نورنیوز-گروه بینالملل: اما پیش از بحث درباره حاکمیت، باید یادآور شد که خروج نیروهای آمریکایی تنها نتیجه توافقهای سیاسی و دیپلماتیک نبود. مقاومت گروههای عراقی و تظاهرات گسترده ضدآمریکایی مردم عراق نیز در شکلگیری این روند نقش مهمی داشت. پس از ترور سردار قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس در بغداد، پارلمان عراق در ژانویه ۲۰۲۰ قطعنامهای در مورد پایان دادن به حضور نیروهای خارجی تصویب کرد و دولت را به اجرای آن فراخواند. از آن پس، روند خروج نیروهای آمریکایی آغاز شد و سرانجام پس از سالها به پایان رسید.
با این حال، به نظر میرسد این تحول مورد استقبال همه مؤلفههای ملت عراق قرار نگرفته است. برخی جریانهای سنی و کُردی همچنان بر این باورند که امنیت آنان به حضور نیروهای آمریکایی وابسته است و از خروج آمریکا با نگرانی سخن گفتهاند.در این مورد، مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کردستان عراق در گفتوگو با فایننشال تایمز اظهار نگرانی کرده که با خروج آمریکاییها خلأ امنیتی ایجاد شود و معلوم نیست چه کسی از اقلیم در برابر ایران و بازگشت احتمالی داعش حمایت خواهد کرد.
در اینجا لازم است یک واقعیت تاریخی به آقای بارزانی یادآوری شود. ایران هرگز دشمن ملت کُرد نبوده و در سختترین روزهای تهدید داعش، برخلاف بسیاری از مدعیان حمایت از کُردها، در کنار مردم کردستان ایستاد. در سال ۱۳۹۳ هنگامی که داعش تنها نیم ساعت با اربیل فاصله داشت و خطر سقوط این شهر کاملاً جدی بود، اگر ایران به کمک اربیل نمیشتافت، بر ساکنان این شهر همان میرفت که بر سر ایزدیها آمد. در آن شرایط سخت، شهید حاج قاسم سلیمانی در رأس نیروهای ایرانی به کمک اربیل شتافت و در مقابله با داعش نقش مهمی ایفا کرد. این سخن معروف مرحوم ملامصطفی بارزانی را نیز یادآور شویم که «هرجا کُرد باشد آنجا ایران است.»
این واقعیت تاریخی را نمیتوان با تغییر معادلات سیاسی امروز پاک کرد. امنیت اقلیم کردستان الزاماً وابسته به حضور ارتش آمریکا نیست و اگر روزی داعش بار دیگر سر برآورد، نیروهای مقاومت عراق با پشتیبانی ایران در برابر آن خواهند ایستاد .اما سؤال اساسی این است که آیا با خروج نیروهای آمریکایی، عراق واقعاً حاکمیت خود را به دست آورده است؟
به نظر میرسد پاسخ چندان ساده نیست. ممکن است سرباز آمریکایی از پایگاههای عراق خارج شده باشد، اما نفوذ آمریکا از راههای دیگری همچنان ادامه داشته باشد. نمونه روشن آن را میتوان در ماجرای اخیر تحریم ایران و ممنوعیت پرواز هواپیماهای ایرانی به فرودگاههای عراق مشاهده کرد.پس از اعلام تحریمهای آمریکا علیه ایران، دولت عراق بدون آنکه ظاهراً بررسی مستقلی درباره منافع ملی خود انجام دهد، پرواز شرکتهای هواپیمایی ایرانی به بغداد و نجف را متوقف کرد. این تصمیم با اعتراضهای سیاسی و اجتماعی گستردهای در داخل عراق روبهرو شد و شماری از شخصیتهای سیاسی و گروههای عراقی، آن را مغایر با منافع ملی کشورشان دانستند.
در اینجا سؤال سادهای مطرح میشود: چرا عراق باید در اجرای تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه همسایه خود پیشقدم شود؟ آیا بغداد ملزم است هر تصمیم واشنگتن را حتی اگر برخلاف منافع اقتصادی، مذهبی و اجتماعی عراق باشد، اجرا کند؟ اهمیت موضوع زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم عراق و ایران حدود ۱۶۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند و روابط دو کشور تنها به مناسبات سیاسی محدود نیست. پیوندهای تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و مذهبی دو ملت چنان عمیق است که نمیتوان میان آنها دیوار کشید. فرودگاه نجف اشرف نیز یک فرودگاه معمولی نیست؛ نجف مرکز جهان تشیع و محل حرم امیرالمؤمنین علی(ع) است و میلیونها زائر ایرانی در طول سال به این شهر رفتوآمد میکنند.
با این حال، دولت عراق پس از اعمال محدودیتها ناچار شد برای برقراری برخی پروازها از آمریکا درخواست معافیت کند. اینجا دقیقاً همان نقطهای است که سؤال درباره حاکمیت مطرح میشود: اگر دولت عراق حاکمیت کامل دارد، چرا برای برقراری ارتباط هوایی با یک کشور همسایه باید از واشنگتن اجازه بگیرد؟ پاسخ را باید در اقتصاد و نظام مالی عراق جستوجو کرد.اقتصاد عراق بهشدت به درآمدهای نفتی وابسته است و بخش عمده درآمد نفت این کشور به دلار حاصل میشود. سازوکار انتقال و مدیریت این درآمدها نیز به نظام مالی آمریکا و فدرالرزرو وابسته است. بنابراین، واشنگتن بدون آنکه سربازی در عراق داشته باشد، همچنان اهرمهای قدرتمندی برای اعمال فشار بر دولت بغداد در اختیار دارد.
این همان واقعیتی است که باید در بحث حاکمیت عراق مورد توجه قرار گیرد. خروج سربازان آمریکایی از خاک عراق یک تحول مهم است، اما حاکمیت فقط به حضور یا عدم حضور سرباز خارجی در خاک کشور محدود نمیشود. حاکمیت آنجاست که دولت بتواند بدون ترس از فشار اقتصادی و مالی یک قدرت خارجی، درباره منافع ملی خود تصمیم بگیرد.اگر واشنگتن با تهدید به قطع یا محدودکردن دسترسی عراق به دلار، دولت بغداد را وادار کند سیاستی را که خود نمیخواهد اجرا کند، چگونه میتوان از حاکمیت کامل عراق سخن گفت؟ میبینیم که حاکمیت عراق در گرو خزانهداری آمریکاست. عراقیها از همان آغاز نباید زیر بار چنین قاعده ننگینی میرفتند. تا زمانی که بند ناف عراق از بانکهای آمریکا قطع نشده، چیزی به نام حاکمیت و استقلال در تصمیمگیری وجود ندارد.
قطع این بند ناف البته امکان پذیر است، اما کار آسانی نیست. عراق برای رسیدن به استقلال مالی باید راههای تازهای برای مدیریت درآمدهای نفتی، کاهش وابستگی به دلار و ایجاد نظام مالی مستقل پیدا کند. این کار به یک عزم ملی و آمادگی برای تحمل سختیهای آغازین نیاز دارد. بنابراین، خروج آخرین سرباز آمریکایی را میتوان پایان یک مرحله دانست، اما نه پایان وابستگی عراق. حاکمیت واقعی روزی تحقق خواهد یافت که عراق نه فقط سرباز خارجی را از خاک خود بیرون کند، بلکه بتواند بدون اجازه قدرت خارجی درباره روابط، اقتصاد و منافع ملی خود تصمیم بگیرد.