدینگی و مدیریت بازار ارز بر تصمیمهای مالی این کشور تأثیر گذاشت.
این ارقام بهخودیخود نشانه شکست اقتصادی یا عقبنشینی راهبردی نیستند. بانکهای مرکزی ممکن است برای تأمین ارز، مدیریت نوسان بازار یا پاسخ به نیازهای مالی، بخشی از طلای خود را به فروش برسانند. تفاوت اصلی در این است که آیا فروش، تصمیمی مقطعی برای مدیریت نقدینگی است یا بخشی از تغییر بلندمدت در سیاست ذخایر.
دلار زیر سایه طلا؛ بانکهای مرکزی به دنبال راه فرارند؟
نظرسنجی سال ۲۰۲۶ شورای جهانی طلا از ۷۴ بانک مرکزی نشان میدهد ۸۹ درصد پاسخدهندگان انتظار دارند ذخایر طلای بانکهای مرکزی جهان طی ۱۲ ماه آینده افزایش یابد. همچنین ۸۴ درصد پیشبینی میکنند سهم طلا در سبد ذخایر کشورها طی پنج سال آینده بیشتر شود و ۷۴ درصد انتظار دارند سهم دلار آمریکا در همین دوره کاهش پیدا کند.
این ارقام از تمایل به متنوعسازی ذخایر حکایت دارند، اما نباید آنها را به معنای پایان قریبالوقوع سلطه دلار دانست. دلار همچنان نقش مهمی در تجارت بینالمللی، پرداختهای فرامرزی و بازارهای مالی دارد. طلا نیز برخلاف برخی داراییهای مالی، سود دورهای ایجاد نمیکند و قیمت آن میتواند نوسان قابلتوجهی داشته باشد.
بنابراین، رقابت طلایی را باید بخشی از تلاش کشورها برای کاهش ریسک تمرکز داراییها دانست؛ نه لزوماً اعلام جنگ مستقیم با دلار. تغییر تدریجی ترکیب ذخایر ممکن است بر ساختار مالی جهان اثر بگذارد، اما سرعت و ابعاد این تغییر به تحولات اقتصادی، سیاست پولی و اعتماد جهانی به ارزها بستگی دارد.
آمریکا با بیش از ۸ هزار تن طلا؛ برتری دلار تا کجا دوام میآورد؟
آمریکا با بیش از ۸ هزار تن طلا همچنان بزرگترین ذخیره رسمی این فلز را در اختیار دارد؛ رقمی که فاصله زیادی با ذخایر چین و روسیه ایجاد میکند. همین واقعیت نشان میدهد که افزایش خرید چین یا لهستان، بهتنهایی توازن ذخایر طلای جهان را دگرگون نمیکند.
در عین حال، میزان ذخایر تنها معیار قدرت مالی نیست. نقدشوندگی داراییها، میزان بدهی، توان اقتصادی، اعتبار پول ملی و دسترسی به بازارهای جهانی نیز در قدرت واقعی کشورها نقش دارند. حتی محل نگهداری طلا میتواند در شرایط بحرانی اهمیت پیدا کند؛ زیرا مالکیت یک دارایی با امکان دسترسی سریع و کمهزینه به آن یکسان نیست.
برنده واقعی رقابت طلایی؛ خریدار بزرگ یا اقتصاد هوشمند؟
رقابت سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که طلا بار دیگر در محاسبات بانکهای مرکزی جایگاهی برجسته یافته است. لهستان و چین ذخایر خود را افزایش میدهند، ازبکستان و قزاقستان به خرید ادامه میدهند و روسیه و ترکیه بخشی از داراییهایشان را برای مدیریت نیازهای مالی به فروش میرسانند.
با این حال، برنده این رقابت لزوماً کشوری نیست که بیشترین طلا را انبار کند. موفقیت به توانایی ایجاد تعادل میان امنیت بلندمدت ذخایر، نیازهای روزمره اقتصاد و مدیریت ریسک بستگی دارد. طلا میتواند سپری در برابر برخی مخاطرات باشد، اما جایگزین سیاست اقتصادی کارآمد، پول باثبات و منابع درآمدی پایدار نیست.