نورنیوز-گروه بینالملل: ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، که بهویژه پس از شکست طرحهایش در انتخابات برزیل و ناتوانی در مهار فشارهای اقتصادی بر جامعه آمریکا با بحران انتخاباتی مواجه است، در سخنرانی تأملبرانگیز خود در جمع هواداران حزب جمهوریخواه در میسیسیپی، با اذعان به توان تسلیحاتی ایران گفت: «ایرانیها سلاحهای فوقالعادهای میسازند. آنها افراد بسیار باهوشی هستند... ایرانیها اکنون موشکی دارند که میتواند به اروپا برسد. نمیدانیم از کجا آوردهاند؟» این اظهارات، اگرچه در امتداد مواضع روبیو برای ترساندن اروپا و همراهسازی آن با جنگافروزیهای واشنگتن ارزیابی میشود، از یکسو شکست ادعای نابودی ایران و از سوی دیگر، ماهیت ارادی محدودیتهای تسلیحاتی و هستهای کشور را آشکار میکند؛ محدودیتهایی که نه از سر ناتوانی، بلکه برخاسته از تعهدپذیری ایران بودهاند.
محدودیتهای خودخواسته؛ نشانه تعهد، نه ناتوانی
ترامپ با ابراز ناآگاهی از منشأ موشکهای ایرانی قادر به رسیدن به اروپا، میکوشد اهمیت توان بومی ایران را کمرنگ کند؛ حال آنکه پیشتر اذعان کرده بود چین و روسیه کمکی به ایران نکردهاند. این اعتراف، گواهی بر خودکفایی نظامی و ظرفیت دانش فنی و مهندسی ایرانیان است. بنابراین، رعایت سقفهایی در توان تسلیحاتی، انتخابی مبتنی بر دکترین و اراده ایران بوده است، نه حاصل محدودیت فنی. چنانکه دریاسالار شهید علی شمخانی تصریح کرده بود، برد موشکهای ایران متناسب با میزان تهدیدات افزایش خواهد یافت. در حوزه هستهای نیز توان علمی ایران برای پیشرفت پابرجاست و فتوای رهبر شهید درباره حرمت سلاح هستهای، تضمینی اعتقادی و بازدارنده برای رویکرد صلحآمیز کشور محسوب میشود؛ تضمینی که از هر تعهد تحمیلی فراتر است. از این منظر، ادعاهای غرب و آژانس درباره ضرورت راستیآزمایی، هنگامی که با ملاحظات سیاسی آمیخته شود، بهجای حل اختلافات، بر پیچیدگی تنشها میافزاید.
فروپاشی روایت پیروزی در برابر واقعیت میدان
ترامپ همچنان با کلیشهسازی و بازی با کلمات در پی القای پیروزی بر ایران است؛ اما تحولات بازارهای مالی، افزایش بهای نفت و اعترافات ناخواسته او به توان نظامی ایران، از واقعیتی متفاوت حکایت دارند. رونمایی نیروهای مسلح از تسلیحات جدید و بهکارگیری موشکها و تجهیزات پیشرفته در برابر تجاوزگریهای آمریکا پس از جنگ رمضان، ادعای پیروزی واشنگتن را با تردید جدی مواجه میکند. بستهماندن تنگه هرمز و پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی نیز نشان میدهد که توان بومی ایران، معادلات امنیت انرژی را تحت تأثیر قرار داده است. همزمان، سخنان فرماندهان آمریکایی درباره پایان ابتکار عملهای نظامی و مخالفت شدید فرماندهان رژیم صهیونیستی، از جمله زامیر، با اقدام نظامی علیه ایران و انعکاس اختلافات آنان با نتانیاهو در رسانهها، نشانههایی از دشواری تداوم تقابل نظامی است.
ایرانهراسی؛ پردهای بر توانمندیهای بومی
ترامپ با تکرار ادعاهای ایرانهراسانه روبیو در یونان، در پی همراهسازی اروپا با فشارهای اقتصادی و سیاسی علیه ایران است؛ اما این روایت با سانسور واقعیتهایی همراه شده است. او به آزمایش موفق موشک بالستیک هایپرسونیک ضدناو، با قابلیت هدایت بهسوی هدف، اشاره نکرد؛ تسلیحاتی که به ادعای این تحلیل، فاصلهگیری ناوهای آمریکایی از محدوده تهدید را در پی داشته است. پنهانماندن چنین ظرفیتهایی، هراس واشنگتن از آشکارشدن ابعاد توان نظامی بومی ایران را برجسته میکند؛ توانی که علاوه بر برهمزدن محاسبات آمریکا، میتواند زمینه فاصلهگیری کشورها از واشنگتن و تقویت چندجانبهگرایی ضدآمریکایی را فراهم سازد.
هزینه توهم پیروزی؛ از بنبست جنگ تا نظم منطقهای
ترامپ برای اهداف انتخاباتی و پنهانسازی شکستهای خود، همچنان به فرافکنی و داستانسرایی متوسل میشود؛ اما شواهد نشان میدهد نظامیان و سیاستمداران آمریکا، اروپا و کشورهای منطقه دریافتهاند که ازسرگیری جنگ، این بار میتواند ابعادی متفاوت و پیامدهایی پیشبینیناپذیر داشته باشد. هشدارهای مقامات ایرانی نیز بیانگر آن است که پاسخ احتمالی دیگر صرفاً به مقابله نظامی محدود نخواهد ماند و میتواند زیرساختهای حیاتی، کابلها و شبکههای انتقال داده را نیز دربرگیرد. امنیت را نمیتوان از ایران دریغ کرد و همزمان انتظار داشت دیگران بدون مخاطره از منابع و انرژی برخوردار باشند.
درخواست عاصم منیر برای نشست چهارجانبه تهران، برگزاری نشست استانبول و درخواست اروپا برای مذاکره با ایران، نشانههایی از درک این واقعیت است که تهدید و نمایش قدرت، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، میتواند بازتاب ترس و استیصال باشد. جنگ برای تحمیل اراده سیاسی به بنبست رسیده و پیامدهای آن در تنشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آمریکا و اروپا و بحرانهای کشورهای حوزه خلیج فارس آشکار است. سرنوشت منطقه را نمیتوان بدون درنظرگرفتن نقش ایران و جبهه مقاومت ترسیم کرد؛ کشورهایی نیز که این واقعیت را بپذیرند، امکان مشارکت در شکلگیری نظمی درونزا را خواهند داشت. چنانکه باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین آمریکا، نیز اذعان کرده است، ایران با اتکا به تنگه هرمز در حوزه انرژی از حق وتو برخوردار است؛ واقعیتی که محدودیتهای قدرت آمریکا و جایگاه تعیینکننده ایران را در معادلات جهانی آشکار میسازد.