فارسی
نور نیوز بررسی می‌کند؛

رأی سبزها علیه صهیونیسم؛ پشت این چرخش چه می‌گذرد؟

تصویب طرح ضدصهیونیستی حزب سبز انگلیس، نشانه‌ای تازه از ورود مسئله فلسطین به متن سیاست غرب است؛ تحولی که از طوفان الاقصی تا جنگ رمضان، با مقاومت فلسطین و منطقه، انزوای رژیم صهیونیستی و مسئولیت حامیان آن را تشدید کرده است.

رأی سبزها علیه صهیونیسم؛ پشت این چرخش چه می‌گذرد؟
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه بین‌الملل: تحولی مهم در عرصه سیاسی انگلیس، نشانه‌ای روشن از دگرگونی نگاه جهانی به مسئله فلسطین و تبدیل شدن آن از موضوعی حاشیه‌ای به مسئله‌ای در متن تحولات سیاسی جهان است. حزب سبز انگلیس که در سال ۲۰۲۴ رژیم صهیونیستی را رژیمی آپارتاید خوانده بود، در نشست سالانه خود در برایتون، با ۱۰۲۲ رأی موافق در برابر ۸۱۳ رأی مخالف، طرحی را تصویب کرد که صهیونیسم را «پروژه‌ای سیاسی و قومیت‌گرا» تعریف کرده و خواستار برخورد با آن همانند سایر اشکال نژادپرستی شده است.

به نوشته گاردین، این مصوبه با ابتکار گروه «سبزها برای فلسطین» به رأی گذاشته شد و اکنون به سیاست رسمی حزب سبز در انگلستان و ولز تبدیل شده است. طرح «صهیونیسم نژادپرستی است» نیز استدلال می‌کند که صهیونیسم، به دلیل قائل بودن به برتری یک گروه قومی بر پایه سرکوب دیگران، ماهیتی نژادپرستانه دارد. هرچند سران رژیم صهیونیستی با واکنش‌های تند تلاش دارند این تحول را به نمایش قدرت در برابر حامیان فلسطین تبدیل کنند، واقعیت آن است که این رویداد، بخشی دیگر از دستاورد مقاومت در جهانی‌سازی مسئله فلسطین و سندی تازه بر تشدید انزوای رژیم صهیونیستی است؛ تحولی که همزمان مسئولیت جهانی برای بازخواست و مجازات سران آپارتاید صهیونیستی و حامیان آنان را سنگین‌تر می‌کند.

از طوفان الاقصی تا جنگ رمضان؛ فلسطین دوباره به متن جهان بازگشت

حذف فلسطین از تحولات جهانی و در نهایت تلاش برای حذف آن از نقشه، همواره بخشی از رویکرد رژیم صهیونیستی و حامیان آن بوده است؛ چنان‌که بارها نقشه‌هایی از غرب آسیا بدون فلسطین منتشر شده است. اما طوفان الاقصی در سال ۲۰۲۳ نقطه آغاز بازگشت دوباره فلسطین به کانون توجه جهانی بود. جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان و جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا، در کنار مقاومت همه‌جانبه ملت ایران و جبهه مقاومت، جایگاه فلسطین را در صحنه جهانی بیش از پیش تقویت کرد.

این بازگشت ابتدا در خیابان‌ها و در قالب تظاهرات و اعتراض‌های مردمی آشکار شد، سپس به دانشگاه‌ها، مراسم‌ها و جشنواره‌های هنری راه یافت و اکنون به عرصه سیاست و انتخابات رسیده است؛ به‌گونه‌ای که جریان‌های سیاسی و چهره‌های بسیاری، حتی در جوامع اروپایی و آمریکا، برای همسویی با افکار عمومی و کسب رأی، مواضع ضدصهیونیستی اتخاذ می‌کنند. پیروزی نامزدهای ضدصهیونیست در آمریکا و استقبال جهانی از مواضع کشورهایی همچون اسپانیا و ایرلند، بخشی از همین تغییر است.

امروز حتی انگلیس، که خود زمینه‌ساز ایجاد رژیم صهیونیستی بوده، به صحنه چنین تحولی تبدیل شده است؛ از حزب سبزها گرفته تا برنهام، نخست‌وزیر و رئیس حزب کارگر، که برای جلب حمایت افکار عمومی و کاهش فشار اعتراضات ناشی از بحران‌های اقتصادی، به انتقاد از شهرک‌سازی و بیان درد و رنج مردم غزه روی آورده‌اند. ترامپ و ونس نیز که روزگاری شعار «اول اسرائیل» سر می‌دادند، اکنون در پی نمایش فاصله و استقلال از لابی صهیونیستی هستند. اینها بخشی از دستاوردهایی است که از طوفان الاقصی تا جنگ رمضان رقم خورده و فلسطین را بار دیگر به صدر تحولات جهانی بازگردانده است.

انزوایی که دیگر نمی‌توان آن را پنهان کرد

سران رژیم صهیونیستی که زمانی از «نیل تا فرات» سخن می‌گفتند و مدعی نفوذ گسترده در تمامی قاره‌ها بودند، امروز چنان با انزوای جهانی مواجه شده‌اند که جز اعتراف به آن راهی ندارند. این انزوا به جایی رسیده که حتی نتانیاهو با عصبانیت می‌پرسد چرا جهان علیه این رژیم موضع می‌گیرد و اقدامی علیه ایران انجام نمی‌دهد.

جنبش بایکوت اسرائیل نیز دیگر در سطح جامعه متوقف نمانده و تحریم شهرک‌نشینان و بخش‌هایی از ساختار اشغالگری به اتحادیه اروپا رسیده است. نشست امسال سازمان ملل نیز در شرایطی برگزار شد که ۷۷ هیئت، هنگام سخنرانی نتانیاهو، سالن را ترک کردند و محور سخنان بسیاری از کشورها مقابله با سیاست‌های این رژیم بود. در آمریکا نیز بخش بزرگی از افکار عمومی، ادامه روابط کشورشان با رژیم صهیونیستی را نمی‌پذیرند.

این انزوای جهانی در داخل رژیم نیز بازتاب یافته است؛ از تشدید اعتراض‌ها علیه سیاست‌های نتانیاهو که می‌تواند هزینه خود را در انتخابات نشان دهد تا برجسته‌سازی ادعاهای امنیتی درباره موضوعاتی همچون فلای‌دبی و نی‌فرفورد برای پوشاندن عمق انزوای سیاسی و اجتماعی.

مقاومت؛ عامل تغییر معادله و پایان مصونیت متجاوزان

نکته تعیین‌کننده آن است که رویکرد جهانی به فلسطین و انزوای رژیم صهیونیستی، که اکنون حتی به احزاب انگلیس رسیده، محصول دیپلماسی سازش‌کارانه نیست؛ نتیجه مقاومت فلسطین و منطقه است. چند دهه سازش و سکوت در برابر اشغالگری، جز افزایش هزینه‌ها و فرسایش بیشتر حقوق فلسطینیان دستاوردی نداشته است؛ حال آنکه مقاومت، با وجود هزینه‌های سنگین انسانی و مادی، زمینه‌ساز چنین تحولی شده است.

امروز فلسطینی‌ها و ملت‌های منطقه دریافته‌اند که حقوقشان نه با وعده‌هایی همچون «صلح خاورمیانه» و «صلح ترامپ»، بلکه با ایستادگی و مقاومت قابل تحقق است. با این حال، غرب نمی‌تواند با تغییر مواضع دیرهنگام خود را از مسئولیت دهه‌ها حمایت و تسلیح رژیم صهیونیستی و مشارکت در جنایات آن، از فلسطین تا ایران، تبرئه کند.

آمریکا، جریان‌های سیاسی و دولت‌های انگلیس و حتی اتحادیه اروپا نمی‌توانند همزمان شریک جنایات رژیم صهیونیستی باشند و امروز با چند موضع سیاسی، خواستار حفظ منافع خود در غرب آسیا و جهان اسلام شوند یا انتظار داشته باشند از مصونیت در تنگه هرمز برخوردار باشند. آنها باید پاسخگوی نقش خود در این جنایات باشند.

امروز جامعه جهانی و نهادهای بین‌المللی مسئولیت دارند دین خود را به ملت فلسطین، پس از چند دهه درد و رنج، ادا کنند و ضمن اجرای تعهدات خود در قبال دادگاه لاهه، سران رژیم صهیونیستی و حامیان آنان را نیز بازخواست کنند. جهان در حال ورود به نظمی تازه است؛ نظمی که در آن آپارتاید صهیونیستی و حامیانش نباید از مصونیت برخوردار باشند. بی‌مسئولیتی در برابر متجاوز، خود زمینه‌ساز جنگ‌ها و درگیری‌های بیشتر خواهد بود؛ زیرا نمی‌توان از یک سو در برابر اشغال و تجاوز سکوت کرد و از سوی دیگر از ملت‌های رنج‌دیده انتظار داشت مقاومت نکنند.

الگوی طوفان الاقصی و جنگ رمضان نشان داده است که در برابر اشغالگر و متجاوز صهیونیستی ـ آمریکایی، مقاومت و بومی‌سازی امنیت می‌تواند معادلات را دگرگون کند و سرنوشت تحولات را به دست ملت‌هایی بازگرداند که سال‌ها هزینه اشغال و تجاوز را پرداخته‌اند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر