در
نورنیوز به مناسبت سالروز شکست حصر آبادان بررسی می کند.

۳۴۹ روز محاصره؛ آبادان چرا سقوط نکرد؟

آبادان در ۳۴۹ روز محاصره، تنها با یک نیروی نظامی دفاع نشد؛ مجموعه‌ای از ظرفیت‌های مردمی، تخصصی، صنعتی، اداری، فرهنگی و رسانه‌ای به یک منظومه مقاومت تبدیل شد و محاسبات دشمن را برهم زد.

۳۴۹ روز محاصره؛ آبادان چرا سقوط نکرد؟
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه سیاسی: پس از حمله عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و اشغال سریع بخش‌هایی از خاک ایران، خرمشهر پس از ۳۴ روز مقاومت خونین، به دست ارتش عراق افتاد. پس از سقوط خرمشهر، ارتش عراق تلاش کرد تا از طریق شرق رودخانه کارون و شمال بهمن شیر، جزیره آبادان را نیز اشغال نماید، با این وضعیت، شهر آبادان در یک محاصره ۳۳۰ درجه‌ای توسط نیروهای مهاجم عراقی، قرار گرفت.

رژیم بعث عراق با قطع راه‌های ارتباطی، فشار نظامی و محاصره کامل می‌خواست آبادان را به نقطه شکست مقاومت ایران تبدیل کند. موقعیت جغرافیایی شهر و فشار مستمر دشمن، سقوط آبادان را به یک هدف مهم نظامی تبدیل کرده بود؛ اما محاصره ۳۴۹روزه نتوانست اراده مردم را درهم بشکند.

پرسش اصلی دقیقاً همین‌جاست: چه چیزی مانع سقوط آبادان شد؟

پاسخ را نمی‌توان فقط در توان رزمی نیروهای مسلح جست‌وجو کرد. آبادان در آن روزها به میدان هم‌افزایی مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها تبدیل شد؛ مردم در کنار اندک نیروهای سپاه و ارتش ایستادند و هر فرد و نهادی، متناسب با توان خود، بخشی از بار مقاومت را بر دوش گرفت.

زن و مرد، پیر و جوان، نیروهای داوطلب مردمی، کارکنان ادارات و نهادها و متخصصان رشته‌های مختلف، هرکدام بخشی از پازل مقاومت بودند. همین مشارکت گسترده، محاصره را از یک مسئله صرفاً نظامی به آزمونی برای اراده اجتماعی تبدیل کرد.

شهری که همه ظرفیت‌هایش را به میدان آورد

یکی از پاسخ‌های مهم به چرایی سقوط‌نکردن آبادان، بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های بالفعل و بالقوه شهر بود.

دانشکده نفت آبادان تنها یک مرکز آموزشی نبود؛ مجموعه‌ای از نیروهای انسانی متخصص و دانش‌آموخته در اختیار شهر قرار داشت که دانش و مهارت آنان در شرایط جنگی به سرمایه‌ای برای مقاومت تبدیل شد.

پالایشگاه و پتروشیمی آبادان نیز فقط تأسیسات اقتصادی نبودند. کارکنان متخصص و نیروهای فنی این مجموعه‌ها، بخشی از سرمایه انسانی شهر را تشکیل می‌دادند؛ سرمایه‌ای که در شرایط بحرانی می‌توانست در خدمت تداوم زندگی، پشتیبانی و مقاومت قرار گیرد آنان با باز کردن تجهیزات و قطعات مهم و حیاتی پالایشگاه و پتروشیمی در زیر آتش بی امان متجاوزان و انتقال به خارج از آبادان برای در امان ماندن از آتش مخرب دشمن، دکل های این دو مرکز صنعتی به برج دیده بانی مدافعین شهر تبدیل کردند، 

ادارات و نهادهای مختلف از شهرداری تا فرمانداری و دیگر ادارات و سازمان های شهری از چرخه مقاومت جدا نبودند. آموزش‌وپرورش آبادان نمونه روشنی از این پیوند بود؛ شماری از کارکنان این مجموعه در همان روز ۳۱ شهریور و در جریان بمباران اداره آموزش‌وپرورش به شهادت رسیدند. این شهادت‌ها نشان می‌دهد که جنگ، همه لایه‌های زندگی شهری را درگیر کرده بود و مقاومت نیز به همین نسبت، گسترده و فراگیر شده بود.

در چنین شرایطی، آبادان یک «شهر محاصره‌شده» باقی نماند؛ بلکه به یک مجموعه به‌هم‌پیوسته از ظرفیت‌های انسانی و تخصصی تبدیل شد.

رادیو، روحیه و جنگی که فقط در میدان نبرد نبود

در محاصره‌ای طولانی، تنها حفظ مواضع نظامی کافی نیست؛ حفظ روحیه مردم و جلوگیری از فروپاشی روانی جامعه نیز بخشی از دفاع است.

اینجا بود که رادیو آبادان نقشی فوق‌العاده مؤثر پیدا کرد. این رسانه در شرایطی که شهر زیر فشار حملات و محاصره قرار داشت، به صدای مقاومت تبدیل شد؛ صدایی که ارتباط، اطلاع‌رسانی و امید را زنده نگه می‌داشت و اجازه نمی‌داد محاصره به انزوای روانی مردم تبدیل شود.

شهید غلامرضا رهبر از جمله چهره‌هایی بود که در این عرصه نقش برجسته‌ای ایفا کرد. حضور خبرنگاران و نیروهای رسانه‌ای در متن بحران، نشان می‌داد که جنگ تنها در خطوط مقدم رخ نمی‌دهد؛ روایت جنگ، حفظ امید و مقابله با جنگ روانی نیز بخشی از میدان مقاومت است.

در کنار رسانه، حضور آیت‌الله غلامحسین جمی(ره) اهمیت ویژه‌ای داشت. او با حضور مؤثر، هدایتگرانه و امیدآفرین خود، یکی از ستون‌های اصلی مقاومت آبادان بود و در حفظ روحیه، انسجام و امید مردم نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.

بنابراین، پاسخ به چرایی سقوط‌نکردن آبادان فقط «مقاومت نظامی» نیست؛ مقاومت نظامی بر بستری از مقاومت اجتماعی، معنوی، رسانه‌ای و انسانی شکل گرفته بود.

از مقاومت در محاصره تا شکستن حصر

با طولانی‌شدن محاصره زمینی، دریایی و هوایی، مسئله آبادان به یک مسئله ملی تبدیل شد. فرمان تاریخی امام خمینی(ره) که فرمودند «حصر آبادان باید شکسته شود»، جهت و هدف روشنی در برابر نیروهای مدافع قرار داد.

این فرمان در نهایت با طراحی و اجرای عملیات ثامن‌الائمه(ع) به نقطه عطف رسید. در پنجم مهر ۱۳۶۰، حصر ۳۴۹روزه آبادان با رشادت و فداکاری جان برکفان سپاه، ارتش و نیروهای بسیج مردمی شکسته شد.

اما اهمیت این رخداد تنها در پایان یک محاصره نظامی خلاصه نمی‌شود. آبادان نشان داد که وقتی رهبری، اعتماد مردم، سازماندهی، توان دفاعی، نیروی انسانی متخصص، ظرفیت اداری و صنعتی، رسانه و حضور داوطلبانه مردم در یک جهت قرار گیرند، محاسبات دشمن درباره توان فروپاشی یک جامعه می‌تواند با واقعیت میدان فاصله‌ای جدی پیدا کند.

از همین منظر، پاسخ به پرسش «آبادان چرا سقوط نکرد؟» در یک عامل خلاصه نمی‌شود. آبادان سقوط نکرد، چون شهر به یکدیگر پیوست؛ مردم و نیروهای مسلح، تخصص و تجربه، صنعت و آموزش، رسانه و معنویت، همه در خدمت یک هدف مشترک قرار گرفتند.

۴۶ سال بعد؛ آیا محاصره دوباره راه به جایی می‌برد؟

۴۶ سال پس از محاصره آبادان، تلاش آمریکا و متحدانش برای اعمال فشار و محدودیت بیشتر بر مسیرهای دریایی و هوایی ایران و به نوعی محاصره ایران، یادآور یک محاسبه تاریخی است؛ محاسبه‌ای که در آبادان به نتیجه نرسید. شرایط امروز با جنگ تحمیلی یکسان نیست، اما تجربه آبادان نشان داد که محاصره زمانی می‌تواند به هدف برسد که جامعه هدف از درون دچار گسست، فرسایش و ناتوانی در فعال‌سازی ظرفیت‌های خود شود. آبادان با به میدان آوردن همه ظرفیت‌های مردمی، نظامی، تخصصی، صنعتی، اداری و رسانه‌ای، اجازه نداد فشار و محاصره به فروپاشی و سقوط تبدیل شود. امروز نیز در برابر هرگونه فشار خارجی، فعال‌سازی ظرفیت‌های داخلی، تقویت تولید و دانش و اتکاء به توانمندی های بومی، حفظ شبکه‌های ارتباطی، استفاده از توان دریایی و هوایی، تقویت انسجام اجتماعی، بکارگیری بهنگام و مؤثر ظرفیت های میدان و دیپلماسی اهمیت ویژه دارد. درس مقاومت آبادان، بازخوانی منطق تاب‌آوری است: جامعه‌ای که ظرفیت‌های خود را هم‌افزا کند، می‌تواند فشار خارجی را مدیریت کند و مانع تبدیل محاصره به شکست اراده ملی شود. آبادان سقوط نکرد، زیرا محاصره نتوانست اراده مردم و مدافعان این شهر را محاصره کند.

بی تردید مهم‌ترین میراث ۳۴۹ روز مقاومت آبادان تواند همین باشد: در برابر فشارهای بزرگ، ظرفیت‌های یک جامعه زمانی به قدرت واقعی تبدیل می‌شوند که پراکنده نمانند و در یک منظومه مشترک به میدان بیایند.

اخبار مرتبط
ارسال نظر