نورنیوز-گروه بینالملل: هنوز زمان زیادی از بازگشت احمد الشرع، حاکم خودخوانده دمشق، از نشست مجمع عمومی سازمان ملل نگذشته که پروندهای تازه علیه حزبالله در جنوب سوریه گشوده شده است. دستگاههای امنیتی دولت موقت سوریه مدعی شدهاند در عملیاتی پیشگیرانه در حوض یرموک در غرب درعا، یک شبکه سهنفره مرتبط با حزبالله را شناسایی و بازداشت و سکوهای پرتاب موشک را منهدم کردهاند. حزبالله این اتهام را بهصراحت رد کرده و اعلام کرده است هیچ حضور یا فعالیت امنیتی و نظامی در سوریه ندارد.
فارغ از صحت یا عدم صحت ادعای دمشق که نیازمند ارائه اسناد مستقل و قابل راستیآزمایی است، زمانبندی و کارکرد سیاسی این اتهام اهمیت ویژهای دارد. در شرایطی که جنوب سوریه همچنان صحنه تحرکات و نفوذهای اسرائیل است، برجستهسازی تهدیدی منتسب به حزبالله میتواند افکار عمومی را از مسئله اصلی اشغالگری منحرف کند و اولویتهای امنیتی دمشق را به سمت تقابل با مقاومت سوق دهد. این همان نقطهای است که مفهوم «پرچم دروغین» در ادبیات سیاسی مطرح میشود؛ یعنی نسبت دادن یک اقدام یا تهدید به طرفی دیگر برای فراهم کردن زمینه یک هدف سیاسی یا امنیتی. البته اطلاق قطعی این عنوان به حادثه حوض یرموک، بدون شواهد مستقل، نیازمند اثبات است.
اتهامزنی؛ توجیهی برای سرکوب و انحراف افکار عمومی
جولانی در آغاز قدرتگیری خود برای بخشی از جامعه سوریه، بهویژه با وعده برقراری امنیت و بهبود شرایط اقتصادی، تصویری متفاوت از آینده ارائه کرد؛ اما استمرار درگیریهای داخلی، اعتراضات و گزارشهای متعدد درباره برخوردهای امنیتی، این تصویر را با چالش جدی روبهرو کرده است. در چنین شرایطی، ساختن یا برجستهسازی «دشمن خارجی» میتواند به ابزاری برای امنیتیکردن فضای داخلی و توجیه برخورد با مخالفان تبدیل شود.
اگر ادعای دمشق درباره ارتباط این افراد با حزبالله اثبات نشود، پرسش مهمتر آن خواهد بود که چرا نام مقاومت باید در هر بحران امنیتی سوریه به نخستین متهم تبدیل شود، در حالی که جنوب این کشور همزمان با حضور و تحرکات نظامی اسرائیل مواجه است. گزارشهای اخیر از دهها مورد نفوذ و تحرک نیروهای اسرائیلی در قنیطره، درعا و مناطق پیرامون حوض یرموک حکایت دارد. بنابراین، اولویتدادن به پروندهای که ارتباط آن با حزبالله محل مناقشه است، در برابر مسئله آشکار اشغال و تجاوز، خود به یک پرسش سیاسی تبدیل میشود.
دمشق در توهم تکیه بر حمایت واشنگتن
جولانی برای تثبیت موقعیت خود بیش از هر چیز به جلب رضایت واشنگتن نیازمند است؛ رابطهای که در ماههای اخیر نشانههای جدیتری از نزدیکی را نشان داده است. آمریکا نیز گامهایی در جهت عادیتر کردن مناسبات با حکومت جدید سوریه برداشته و حتی محدودیتهای صادرات تسلیحات به سوریه را تغییر داده است. در چنین فضایی، نزدیکشدن دمشق به اولویتهای امنیتی واشنگتن و تلآویو میتواند برای حاکمیت جدید سوریه دستاوردهایی کوتاهمدت ایجاد کند، اما هزینه آن ممکن است انتقال بحرانهای منطقهای به داخل سوریه باشد.
یکی از این اولویتها، تبدیل حزبالله به محور اصلی تهدید امنیتی در لبنان و سوریه است؛ پروژهای که تنها به دمشق محدود نمیشود و با فشارهای سیاسی، تحریمها و تلاش برای محدودکردن ظرفیت مقاومت همراه است. اما سوریه در شرایطی قرار ندارد که بتواند وارد تقابل گسترده با حزبالله شود. از این رو، استفاده از پروندههای امنیتی، اتهامزنی و جنگ روانی میتواند جایگزین رویارویی مستقیم شود؛ روشی که در نهایت، دمشق را بیش از پیش در زمین بازی دیگران قرار خواهد داد.
جنگ رمضان؛ هشدار به دلبستگان سراب آمریکایی
درس نخست تحولات جنگ رمضان آن است که مقاومت را نمیتوان با طراحیهای سیاسی و امنیتی حذف کرد. تجربه چند دهه اخیر نیز نشان داده است که آمریکا و رژیم صهیونیستی در محاسبات منطقهای، پیش از هر چیز منافع خود را دنبال میکنند و متحدان و همپیمانانشان نیز تا زمانی ارزش دارند که در چارچوب این منافع حرکت کنند.
از همین منظر، امید بستن دمشق به وعدههای خارجی برای تثبیت قدرت، بدون توجه به واقعیتهای اجتماعی و امنیتی سوریه، میتواند پرهزینه باشد. اسرائیل همچنان بخشی از خاک سوریه را در اشغال دارد و احمد الشرع نیز در سخنرانی اخیر خود در سازمان ملل از اشغال جولان و حملات اسرائیل انتقاد کرده است. تناقض زمانی آشکارتر میشود که دمشق به
جای تبدیل مسئله اشغالگری به اولویت نخست، بخش مهمی از ظرفیت سیاسی و امنیتی خود را صرف پرونده حزبالله کند.
حتی طرح مسیرهای جایگزین انرژی و تلاش برای تبدیل سوریه به گذرگاه ترانزیتی نیز نمیتواند واقعیت ژئوپلیتیک غرب آسیا را تغییر دهد. تحولات اخیر نشان داده است که مسیرهای جایگزین میتوانند بخشی از فشارهای مقطعی را کاهش دهند، اما جایگاه راهبردی تنگه هرمز را از معادله انرژی جهان حذف نمیکنند. بنابراین، اگر دمشق تصور کند با قرارگرفتن در برابر ایران و مقاومت و همراهی با آمریکا و رژیم صهیونیستی میتواند امنیت، مشروعیت و ثبات پایدار به دست آورد، ممکن است دیر یا زود دریابد که تکیه بر قدرتهای بیرونی، بیش از آنکه ضامن استقلال باشد، میتواند به بهای از دست رفتن آن تمام شود.