نورنیوز-گروه بین الملل: یمنیها در چارچوب اصل دفاع مشروع، ضمن آزادسازی شهرها از اشغال مزدوران بیگانه، در پاسخ به تجاوزگریهای عربستان، حملات موشکی و پهپادی انجام داده و با راهبرد «چشم در برابر چشم، محاصره در برابر محاصره»، فرودگاهها و مراکز راهبردی، از جمله آرامکو و تأسیسات نفتی و پتروشیمی سعودی را هدف قرار دادهاند. مقاومت یمن، افزون بر تبدیلشدن به الگویی برای کشورهای مستقل و آزادیخواه، بار دیگر صداقت مدعیان حقوق بشر و نهادهای بینالمللی را به آزمون گذاشته است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، حمله به فرودگاه بینالمللی ریاض را «غیرقابل قبول» خوانده و از تصمیمگیری درباره آن خبر داده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز در شبکه اجتماعی ایکس، این حملات را نشانه بیاعتنایی به جان غیرنظامیان دانسته و خواستار توقف فوری آنها شده است. مقامهای اروپایی نیز حملات یمنیها را محکوم کردهاند. اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، ضمن اعلام همبستگی با مردم عربستان و شرکای اروپایی در منطقه خلیج فارس، حمله به زیرساختهای غیرنظامی را «کاملاً غیرقابل قبول» توصیف کرده است. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، نیز حمله به فرودگاه ملک خالد در ریاض را بهشدت محکوم و تأکید کرده است که حمله به غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی، نقض حقوق بینالملل است.
حقوق بشر به روایت منافع؛ سکوت در برابر جنایت
این واکنشها بار دیگر استانداردهای دوگانه غرب و سازمان ملل را برملا میکند. آنان در حالی با استناد به حقوق بشر و حفاظت از غیرنظامیان، حملات یمنیها را محکوم میکنند که تجاوزگری عربستان علیه مردم یمن و حق دفاع مشروع این کشور را نادیده میگیرند. چنین رویکردی عملاً به سفیدشویی جنایات متجاوزان و تبدیل مفاهیم حقوقی به ابزار فشار سیاسی علیه ملتهای مستقل منجر میشود.
تناقض آشکار آنجاست که همین دولتها و نهادها، حمله به فرودگاهها و زیرساختهای عربستان را مغایر حقوق بینالملل میدانند، اما در برابر قتلعام ۷۳ هزار غیرنظامی در غزه، ویرانی ۹۰ درصد ساختمانها و آوارگی دو میلیون فلسطینی، همچنین تکرار جنایات در لبنان و سوریه و تجاوزگری آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، سکوت کردهاند. قتلعام دانشآموزان مینابی و لامردی و تخریب زیرساختهای ایران نیز نمونههایی از جنایاتی است که با واکنشی متناسب از سوی مدعیان حقوق بشر مواجه نشدهاند.
پرسش روشن است: اگر حمله به زیرساختهای عربستان نقض حقوق بینالملل است، چرا حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به غیرنظامیان و زیرساختهای دیگر کشورها با محکومیتی مشابه روبهرو نمیشود؟ معیار واقعی غرب، بیش از اصول انسانی، منافع سیاسی و اقتصادی آن است. در شرایط بحران انرژی و نیاز به منابع سعودی، دفاع از زیرساختها به اولویت تبدیل میشود؛ اما هنگامی که متحدان غرب مرتکب جنایت میشوند، همان حساسیت جای خود را به سکوت یا حمایت سیاسی و نظامی میدهد.
چتر امنیتی عربستان؛ حمایت لفظی، تردید عملی
یمنیها در حالی با تکیه بر توان خود به مقابله با تجاوزگری سعودی ادامه میدهند که مدعیان تأمین چتر امنیتی عربستان درباره ورود مستقیم به جنگ، رویکردی محتاطانه دارند. ائتلاف مکه، متشکل از ترکیه و پاکستان، در نشستها و بیانیههای مختلف بر حمایت از عربستان تأکید کرده، اما از ورود مستقیم به جنگ خودداری کرده است؛ آمریکا و کشورهای اروپایی نیز، با وجود طرح موضوع افزایش فروش تسلیحات و حفاظت از مراکز راهبردی عربستان، ظاهراً تمایلی به ورود گسترده مستقیم به جنگ ندارند.
محاصره در برابر محاصره؛ از بابالمندب تا هرمز
حمایت غرب از عربستان و رفتار دوگانه سازمان ملل در برابر یک دهه محاصره، قحطی و جنایت علیه مردم یمن، در شرایطی ادامه دارد که راهبرد «محاصره در برابر محاصره» از بابالمندب تا تنگه هرمز، معادلات منطقه را دگرگون کرده است. آمریکا با این تصور که تحریم اقتصادی و محاصره دریایی و هوایی میتواند ایران را تسلیم یا گرفتار بحران داخلی کند، فشار بر کشور را دنبال کرده و عربستان نیز با پشتیبانی غرب، محاصره همهجانبه یمن را پیش برده است. اکنون این الگو با چالشی جدی مواجه شده است.
ایران با گسترش نظارت بر خلیج فارس، دریای عمان و دریای عرب و ایجاد ترتیبات جدید برای عبور کشتیها از تنگه هرمز، محاصره آمریکا را به چالش کشیده است. یمنیها نیز با تسلط بیشتر بر تنگه باب المندب، هدف قراردادن فرودگاهها و مراکز نفتی و پتروشیمی عربستان، هزینه تجاوزگری را افزایش دادهاند. محمد الفرح، عضو دفتر سیاسی انصارالله یمن، اعلام کرده است که فرودگاهها و تأسیسات آرامکو میدان آزمایش بودهاند و اهداف مهم و حساستری برای مراحل آینده باقی ماندهاند.
معادلات از تنگه هرمز تا بابالمندب، بیش از گذشته تحت تأثیر اراده جبهه مقاومت قرار گرفته است. این تحولات نشان میدهد که امنیت پایدار با اتکا به وعده قدرتهای خارجی و نهادهای بینالمللی حاصل نمیشود؛ بهویژه هنگامی که حقوق بینالملل گزینشی اجرا و به ابزاری برای پیشبرد منافع قدرتها تبدیل میشود. در چنین شرایطی، بومیسازی امنیت، تقویت توان دفاعی و مقاومت در برابر تجاوز، ضرورتی انکارناپذیر برای صیانت از استقلال کشورهاست.