نورنیوز-گروه سیاسی: علیاکبر صالحی، رئیس بنیاد ایران شناسی، امروز چهارشنبه در نشست «پرچم: اقتدارملی، انسجام اجتماعی» بیان کرد: بنیاد ایران شناسی، خانه ایرانیان است. ما میزبان و خادم این خانه هستیم. ما ایرانیان باید تمام تلاش خود را به کار بگیریم و با تمام وجود از میهن نگهداری و نگهبانی کنیم. امروز، روز پرچم است. پرچم چیست؟ اگر این پرسش را از یک پارچه فروش بپرسیم میگوید پرچم قطعه پارچه با طول و عرض معین است که چند رنگ داشته و نشانه روی آن نقش بسته است. آری پرچم از پارچه ساخته میشود اما در تار و پود آن حافظه و هویت یک ملت نهادینه شده است. درفش در آغاز نشانی برای پایداری در میدان نبرد بود.
وی ادامه داد: در شهداد کرمان، درفشانی (پرچم) از هزاره سوم پیش از میلاد به دست آمده که آن را کهنترین درفش فلزی شناخته شده جهان میدانند. در روزگار هخامنشیان، درفش کورش بزرگ، عقابی زرین با بالهای گشوده بود که بر نیزهای بلند برافراشته میشد. اما هیچ درفشی در حافظه تاریخی ما جایگاه درفش کاویانی را ندارد.
این دیپلمات ارشد پیشین ایران در ادامه با تاکید بر اینکه درفش حماسی ما نه از تاج و تخت که از یک آهنگر برخواسته است، گفت: حرمت این درفش چنان بود که فرو افتادن آن نشانه درهمشکستن ملت بود. فردوسی میگوید چنین گفت هومان که آن اختر است که نیروی ایران بدو اندر است. در سدههای میانه دوران اسلامی نقش شیر و خورشید رفته رفته به نشان ایران تبدیل شد که ریشه در نجوم کهن داشت. در روزگار صفوی شیر یادآور اسدالله یعنی امیرالمومنین بود و شمشیری که در دست شیر نهادند یادآور ذوالفقار بود.
وی در ادامه گفت: سه رنگ سبز، سرخ و سفید در دوران قاجار به پرچم راه یافت. نقشها در هر دوره دگرگون شدند اما تاریخ پرچم ما، تاریخ انتقال مفهوم ایران از نسلی به نسل دیگر است. پس از پیروزی انقلاب این میراث در قالبی تازه ادامه یافت. بنا بر اصل ۱۸ قانون اساسی پرچم رسمی ایران با رنگ سبز و سفید و سرخ و نماد اللهاکبر است. سبز رنگ رویش و زندگی و ایمان است. سفید پیام صلح و ملتی اهل گفتوگو. سرخ رنگ دلاوری و یادآور کسانی که برای پاسداری از این خاک از جان خود گذشتند.
صالحی بیان کرد: در مرز میان رنگها شعار اللهاکبر ۲۲ بار به یاد ۲۲ بهمن، روزی که ملت ایران سرنوشت خود را به دست گرفتهاند، تکرار شده است. اگر ما چنین احساسی به پرچم خود داریم، آیا گمان میکنیم دیگر ملتها احساسی غیر از این دارند یا آنان نیز چنین احترامی قائل هستند.
وزیر پیشین امور خارجه کشورمان با تأکید بر اینکه پرچم به زبان حقوق نشانه حاکمیت است و به زبان دل نماینده هویت یک ملت افزود: کودکی که در آن سوی جهان پرچم کشورش را بر دیوار کلاس میبیند، ورزشکاری که بر سکوی قهرمانی پرچم در اهتزاز میبیند و مهاجری که در شهری دور با دیدن پرچم کشورش بغض میکند، همه همان تپشی را در سینه حس میکنند که ما حس میکنیم. عشق به وطن، زبان مشترک همه انسانهاست. «حب الوطن من الایمان» و به تعبیر مولانای بزرگ: «پس زبان محرمی خود دیگر است / همدلی از همزبانی بهتر است.» این حقیقت را در برابر مقر سازمان ملل متحد نیز میتوان دید؛ پرچم کشورهای عضو در کنار هم برافراشته است و هیچ پرچمی بالاتر از دیگری نیست. این چینش، اصل برابری حاکمیت دولتها را که در بند یک ماده دوم منشور ملل متحد آمده است، به زبان نماد بیان میکند.
صالحی در ادامه بیان کرد: کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک نیز در ماده بیستم، حق هر کشور را برای برافراشتن پرچمش بر سر سفارت و اقامتگاه سفیرش به رسمیت شناخته است. پرچم، به زبان حقوق، نشانه حاکمیت است و به زبان دل، نماینده هویت یک ملت. بیاحترامی به پرچم ملتها؛ رفتاری خلاف عقلانیت، اخلاق و منافع ملی است.
این دیپلمات برجسته کشورمان با تأکید بر اینکه پرچم نماد یک ملت است نه صرفاً دولت حاکم، گفت: حتی اگر با برخی دولتها اختلافهای جدی داشته باشیم و نسبت به بیعدالتیها و ظلم آنها خشمگین باشیم، بیاحترامی به پرچم کشوری که آن را به رسمیت میشناسیم، اقدامی خردمندانه نیست.
وی با بیان اینکه برخی نمادها بر مبنای صلح، عدالت و نوعدوستی بنا شدهاند، در مقابل، نماد برخی رژیمها برآمده از ظلم، ستم و اشغالگری است، اظهار کرد: اکنون میخواهم نکتهای را با صراحت و در عین حال با دلسوزی بیان کنم؛ ما با برخی دولتها اختلافهای جدی داریم و ضعفهایی که بر پیکر این ملت نشسته، واقعی است و خشم در برابر بیعدالتی نیز احساسی طبیعی است. از کسی نمیخواهیم از مواضع اصولی خود کوتاه بیاید، اما باید پرسید آیا بیاحترامی به پرچم کشوری که آن را به رسمیت میشناسیم، کاری خردمندانه است؟ پاسخ بنده با همه احترام، منفی است و این پاسخ را نه از سر ضعف، بلکه از موضع عقلانیت، اخلاق و قدرت بیان میکنم.
صالحی گفت: پرچم به یک ملت تعلق دارد، نه صرفاً به دولت حاکم؛ دولتها میآیند و میروند، اما ملتها و نمادهای ملی آنها باقی میمانند. هنگامی که به پرچم کشوری بیاحترامی میشود، کسی که آزرده میشود الزاماً تصمیمگیران آن دولت نیستند، بلکه شهروندان عادی آن جامعه نیز ممکن است این رفتار را توهین به هویت ملی خود تلقی کنند.
بیاحترامی به پرچم؛ هدیهای رایگان به دشمنان
وزیر پیشین امور خارجه، توهین و بیاحترامی به پرچم کشورها، را هدیهای رایگان به کسانی دانست که با ما دشمنی دارند و افزود: تصویر پرچمی که به آن بیاحترامی شده است، در چند ثانیه به سراسر جهان مخابره میشود و همان کسانی که سالها کوشیدهاند چهرهای خشن از ایران بسازند، با روایتپردازیهای ناصواب و تصویرسازیهای نادرست، از آن استفاده میکنند. آنها این تصاویر را به مردم خود نشان میدهند و میگویند «ببینید، اینها از شما متنفرند»؛ بنابراین، باید نسبت به پیامدهای رفتارهای نمادین و نحوه بازتاب آنها در افکار عمومی جهان هوشیار باشیم.
رئیس بنیاد ایرانشناسی در ادامه گفت: رفتار تهاجمی با نمادهای یک ملت معمولاً میتواند جامعه آن کشور را حول دولتش متحد کند و حتی منتقدان داخلی آن سیاستها را به مدافعان ملی تبدیل کند.
وی افزود: تجربهای که خود ما نیز در دوران دفاع مقدس داشتیم، نشان داد که در مواجهه با تهدید خارجی، مسائل مربوط به هویت و منافع ملی میتواند موجب همگرایی جامعه شود؛ بنابراین باید در رفتار با نمادهای ملی ملتهای دیگر نیز این واقعیت را مورد توجه قرار داد.
احترام به نمادهای ملی، به معنای چشمپوشی از اختلافات نیست
صالحی گفت: ما از جهان میخواهیم به پرچم، نمادها و مقدسات ما احترام بگذارد و این مطالبهای به حق است، اما آنگاه بیشترین توجیه اخلاقی را خواهیم داشت که خود بیش از دیگران به این اصل پایبند باشیم. اگر انتظار داریم دیگران به نمادهای ملی و مقدسات ما احترام بگذارند، باید خود نیز در رفتار با نمادهای ملی دیگر ملتها، حتی ملتهایی که با دولت آنها اختلاف داریم، اصول اخلاقی و احترام متقابل را رعایت کنیم.
وزیر خارجه پیشین ایران در ادامه با بیان اینکه احترام به پرچم یک کشور به معنای تأیید همه سیاستهای دولت آن کشور یا چشمپوشی از ظلم و بیعدالتی نیست، افزود: همانطور که مخالفت با سیاستهای یک دولت نیز نباید به بیاحترامی به ملت و نمادهای ملی آن منجر شود.
وی با اشاره به آموزههای قرآن کریم تصریح کرد: قرآن کریم نیز بر پرهیز از تعرض و بیاحترامی به مقدسات دیگران تأکید کرده است و این قاعده میتواند مبنایی برای رعایت اخلاق و عقلانیت در مواجهه با نمادهای ملی و اعتقادی دیگران باشد.
صالحی در ادامه با اشاره به حکمت متنوع بودن سلایق ملتها تصریح کرد: قرآن کریم در سوره حجرات همه مردم را خطاب میکند و میفرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَیٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»؛ یعنی ای انسانها، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را ملتها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. این حکمت بر مبنای اصل شناخت یا به تعبیر قرآنی «تعارف» است؛ یعنی شناختن یکدیگر و نزدیک شدن به هم و بیحرمتی به نماد هویت یک ملت، درست در خلاف جهت آن حرکت میکند.
وی در ادامه با استناد به سیره امیرالمؤمنین(ع) اظهار کرد: به امر دیگری استشهاد میکنم؛ امیرالمؤمنین(ع) نیز در میانه جنگ صفین، هنگامی که شنید گروهی از یارانش شامیان را دشنام میدهند، فرمود: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ، وَلَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَأَبْلَغَ فِی الْعُذْرِ»؛ یعنی خوش ندارم که شما دشنامگو باشید؛ اگر کردارشان را توصیف کنید و حالشان را بازگو کنید، سخنتان درستتر و حجتتان رساتر خواهد بود. چقدر زیباست؛ اگر دشنام در میدان نبرد و در برابر دشمنی که شمشیر کشیده است روا نیست، چگونه میتواند در میدان گفتوگو با ملتها روا باشد؟ این جمله کوتاه، کاملترین درس است؛ به جای دشنام، کردار را توصیف کن و به جای توهین، حقیقت را بگو.
دیپلماسی عمومی؛ گفتوگوی ملتها با یکدیگر
وزیر خارجه پیشین کشور در ادامه با طرح این پرسش که «دیپلماسی عمومی چیست؟» گفت: دیپلماسی سنتی، گفتوگوی دولت با دولت است و این را میدانیم که معمولاً پشت درهای بسته انجام میشود، اما دیپلماسی عمومی، گفتوگوی یک ملت با ملتهای دیگر است؛ در فضای باز و با دانشگاهیان، هنرمندان، روزنامهنگاران و مردم کوچه و بازار. گوهر این کار، به دست آوردن دلها و ذهنهاست. «إِنَّکَ لَعَلَیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»؛ حضرت رسول(ص) چگونه اسلام را منتشر و چگونه اسلام را ترویج کرد؟ از چه دری وارد شد؟ از در تسخیر قلبها و نه از در مناسک.
صالحی در ادامه بیان کرد: شما بروید ببینید وقتی حضرت رسول (ص) دعوت به اسلام را آغاز کردند، آیا گفتند «قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، نماز شب بخوانید یا اینقدر نماز بخوانید؟» اصلاً نماز سه رکعتی و چهار رکعتی و اینها نبود آن موقع. خیلی چیزها بود که نگفت که نمیخواهم اشاره کنم. او دلها را تسخیر کرد، بعد آن که دلها پذیرفتند و شهد شیرین دین را چشیدند، آن وقت مناسک را آرام ترویج کردند.
قدرت نرم ایران؛ از شعر و هنر تا مهماننوازی
وی در ادامه تاکید کرد: خب، پس ما هم باید به دنبال به دست آوردن دلها و ذهنها باشیم؛ ذهن را با استدلال و سند باید اقرار کرد و دل را با احترام و همدلی. نیاکان ما نیز گفتار نیک را سرلوحه زندگی میدانستند و امروز همین را قدرت نرم میدانیم. کمتر کشوری به اندازه ایران از سرچشمههای این قدرت برخوردار است؛ شعر، هنر، اندیشه و مهماننوازی بیمانند، سرمایههایی است که هیچ تحریمی نمیتواند از ما بستاند.
این دیپلمات پیشین ایران با بیان اینکه این سخنان امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد گفت: در ماههای اخیر، تحولات گوناگون نگاه جهانیان را به سوی ایران بازگرداند و در دل این تحولات، جهان ایران را از نو شناخت. میلیونها نفر که تنها تصویری مبهم از ایران داشتند، اکنون تصویری واقعگرایانهتر از مردم فرهیخته، مهربان و مقاومت آن در مقابل خود دارند.
صالحی در ادامه با بیان اینکه امروز افکار عمومی جهان بیش از همیشه آماده شنیدن صدای ملت ایران است گفت: جهان میخواهد خود بیواسطه داوری کنند، اما به فرموده امیرالمؤمنین علی(ع)، «الفرصة تمر مر السحاب»؛ فرصت همچون ابر میگذرد. یک تصویر زننده میتواند درهایی را ببندد که با رنج بسیار گشوده شدهاند.
وی در ادامه با طرح این پرسش که پس چه باید کر؟ افزود: نخست به مردم کشورها و نمادهایشان احترام بگذارید، بهویژه آنگاه که با دولتهایشان درستیزیم. سعی کنیم دولتهای ناحقشان را از مردم جدا کنیم. این هوشمندی و هوشیاری و حکمت سیاسی میطلبد؛ عزت، حکمت، مصلحت اینجا معنا پیدا میکند. دوم، حقیقت را بگوییم و از اغراق بپرهیزیم. یک ادعای نادرست، اعتبار ۱۰۰ سخن درست را از میان میبرد. سوم، به زبان مخاطب سخن بگوییم و دغدغههایش را جدی بگیریم. چهارم، ایران را در قامت یک تمدن انسانساز و فرهنگآفرین روایت کنیم؛ رسالتی که بنیاد ایرانشناسی دقیقاً برای تحقق آن پدید آمده است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی ادامه داد: پنجم، مواضع خود را با عزت و منطق عرضه کنیم. از حق حاکمیت و استقلال خود بر پایه موازین حقوق بینالملل دفاع کنیم که حق روشن به فریاد نیاز ندارد؛ به بیان روشن. ششم، به یاد داشته باشیم که هر یک از ما در هر موقعیتی سفیر فرهنگ ایرانیم. گفتار و رفتارمان بر اعتبار این نام میافزاید یا از آن میکاهد.
صالحی گفت: سخنم را با این پرسش آغاز کردم که پرچم چیست؟ پرچم ما حلقه پیوند بیش از ۴ هزار سال حافظه ایرانی است؛ از درفش شهداد و درفش کاویانی تا پرچم سهرنگی که امروز با ایمان شکل گرفته و ما وظیفه داریم این پرچم را همواره سربلند نگه داریم.
وی در ادامه گفت که حافظ راه کاشتن درخت دوستی را به ما نشان داده است که میفرماید:
«درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد»
رئیس بنیاد ایرانشناسی با تاکید بر اینکه امروز زمین برای کاشتن درخت دوستی آماده است بیان کرد: بیایید دلهایی را که به سوی ایران گشوده شده است با احترام پاس بداریم و با حقیقت و گفتار نیک استوار سازیم؛ که این راه شایسته ملتی با تمدنی چند هزار ساله و بالاترین شکل پاسداشت پرچمی است که همه ما آن را دوست میداریم و بهخصوص پرچم انقلاب اسلامی که آن را مقدس میداریم، چون مزین به نام «الله» و «اللهاکبر» است.