نورنیوز گزارش می دهد؛

جنگ سوخت میان آمریکا و اروپا؛ ترامپ، ذخایر استراتژیک متحدانش را نشانه رفته است

فشار واشنگتن برای آزادسازی ذخایر استراتژیک گازوئیل اروپا، بحران انرژی ناشی از جنگ ایران را وارد مرحله تازه‌ای کرده است؛ جایی که آمریکا برای مهار قیمت سوخت، از متحدان اروپایی خود می‌خواهد بخشی از ذخایر اضطراری‌شان را روانه بازار کنند.

جنگ سوخت میان آمریکا و اروپا؛ ترامپ، ذخایر استراتژیک متحدانش را نشانه رفته است
۰ دقیقه

نورنیوز- گروه اقتصادی:بحران انرژی ناشی از جنگ ایران وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با قیمت نفت خام یا وضعیت بازارهای جهانی سنجید. اکنون گازوئیل، به‌عنوان سوخت حیاتی حمل‌ونقل، کشاورزی و صنعت، به یکی از مهم‌ترین نقاط فشار اقتصادهای غربی تبدیل شده و در اقدامی کم‌سابقه، واشنگتن از متحدان اروپایی خود می‌خواهد بخشی از ذخایر استراتژیک گازوئیل را وارد بازار کنند.

بر اساس گزارش رویترز، دولت ترامپ از فرانسه و آلمان خواسته است ذخایر اضطراری گازوئیل خود را کاهش دهند تا به افزایش عرضه و مهار قیمت جهانی کمک شود؛ در مقابل، واشنگتن احتمال محدود کردن صادرات گازوئیل آمریکا به اروپا را نیز مطرح کرده است. یک منبع اروپایی به رویترز گفته است آمریکا خواستار آزادسازی ۱۲۰ میلیون بشکه گازوئیل از ذخایر اتحادیه اروپا طی شش ماه شده است؛ حجمی که بیش از ۴۰ درصد ذخایر اضطراری گازوئیل و گازوئیل گرمایشی اتحادیه اروپا را شامل می‌شود.

این درخواست در شرایطی مطرح می‌شود که آمریکا خود با افزایش شدید قیمت گازوئیل روبه‌روست. قیمت این سوخت در آمریکا اخیراً به حدود ۶.۵۳ دلار در هر گالن رسیده و دولت ترامپ در حال بررسی گزینه‌هایی برای افزایش عرضه داخلی و کاهش قیمت‌هاست. در نتیجه، واشنگتن با یک دوگانگی مواجه شده است: از یک سو به عرضه بیشتر در بازار جهانی نیاز دارد و از سوی دیگر، محدود کردن صادرات خود را برای حمایت از بازار داخلی بررسی می‌کند.

در همین حال، سمت عرضه جهانی نیز با محدودیت‌های هم‌زمان مواجه است. بخشی از صادرات فرآورده‌های نفتی خاورمیانه تحت تأثیر جنگ کاهش یافته، محدودیت‌های روسیه ادامه دارد و چین نیز در اقدامی مهم، صادرات فرآورده‌های نفتی خود در ماه اکتبر را متوقف کرده است. منابع تجاری به رویترز گفته‌اند پالایشگاه‌های چینی محموله‌های صادراتی اکتبر را لغو کرده یا از برنامه‌ریزی برای صادرات خودداری کرده‌اند و اولویت را به تأمین و ذخیره‌سازی داخلی داده‌اند.

اهمیت تصمیم چین در این است که بازار جهانی در شرایط عادی می‌تواند بخشی از کاهش عرضه یک صادرکننده را با عرضه‌کننده دیگری جبران کند؛ اما هنگامی که چند منبع مهم عرضه هم‌زمان محدود می‌شوند، فشار مستقیماً به ذخایر و قیمت‌ها منتقل می‌شود. در چنین شرایطی، درخواست واشنگتن از اروپا برای آزادسازی ذخایر استراتژیک معنای متفاوتی پیدا می‌کند: آمریکا برای مدیریت فشار داخلی خود، به منابعی خارج از مرزهایش نیز چشم دوخته است.

اروپا البته با یک انتخاب ساده مواجه نیست. فرانسه و آلمان بخش قابل توجهی از ذخایر استراتژیک گازوئیل اتحادیه اروپا را در اختیار دارند و مقررات اتحادیه نیز اعضا را ملزم می‌کند ذخایر اضطراری معادل دست‌کم ۹۰ روز واردات خالص یا ۶۱ روز مصرف داخلی داشته باشند. بنابراین، ذخایری که واشنگتن خواهان آزادسازی آنهاست، صرفاً موجودی تجاری نیستند؛ بخشی از حاشیه امنیت انرژی اروپا در برابر بحران‌های آینده‌اند.

این وضعیت یک تناقض مهم ایجاد کرده است: آمریکا برای کاهش فشار قیمت سوخت در داخل، به افزایش عرضه جهانی نیاز دارد؛ اما هم‌زمان احتمال محدود کردن صادرات گازوئیل خود را مطرح می‌کند. اروپا نیز برای کاهش قیمت‌ها به آزادسازی ذخایر نیاز دارد، اما هرچه بیشتر از ذخایر خود برداشت کند، حاشیه امنیتش برای ادامه بحران کمتر می‌شود.

به همین دلیل، اختلاف بر سر گازوئیل را نمی‌توان صرفاً یک اختلاف اقتصادی میان متحدان دانست. این مسئله نشانه‌ای از تغییر محاسبات امنیت انرژی در دو سوی آتلانتیک است. اروپا باید تصمیم بگیرد چه میزان از ذخایر خود را برای حل مشکل امروز مصرف کند، در حالی که هنوز مشخص نیست بحران انرژی ناشی از جنگ ایران چه مدت ادامه خواهد داشت.

گازوئیل به دلیل جایگاهش در اقتصاد، حساس‌تر از بسیاری از فرآورده‌های دیگر است. افزایش قیمت آن مستقیماً هزینه حمل‌ونقل جاده‌ای، کشاورزی، تولید و گرمایش را بالا می‌برد و می‌تواند از طریق زنجیره تأمین به سایر قیمت‌ها منتقل شود. از همین رو، فشار بازار سوخت می‌تواند به فشار تورمی تبدیل شود و سیاست‌گذاران را هم‌زمان با بحران انرژی و هزینه‌های اقتصادی آن مواجه کند.

در همین چارچوب، افزایش قیمت نفت پس از انتشار اخبار مربوط به محدودیت عرضه فرآورده‌ها نشان می‌دهد بازار نسبت به کوچک‌ترین نشانه‌های کاهش عرضه حساس شده است. در چنین بازاری، هر تصمیم درباره ذخایر استراتژیک می‌تواند نه‌تنها بر قیمت‌ها، بلکه بر انتظارات فعالان بازار نیز اثر بگذارد.

در این میان، اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه مسئله ایران «به‌زودی، به هر شکلی که باشد» پایان خواهد یافت، در کنار فشار واشنگتن برای استفاده از ذخایر اروپا، قابل توجه است؛ اما از این اظهارات به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که بحران واقعاً در آستانه پایان است. آنچه فعلاً قابل مشاهده است، تلاش برای مدیریت هزینه‌های اقتصادی بحران در زمانی است که زنجیره تأمین سوخت تحت فشار قرار گرفته است.

مسئله اصلی اکنون این است که ذخایر استراتژیک می‌توانند زمان بخرند، اما نمی‌توانند برای همیشه جایگزین عرضه پایدار شوند. آمریکا، اروپا و چین هر یک در حال واکنش به یک واقعیت مشترک‌اند: بازار جهانی فرآورده‌های نفتی حاشیه امن سابق را از دست داده و هر بازیگر بزرگ، بیش از گذشته امنیت انرژی داخلی خود را در اولویت قرار داده است.

از این منظر، جنگ سوخت میان آمریکا و اروپا فقط یک اختلاف بر سر چند میلیون بشکه نیست؛ آزمونی برای تاب‌آوری اقتصادهای غربی در برابر ادامه بحران انرژی است. هرچه بحران طولانی‌تر شود، پرسش از «چه کسی ذخایر خود را آزاد می‌کند؟» به پرسش مهم‌تری تبدیل خواهد شد: چه کسی هزینه ادامه این بحران را پرداخت می‌کند؟

 

منبع: نورنیوز
اخبار مرتبط
  • تنگه هرمز را دیگر نمی‌توان فقط با تعداد بشکه‌های نفت عبوری یا قیمت نفت خام سنجید. جهش شکاف قیمتی فرآورده‌ها، رفتار متفاوت چین و فشار فزاینده بر اقتصاد آمریکا نشان می‌دهد ادامه جنگ هزینه‌های سنگینی برای واشنگتن ایجاد خواهد کرد که درست در آستانه انتخابات کنگره‌ می تواند آثار غیر قابل پیش بینی برای جنگ افروزان بدنبال داشته باشد.

  • بسته‌شدن تنگه هرمز پس از حمله ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی به ایران، جهش انرژی، تورم و بدهی را تشدید کرده و پنج شاخص مهم اقتصاد آمریکا را به رکوردهای تازه رسانده است.

  • پیشروی انصارالله تا مخا و میون، باب‌المندب را به گلوگاهی تازه در جنگ تبدیل کرده است؛ جایی که یک بازیگر در ظاهر ضعیف‌تر می‌تواند بدون بستن کامل مسیر، هزینه عبور را بالا ببرد و بخش مهمی از آزادی عمل آمریکا و متحدانش را محدود کند؛ نشانه‌ای جدید و تعیین کننده از تغییر معادله قدرت در جنگ.

ارسال نظر