نورنیوز بررسی می‌کند؛

آیا ترامپ در برزیل به‌دنبال یک پیروزی‌سازی است؟

هم‌زمانی تعلیق خدمات کنسولی آمریکا با انتخابات برزیل، هشدارهای امنیتی درباره مداخله واشنگتن و فشارهای اقتصادی و سیاسی ترامپ، نشانه‌ای از تلاش برای احیای نفوذ آمریکا، بازگشت دکترین مونروئه و تبدیل برزیل به میدان تازه کودتای انتخاباتی است.

آیا ترامپ در برزیل به‌دنبال یک پیروزی‌سازی است؟
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه بین‌الملل: در شرایطی که در ظاهر تمام توان نظامی، سیاسی و اقتصادی آمریکا معطوف به غرب آسیا و جنگ با ایران است، واشنگتن در اقدامی ناگهانی، سفارت و کنسولگری‌های خود در برزیل را به دلیل «ملاحظات امنیتی» تعطیل و خدمات کنسولی را تعلیق کرده‌اند. سفارت آمریکا نیز در اطلاعیه‌ای از شهروندان این کشور خواسته است در این مدت، برای دریافت کمک‌های اضطراری به سفارت، کنسولگری‌ها یا دیگر مراکز دیپلماتیک مراجعه نکنند. این اقدام در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل در ۱۲ مهرماه، نشانه‌ای مهم از رویکرد واشنگتن برای تکرار الگوی کودتاهای رنگی از مسیر انتخابات در این کشور است؛ تحرکی که در کنار احیای دکترین مونروئه، می‌تواند تلاشی برای دستاوردسازی در شرایطی باشد که سیاست داخلی و خارجی ترامپ با شکست‌های متعدد مواجه شده و جمهوریخواهان در آستانه دریافت صورت‌حساب آن در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره قرار دارند.

هم‌زمانی این اقدام با انتخابات برزیل را نمی‌توان از مجموعه تحولات سیاسی و امنیتی آمریکای لاتین جدا دانست. واشنگتن در شرایطی به سراغ یکی از مهم‌ترین کشورهای آمریکای لاتین رفته است که برزیل، به‌عنوان یکی از اعضای بریکس، همچنان در برابر فشارهای آمریکا بر حفظ استقلال سیاسی و اقتصادی خود تأکید دارد. از این منظر، انتخابات برزیل صرفاً یک رقابت داخلی نیست، بلکه به عرصه‌ای برای تقابل دو رویکرد درباره آینده آمریکای لاتین تبدیل شده است.

بازگشت مونروئه برای مهار چین، روسیه و ایران

نگاهی به سیاست‌های ترامپ در آمریکای لاتین، از بازگشت به دکترین مونروئه؛ یعنی تلاش برای تثبیت تسلط آمریکا بر این منطقه، حکایت دارد. اهمیت این رویکرد تنها به دستیابی به منابع و منافع اقتصادی، از نفت ونزوئلا گرفته تا آبراه‌های بین‌المللی آمریکای لاتین، محدود نمی‌شود؛ بلکه بخشی از جنگ گسترده‌تر آمریکا علیه چین، روسیه، ایران و پیمان‌هایی همچون بریکس است که برزیل یکی از اعضای مهم آن محسوب می‌شود.

تحولات انتخاباتی آمریکای لاتین طی سال‌های اخیر نیز از دگرگونی نقشه قدرت در این منطقه حکایت دارد. سیاستمداران راست‌گرا و نزدیک به آمریکا در شماری از کشورهای آمریکای لاتین موفقیت‌های انتخاباتی به دست آورده‌اند و اکنون بخش قابل توجهی از دولت‌های این منطقه در مدار سیاسی واشنگتن قرار گرفته‌اند. در مقابل، کشورهایی همچون نیکاراگوئه، کوبا، برزیل و مکزیک همچنان در جمع معدود کشورهایی قرار دارند که در برابر فشارهای آمریکا و تلاش برای تغییر مسیر سیاسی خود ایستادگی کرده‌اند.

در چنین شرایطی، اقدامات آمریکا در آستانه انتخابات برزیل را می‌توان ادامه همین دکترین دانست؛ دکترینی که هدف آن سلطه مجدد بر بخش دیگری از آمریکای لاتین و محدود کردن ظرفیت‌های مستقل این منطقه است. برزیل در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا هم از وزن اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برخوردار است و هم عضویت آن در بریکس، این کشور را به یکی از حلقه‌های مهم در رقابت آمریکا با نظم در حال شکل‌گیری جدید جهانی تبدیل کرده است.

هشدار برزیل و بازتولید دوگانه «دیو و دلبر»

تعلیق خدمات کنسولی آمریکا در برزیل در حالی صورت می‌گیرد که پیش از این، گزارشی از آژانس اطلاعات برزیل درباره مداخله آمریکا در انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور هشدار داده و مدعی شده بود واشنگتن درصدد اثرگذاری بر جهت‌گیری سیاسی و اقتصادی آمریکای لاتین از طریق انتخابات چهارم اکتبر، برابر با ۱۲ مهر، برزیل است.

نکته قابل توجه آنکه، همچون سایر کشورهای آمریکای لاتین، مبارزه با فساد و باندهای تبهکار به یکی از خواسته‌های آمریکا تبدیل شده است؛ موضوعی که رقیب غرب‌گرای لولا نیز به‌شدت بر آن تأکید دارد. دخالت آمریکا در انتخابات برزیل به اندازه‌ای جدی تلقی شده که دفاع از حاکمیت ملی به یکی از شعارهای اصلی لولا در بحبوحه تنش‌های دیپلماتیک با دولت آمریکا تبدیل شده است.

در همین حال، لولا سخنان و رفتار فلاویو بولسونارو، رقیب انتخاباتی خود، از جمله بوسه زدن وی بر پرچم آمریکا و اصرارش بر تحقق خواسته‌های ترامپ را در چارچوب گزارش‌های اطلاعاتی و امنیتی درباره طراحی آمریکا برای دخالت در انتخابات برزیل ارزیابی کرده است.

الگوی مداخلات آمریکا در انتخابات کشورهای مختلف، به‌ویژه در آمریکای لاتین، بار دیگر همان دوگانه معروف «دیو و دلبر» را به نمایش می‌گذارد؛ از یک سو، جریان غرب‌گرا به‌عنوان مسیر دستیابی به اهداف اقتصادی و امنیتی معرفی می‌شود و از سوی دیگر، جریان ملی‌گرا و مخالف آمریکا با فشار اقتصادی، بحران و حتی تهدید نظامی مواجه می‌شود.

بحران امنیتی، کارتل‌های مواد مخدر و جنایت سازمان‌یافته نیز به یکی از مهم‌ترین موضوعات انتخاباتی آمریکای لاتین تبدیل شده است؛ مولفه‌ای که غرب‌گرایان از آن برای نزدیک‌تر شدن به سیاست‌های امنیتی واشنگتن استفاده می‌کنند. فلاویو بولسونارو نیز وعده داده است در صورت پیروزی، برزیل را به ابتکار امنیتی «سپر قاره آمریکا» که از سوی دولت ترامپ مطرح شده، ملحق کند.

آمریکای لاتین؛ آخرین برگ ترامپ برای دستاوردسازی

بازی انتخاباتی برای سفیدسازی چهره آمریکا و جریان‌های غرب‌گرا به همین‌جا محدود نمی‌شود. در آستانه انتخابات برزیل، دولت آمریکا با متهم کردن برخی مقام‌های ارشد کشورهای بولیوی، کلمبیا و پرو به «فساد» و «تضعیف دولت‌های منتخب دموکراتیک»، روادید آنها را لغو کرد. هم‌زمان، ترامپ در حاشیه نشست سالانه سازمان ملل با رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا دیدار کرد و از حمایت خود از رئیس‌جمهور جدید و غرب‌گرای کلمبیا نیز سخن گفت.

ترامپ در حالی که از اعمال تعرفه‌های سنگین علیه برزیل سخن می‌گوید، هم‌زمان از توسعه روابط با کشورهایی همچون دولت جدید ونزوئلا سخن گفته تا الگویی به‌اصطلاح موفق را در برابر مردم برزیل قرار دهد. در سوی دیگر، الگوی «دیو» را می‌توان در اقدامات آمریکا علیه کشورهایی همچون کوبا و مکزیک مشاهده کرد؛ کشورهایی که می‌توانند به‌عنوان درس عبرت مخالفت با آمریکا پیش روی مردم برزیل قرار گیرند.

به بیان روشن‌تر، آمریکا در ظاهر مشغول سامان دادن به روابط خود با کشورهای آمریکای لاتین است، اما در عمل، مجموعه‌ای از اقدامات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک را برای اثرگذاری بر معادلات انتخاباتی برزیل دنبال می‌کند؛ روندی که می‌توان آن را یک کودتای انتخاباتی علیه استقلال سیاسی برزیل دانست.

در کنار دکترین مونروئه، وضعیت بحرانی ترامپ در آستانه انتخابات آمریکا و مخالفت ۷۱ درصدی مردم آمریکا با طرح جنگ علیه ایران، بی‌توجهی بازار، به‌ویژه در حوزه انرژی، به وعده‌درمانی‌ها و ادعاهای ترامپ درباره تسلط بر تنگه هرمز و محو ایران، در کنار نداشتن دستاورد قابل اتکا در سیاست خارجی از غزه و جنگ اوکراین گرفته تا اقدامات علیه ایران و چین، همگی دست به دست هم داده‌اند تا ترامپ و جمهوریخواهان در انتظار شکستی سخت در انتخابات پیش‌رو باشند.

در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد ترامپ با کودتا در برزیل به دنبال دستاوردسازی در سیاست خارجی است تا شاید بتواند از شدت شکست جمهوریخواهان بکاهد. بعد دیگر این تحرک را نیز می‌توان در تشدید فضای امنیتی و طرح ادعاهای واهی درباره پایگاه فرفورد در انگلیس و پرواز فلای‌دوبی مشاهده کرد؛ تحرکاتی که البته در تصمیمات ایران برای مقابله با آمریکا تأثیری ندارد و تهران همچنان بر مقاومت در حفظ تنگه هرمز و شروط مذاکراتی خود تأکید دارد.

از این منظر، برزیل برای ترامپ صرفاً یک پرونده انتخاباتی نیست؛ بلکه بخشی از تلاش واشنگتن برای بازسازی نفوذ خود در آمریکای لاتین، مهار رقبای جهانی و ساختن یک دستاورد خارجی در شرایطی است که سیاست‌های آمریکا در غرب آسیا و دیگر پرونده‌های بین‌المللی با چالش‌های جدی مواجه شده است.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر