فارسی
نورنیوز گزارش می دهد؛

هشدار مک گرگور درباره آینده جنگ ایران؛ چرا محاسبات آمریکا درباره ایران با خطر روبه‌روست؟

سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا، داگلاس مک‌گرگور، با انتقاد از سیاست واشنگتن در قبال ایران، فقدان راهبرد منسجم، شناخت ناکافی از ایران و تضعیف دیپلماسی را از ضعف‌های اساسی آمریکا دانست و درباره پیامدهای محاسبات نادرست نظامی هشدار داد.

هشدار مک گرگور درباره آینده جنگ ایران؛ چرا محاسبات آمریکا درباره ایران با خطر روبه‌روست؟
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه بین‌الملل: سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا با انتقاد از رویکرد واشنگتن در قبال ایران تأکید کرد که نبود راهبرد روشن، شناخت ناکافی از ایران و غلبه نگاه نظامی بر دیپلماسی، تصمیم‌گیری‌های آمریکا را با مخاطرات جدی مواجه کرده است.

سرهنگ داگلاس مک‌گرگور، افسر بازنشسته ارتش آمریکا و تحلیلگر مسائل نظامی، با ابراز نگرانی از مسیر تقابل واشنگتن با تهران، فقدان راهبرد منسجم در سیاست خارجی و نظامی آمریکا را یکی از مهم‌ترین مشکلات این کشور دانست و تأکید کرد که تصمیم‌گیران آمریکایی شناخت درستی از ایران و واقعیت‌های سیاسی و ساختاری آن ندارند.

راهبرد واشنگتن؛ گرفتار محاسبات ساده‌انگارانه

مک‌گرگور با انتقاد از رویکرد مطرح‌شده در محافل سیاسی آمریکا برای هدف قرار دادن اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فروپاشی ساختار حاکمیتی ایران، چنین تصوری را ناشی از درک نادرست از واقعیت‌های ایران دانست.

او تأکید کرد که در واشنگتن، شناخت ایران و اهمیت مؤلفه‌های سیاسی و اجتماعی آن جدی گرفته نمی‌شود و همین مسئله به یکی از ضعف‌های اساسی تصمیم‌گیری در آمریکا تبدیل شده است.

از نگاه این افسر بازنشسته، مسئله اصلی صرفاً توان نظامی یا نوع تسلیحات نیست؛ بلکه نبود راهبردی روشن برای مواجهه با ایران است؛ خلأیی که می‌تواند تصمیم‌های نظامی را از اهداف مشخص و ارزیابی واقع‌بینانه پیامدها دور کند.

تکرار خطاهای تاریخی در سیاست خارجی آمریکا

مک‌گرگور برای توضیح وضعیت کنونی، به تحولات پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۷۳ و بحران نفتی ناشی از محدودیت صادرات نفت کشورهای عربی اشاره کرد؛ دوره‌ای که اختلافات بر سر حمایت از اسرائیل، روابط آمریکا با متحدانش و امنیت انرژی را تحت تأثیر قرار داد.

به ارزیابی او، واشنگتن امروز نیز در شرایطی قرار گرفته که با وجود عقب‌نشینی برخی متحدان از همراهی با سیاست‌هایش، همچنان بر مواضع خود پافشاری می‌کند و برای مشارکت ناتو در تقابل با ایران فشار می‌آورد.

با این حال، مک‌گرگور معتقد است شرایط کنونی آمریکا با دهه‌های گذشته تفاوت دارد. افزایش بدهی عمومی، فشارهای تورمی، تضعیف پایه‌های صنعتی و کوچک‌تر شدن نیروهای مسلح، از جمله عواملی هستند که توان واشنگتن برای پیشبرد سیاست‌های پرهزینه خارجی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

افول دیپلماسی و خلأ رهبری راهبردی

این افسر بازنشسته با مقایسه رهبران کنونی آمریکا با ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور پیشین این کشور، بر تفاوت نگاه آنان به دیپلماسی و تعامل با طرف‌های مقابل تأکید کرد. به گفته او، نیکسون با وجود انتقادهایی که به عملکردش وارد بود، از توان راهبردی و ظرفیت دیپلماتیک برخوردار بود و طرف‌های مقابل را جدی می‌گرفت.

مک‌گرگور در مقابل، رویکرد رهبران کنونی آمریکا را فاقد توجه کافی به دیپلماسی دانست و معتقد است برخورد تحقیرآمیز با طرف‌های مقابل، امکان شناخت متقابل و مدیریت اختلافات را کاهش می‌دهد.

او همچنین مدعی است نفوذ اسرائیل بر سیاست آمریکا نسبت به دهه ۱۹۷۰ افزایش یافته و شبکه‌ای از ارتباطات سیاسی و مالی در حمایت از این رویکرد نقش‌آفرینی می‌کنند.

فقدان راهبرد؛ نقطه ضعف اصلی واشنگتن

محور اصلی انتقادهای مک‌گرگور، شکاف میان قدرت نظامی آمریکا و توان این کشور برای تدوین راهبردی واقع‌بینانه در قبال ایران است. از نگاه او، اتکا به فشار نظامی، بدون شناخت دقیق از ساختار سیاسی و اجتماعی ایران و بدون توجه به پیامدهای منطقه‌ای تصمیم‌ها، نمی‌تواند جایگزین راهبردی جامع شود.

این ارزیابی، بار دیگر مسئله‌ای بنیادین را در سیاست خارجی آمریکا برجسته می‌کند: برخورداری از قدرت نظامی گسترده، به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت نیست؛ به‌ویژه هنگامی که شناخت از طرف مقابل، ظرفیت دیپلماسی و ارزیابی پیامدهای بلندمدت در حاشیه قرار بگیرند.

در چنین شرایطی، فقدان راهبرد منسجم نه‌تنها امکان دستیابی به اهداف اعلام‌شده را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی تصمیم‌های واشنگتن را نیز افزایش دهد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر