نورنیوز بررسی می‌کند،

پشت دیوارهای فرفورد چه چیزی پنهان مانده است؟

همزمانی دستور آماده‌باش پنتاگون، ادعاهای مبهم واشنگتن درباره حمله به پایگاه فرفورد و تشدید فضاسازی امنیتی، در شرایطی رخ می‌دهد که دولت ترامپ با فشار اقتصادی، کاهش محبوبیت و بن‌بست جنگی در برابر ایران مواجه است؛ وضعیتی که شائبه دستاوردسازی انتخاباتی را تقویت می‌کند.

پشت دیوارهای فرفورد چه چیزی پنهان مانده است؟
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه بین‌الملل: در شرایطی که وعده‌های اقتصادی و «وعده‌درمانی» ترامپ، از جمله حواله دادن کاهش قیمت سوخت به بعد از انتخابات، نتوانسته است جایگاه جمهوریخواهان را در افکار عمومی بهبود بخشد، مجموعه‌ای از تحرکات امنیتی و نظامی در واشنگتن و لندن در حال شکل‌گیری است؛ تحرکاتی که در ظاهر با عنوان مقابله با تهدیدات خارجی معرفی می‌شوند، اما در متن تحولات سیاسی و نظامی آمریکا، پرسش‌های جدی درباره اهداف واقعی آنها ایجاد می‌کنند.

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در اقدامی ناگهانی در نامه‌ای دستور آمادگی کامل نیروهای این وزارتخانه را با هدف مقابله با آنچه «تهدید عوامل خارجی» خوانده شده، صادر کرده است. پایگاه خبری اکسیوس مدعی شده که هگست به نیروهای پنتاگون دستور داده با استفاده از قابلیت‌های پیشرفته اطلاعاتی و سایبری، دخالت‌های خارجی در انتخابات پیش‌رو را شناسایی، مختل و خنثی کنند.

همزمان، مارکو روبیو، وزیر خارجه دولت ترامپ، بدون ارائه مدرکی ایران را به دست داشتن در حمله پنج مهاجم ناشناس به پایگاه فرفورد در انگلیس، که در اختیار نیروهای آمریکایی است، متهم کرده است. روبیو در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز، این حادثه را «بسیار جدی» توصیف و مدعی شده که «به‌وضوح دست یک بازیگر خارجی» در آن دخالت داشته است. ترامپ نیز درباره این پایگاه مدعی شده: «ما آنها را زیر نظر داشتیم. آنها قصد داشتند خسارت بزرگی به پایگاه ما وارد کنند.»

مجموع این مواضع، در ظاهر نشانه‌ای از آمادگی اطلاعاتی و ابتکار پیش‌دستانه در برابر تهدیدات امنیتی است؛ اما در متن شرایط داخلی آمریکا و بن‌بست جنگی این کشور در برابر ایران، می‌توان آن را در چارچوب تلاش برای دستاوردسازی‌های حداقلی، مدیریت افکار عمومی و توجیه تداوم نظامی‌گری ارزیابی کرد؛ رویکردی که حتی می‌تواند مقدمه‌ای برای کشاندن کشورهای دیگری همچون انگلیس به میدان تقابل باشد.

رسوایی امنیتی زیر سایه هیاهوی تهدید خارجی

ادعاهای امنیت‌ساز هگست و روبیو در حالی برجسته شده که یک رسوایی بزرگ امنیتی، اعتبار ادعاهای پنتاگون درباره توان حفاظت از زیرساخت‌های حساس خود را با پرسش مواجه کرده است. شبکه آمریکایی ای‌بی‌سی‌نیوز گزارش داده که رخنه‌ای امنیتی در پایگاه داده گسترده وزارت جنگ آمریکا رخ داده و اطلاعات حساس مربوط به حدود سه میلیون نظامی و کارمند این وزارتخانه افشا شده است.

اهمیت این رخداد تنها در حجم اطلاعات افشاشده نیست؛ مسئله مهم‌تر آن است که پنتاگون تحت مدیریت هگست، در حالی از شناسایی و خنثی‌سازی تهدیدات خارجی سخن می‌گوید که با رسوایی افشای اطلاعات در یکی از مهم‌ترین ساختارهای امنیتی خود مواجه است.

در چنین شرایطی، برجسته‌سازی اقدامات امنیتی، طرح ادعاهای مبهم درباره فرفورد و نسبت دادن آن به یک بازیگر خارجی، می‌تواند این پرسش را ایجاد کند که آیا قرار است توجه افکار عمومی از این رسوایی و همچنین پیامدهای افشای آمار تلفات سنگین آمریکا در جنگ رمضان منحرف شود؛ به‌ویژه آنکه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در پیش است و جمهوریخواهان نمی‌خواهند این موضوعات به فاکتوری تعیین‌کننده در فضای انتخاباتی تبدیل شود.

امنیتی‌سازی فضا؛ نسخه‌ای برای پوشاندن شکست‌های اقتصادی

انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در شرایطی فرا می‌رسد که وعده‌های اقتصادی ترامپ نیز کارکرد گذشته را از دست داده است. وعده کاهش قیمت‌ها پس از انتخابات، ادعاهای وزارت خزانه‌داری و وزارت انرژی آمریکا درباره عبور روزانه میلیون‌ها بشکه نفت از تنگه هرمز و تسلط آمریکا بر این گذرگاه، همچنین ادعای سنتکام درباره نتیجه‌بخش بودن محاصره اقتصادی ایران و برقراری امنیت کشتیرانی در هرمز، نتوانسته بازار را به تغییر رفتار وادارد.

افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۷ دلار و رشد قیمت بنزین و گازوئیل، تصویری متفاوت از روایت رسمی واشنگتن ارائه می‌کند؛ تصویری که نشان می‌دهد وعده‌درمانی اقتصادی دیگر قادر نیست فشارهای موجود را پنهان کند. همزمان، کاهش محبوبیت ترامپ به پایین‌ترین سطوح، می‌تواند در آستانه انتخابات، برای جمهوریخواهان هزینه سیاسی سنگینی ایجاد کند.

در چنین فضایی، امنیتی‌سازی محیط سیاسی و نمایش یک چهره «ابر‌قهرمان» از کاخ سفید می‌تواند به ابزاری برای بازسازی سرمایه سیاسی تبدیل شود؛ الگویی که پیش از این نیز در ماجرای سوءقصد به ترامپ در جریان انتخابات مورد استفاده قرار گرفته بود. اکنون نیز به نظر می‌رسد همان الگوی تکرارشونده، با صورت‌بندی جدیدی از «تهدید خارجی» و «امنیت ملی» در حال بازتولید است.

از رؤیای محو ایران تا حفاظت از یک پایگاه

شاید مهم‌ترین بخش ماجرا، فاصله میان اهداف اعلام‌شده آمریکا و نقطه‌ای باشد که اکنون در آن قرار گرفته است. هفت ماه پیش، ترامپ، هگست و روبیو در کنار یکدیگر با تغییر نام وزارت دفاع به وزارت جنگ، نمایش قدرتی گسترده به راه انداختند و از محو ایران سخن گفتند؛ اما امروز، نه‌تنها آن هدف محقق نشده، بلکه به اذعان نهادهای اطلاعاتی آمریکا و در روایت تحولات جاری، واشنگتن در وضعیتی گرفتار شده که ادامه آن می‌تواند به شکست سنگین‌تر و خروج از آن به رسوایی بزرگ‌تری منجر شود.

امروز، در حالی که ایران شروط مذاکره را برای بازگشایی تنگه هرمز، بدون ورود به موضوعات هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای، ترسیم کرده است، ابتکار عمل تهران در هرمز به یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصاد جهانی تبدیل شده است.

در همین چارچوب، اهداف جنگی آمریکا نیز از ادعای نابودی ایران به مقابله با سلاح هسته‌ای تنزل یافته است؛ در حالی که یک سال پیش، در جنگ ۱۲ روزه، واشنگتن مدعی نابودی تمام توان هسته‌ای ایران بود. روبیو نیز اکنون مدعی شده اگر ایران به سلاح هسته‌ای مجهز بود، می‌توانست کنترل تنگه را در دست بگیرد.

از این منظر، برجسته‌سازی حمله به فرفورد و تأکید بر اشراف اطلاعاتی آمریکا بر مهاجمان، تصویری متفاوت از ادعاهای اولیه قدرت‌نمایی واشنگتن ترسیم می‌کند: قدرتی که زمانی از محو ایران سخن می‌گفت و اکنون بخش مهمی از نمایش امنیتی خود را به حفاظت از یک پایگاه نظامی در خارج از میدان اصلی درگیری و مقابله با تهدیدات احتمالی داخلی معطوف کرده است.

فرفورد؛ بهانه‌ای برای ماندن در باتلاق

ادعاهای مبهم روبیو و هگست، همزمان با مواضع دوپهلو مقامات انگلیسی درباره فرفورد و تلاش رسانه‌های غربی برای پیوند دادن این حمله به ایران و روسیه، در کنار سخنان اخیر دیوید لمی، وزیر خارجه انگلیس، قابل توجه است. او در کنفرانس سالانه حزب کارگر مدعی شده است که لندن در برابر ایران هسته‌ای خواهد ایستاد و تا زمان بازگشایی تنگه هرمز، به منزوی کردن ایران ادامه خواهد داد.

مجموع این تحولات می‌تواند نشانه‌ای از اصرار واشنگتن و برخی محافل انگلیسی برای حفظ گزینه نظامی در برابر ایران تلقی شود؛ به‌ویژه در شرایطی که آنها تاکنون در برابر اقتدار ایران با شکست مواجه شده‌اند و ابتکار عمل هفت‌ماده‌ای تهران را نیز شکستی دیگر برای خود می‌دانند.

در چنین شرایطی، دور از ذهن نیست که گزینه نظامی، همراه با فضای اغتشاش و نا‌آرام‌سازی اجتماعی که وزیر خزانه‌داری آمریکا رسماً از آن سخن گفته، به عنوان مسیری برای جبران شکست‌های گذشته دنبال شود. با این حال، چنین محاسبه‌ای می‌تواند همان خطای راهبردی باشد که فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی ایران نسبت به آن هشدار داده‌اند؛ هشدارهایی که از آمادگی ایران برای جنگی متفاوت، همراه با رونمایی از تسلیحاتی شگفت‌انگیز و آمادگی کامل برای یک رویارویی تمام‌عیار حکایت دارد.

 

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر