نورنیوز_گروه بین الملل: در طول تجاوز آمریکا بر علیه ایران، دونالد ترامپ بارها اروپا و اعضای اروپایی ناتو را به دلیل آنچه «عدم حمایت کافی» از آمریکا میخواند، مورد انتقاد قرار داد. روایت ترامپ این بود که واشنگتن در جنگی بزرگ علیه ایران در حالی که سالها برای امنیت اروپا هزینه کرده از حمایت کافی متحدان اروپایی برخوردار نشده است. اما اظهارات دبیرکل ناتو اکنون تصویری متفاوت از میزان مشارکت اروپا در این جنگ ارائه میکند؛ تصویری که نشان میدهد بخش مهمی از زیرساخت نظامی اروپا در اختیار عملیات آمریکا علیه ایران قرار گرفته است.
مارک روته، دبیرکل ناتو، در نشست سران این سازمان در آنکارا اعلام کرد که در فاصله آغاز تجاوز آمریکا در اواخر فوریه تا برقراری آتشبس در اواسط آوریل، تا ۵۰۰۰ سورتی پرواز آمریکا از پایگاههای اروپایی در چارچوب عملیات «Epic Fury» انجام شده است. روته تأکید کرد که این همکاری در چارچوب توافقهای دوجانبه آمریکا با کشورهای اروپایی صورت گرفته و ناتو بهعنوان یک سازمان مستقیماً وارد عملیات نشده است. با این حال، او صریحتر از این هم گفت: «Epic Fury» بدون اروپا بهعنوان یک سکوی قدرتنمایی برای آمریکا، بسیار دشوار میبود.
این جمله، اهمیت ماجرا را از یک اختلاف سیاسی میان ترامپ و اروپا فراتر میبرد. مسئله فقط این نیست که هواپیماهای آمریکایی از خاک اروپا عبور کردهاند؛ سخن از پایگاه، حریم هوایی، سوخترسانی، لجستیک و زیرساختی است که به استمرار عملیات نظامی آمریکا کمک کرده است. روته پیشتر نیز گفته بود که متحدان اروپایی در حوزههایی مانند استقرار، لجستیک و سایر حمایتها، حجم قابل توجهی از پشتیبانی مورد نیاز آمریکا را فراهم کردهاند.
عدد ۵۰۰۰ نیز اجازه نمیدهد این همکاری به یک اقدام نمادین تقلیل پیدا کند. اگر دوره حدود ۴۰ تا ۴۲ روزه جنگ را مبنا قرار دهیم، این رقم معادل حدود ۱۲۰ سورتی در روز است که میتواند مأموریتهای جابهجایی، سوخترسانی، پشتیبانی و لجستیکی را شامل شود. اما انجام چنین حجم عملیاتی از پایگاههای اروپایی، از منظر نظامی یک ظرفیت قابل توجه ایجاد میکند. گزارشها نیز از استفاده پایگاهها و فرودگاههایی در کشورهایی از جمله آلمان، بریتانیا، ایتالیا و رومانی برای حمایت از عملیات آمریکا حکایت دارند.
اهمیت این موضوع برای ایران روشن است. آمریکا با ایران مرز مشترک ندارد و پایگاههای آمربکا در منطقه نیز در تیررس موشکها و پهپادهای ایران قرار داشتند. بنابراین دسترسی به زیرساختهای اروپایی برای آمریکا صرفاً یک امتیاز جغرافیایی نبود؛ عمق عملیاتی و لجستیکی بیشتری در اختیار نیرویی قرار میداد که هزاران کیلومتر دورتر از خاک اصلی خود وارد جنگ شده بود. پایگاههای دورتر از میدان نبرد میتوانستند در زنجیره تأمین، جابهجایی، سوخترسانی، نگهداری و پشتیبانی نقش داشته باشند.
به همین دلیل، سادهسازی موضوع به عنوان «اروپا وارد جنگ نشد» نمیتواند تمام واقعیت را توضیح دهد. ورود مستقیم نیروهای اروپایی به جنگ یک مسئله است و قرار دادن زیرساخت نظامی در اختیار طرف درگیر برای انجام عملیات علیه کشور ثالث، مسئلهای دیگر. هر دو را نمیتوان یکی دانست، اما دومی نیز نمیتواند صرفاً یک همکاری اداری یا فنی تلقی شود.
این موضوع از منظر حقوق بینالملل نیز قابل توجه است. بحث مسئولیت دولتهای ثالث در قبال استفاده از قلمرو و تأسیسات آنها برای عملیات نظامی علیه کشور دیگر، موضوعی شناختهشده در حقوق بینالملل است.
این موضوع به اندازهای جدی است که حق ایران برای بررسی، مستندسازی و پیگیری نقش هر یک از دولتهای مشارکتکننده را اجتناب ناپذیر می کند.
اظهارات معاون وزیر امور خارجه ایران نیز دقیقاً از همین زاویه اهمیت پیدا میکند. کاظم غریبآبادی با اشاره به سخنان دبیرکل ناتو اعلام کرده است که اعتراف به انجام ۵۰۰۰ سورتی پرواز از پایگاههای اروپایی نشان میدهد اروپا بخشی از زیرساخت عملیات علیه ایران بوده است. او تأکید کرده دولتهایی که قلمرو خود را در اختیار آمریکا قرار دادهاند نمیتوانند از مسئولیت خود شانه خالی کنند و تصریح کرده است: «این مشارکت، بیپاسخ نمیماند.»
این عبارت را نباید صرفاً یک موضع رسانهای تلقی کرد. در صورت تکمیل مستندات، ایران میتواند نقش کشورها را به تفکیک بررسی کند و موضوع استفاده از خاک و تأسیسات آنها را در چارچوبهای سیاسی، دیپلماتیک و حقوقی مورد پیگیری قرار دهد. تفاوت میان کشوری که صرفاً عضو یک ائتلاف است و کشوری که زیرساخت خود را برای عملیات نظامی طرف دیگر در اختیار گذاشته، از همینجا اهمیت پیدا میکند.
از سوی دیگر، اظهارات روته یک تناقض قابل توجه در روایت جنگ ایجاد میکند. ترامپ در طول جنگ بارها از اروپا به دلیل «عدم حمایت» شکایت داشت؛ اما دبیرکل ناتو میگوید متحدان اروپایی، در مجموع، به توافقهای دوجانبه خود با آمریکا عمل کردند و این همکاری به تا ۵۰۰۰ سورتی پرواز از پایگاههای اروپایی انجامید. روته حتی این میزان همکاری را شاهدی بر عملکردن متحدان اروپایی به تعهداتشان دانسته است.
در واقع، شاید اختلاف ترامپ و اروپا بیشتر بر سر تعریف «حمایت» بوده باشد. ترامپ انتظار ورود مستقیمتر اروپا به جنگ را داشت؛ بسیاری از دولتهای اروپایی از چنین اقدامی پرهیز کردند، اما طبق روایت دبیرکل ناتو، بخش بزرگی از آنها تعهدات مربوط به پایگاهها و زیرساختهای نظامی را اجرا کردند.
اکنون مسئله اصلی برای ایران فقط این نیست که چه تعداد هواپیما از اروپا پرواز کردهاند. سؤال مهمتر این است که کدام کشور، چه زیرساختی، با چه مجوزی و برای چه نوع مأموریتی در اختیار عملیات آمریکا قرار داده است. پاسخ به این سؤال میتواند مبنای ارزیابی دقیقتر مسئولیت دولتهای اروپایی و تصمیم ایران درباره نحوه پیگیری این مشارکت باشد.
۵۰۰۰ سورتی پرواز، اگرچه بهتنهایی ثابت نمیکند همه کشورهای اروپایی در عملیات نظامی علیه ایران مشارکت مستقیم داشتهاند، اما یک واقعیت مهم را روشن میکند: جنگ در میدان ایران و آمریکا جریان داشت، اما بخشی از زیرساخت عملیاتی آن تا قلب اروپا امتداد یافته بود. از این منظر، سخنان روته فقط یک آمار نظامی نیست؛ سندی است که میتواند دامنه بحث درباره نقش اروپا، مسئولیت دولتهای میزبان و هزینهای را که این مشارکت برای روابط آینده ایران و اروپا خواهد داشت، وارد مرحلهای تازه کند.