فارسی
نورنیوز بررسی می کند؛

از فلای‌دبی تا ایران؛نتانیاهو جنگ می‌خواهد یا فقط سایه جنگ را؟

انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل در حالی به میدان اصلی رقابت سیاسی تبدیل شده که ایهود باراک، نخست‌وزیر اسبق، نتانیاهو را به زمینه‌سازی برای جنگ با هدف تعویق انتخابات متهم کرده است. همزمان، حوادثی مانند فلای‌دبی و پرونده RAF Fairford به سرعت در چارچوب «تهدید ایران» روایت شده‌اند؛ ادعاهایی غیر مستند که تنها با هدف فضاسازی تبلیغاتی مطرح شده اند.

از فلای‌دبی تا ایران؛نتانیاهو جنگ می‌خواهد یا فقط سایه جنگ را؟
۰ دقیقه

نورنیوز_گروه بین الملل: ایهود باراک، نخست‌وزیر اسبق رژیم صهیونیستی، در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر در اظهاراتی هشدار دهنده گفت که بنیامین نتانیاهو در حال «زمینه‌سازی برای جنگ» به شکلی است که بتواند برگزاری انتخابات را به تعویق بیندازد. باراک گفته است نتانیاهو در حال آماده‌کردن زیرساخت‌های لازم برای جنگ است و باید در ۲۷ اکتبر از قدرت کنار گذاشته شود. این اظهارات در شرایطی مطرح شده که انتخابات پیش‌رو، نخستین انتخابات سراسری اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ‌های پس از آن است و امنیت، جنگ و عملکرد دولت در برابر تهدیدهای خارجی به محور اصلی رقابت سیاسی تبدیل شده است.

اهمیت سخنان باراک صرفاً در اتهامی نیست که متوجه نتانیاهو کرده است؛ بلکه در پرسشی است که در فضای سیاسی اسرائیل شکل گرفته: آیا نتانیاهو که تبحر ویژه ای در طراحی و اجرای سناریوهای ساختگی برای عبور از گلوگاههای سیاسی و امنیتی دارد به دنبال ایجاد یک وضعیت غیر واقعی برای به تعویق انداختن انتخابات است؟ و از آن مهمتر اینکه آیا برای ایجاد این وضعیت به جنگ نیاز دارد یا صرفاً کافی است فضای سیاسی را به سمت «وضعیت فوق‌العاده امنیتی» سوق دهد؟

این دو سناریو تفاوت مهمی دارند. اگر نتانیاهو مستقیماً جنگی را آغاز کند و سپس انتخابات را به تعویق بیندازد، مخالفان می‌توانند اقدام او را مستقیماً به روند انتخاباتی پیوند بزنند و از مسیرهای سیاسی و حقوقی به چالش بکشند. اما اگر فضای جامعه به‌تدریج با هشدار درباره حمله قریب‌الوقوع، افزایش سطح تهدید، نشست‌های امنیتی و برجسته‌سازی حوادث مشکوک به سمت وضعیت اضطراری حرکت کند، زمین انتخابات نیز تغییر خواهد کرد؛ انتخاباتی که به جای ارزیابی عملکرد دولت، اقتصاد و پرونده‌های داخلی، می‌تواند به یک همه‌پرسی درباره «چه کسی اسرائیل را امن‌تر نگه می‌دارد» تبدیل شود.

این نگرانی صرفاً از سوی باراک مطرح نشده است. رویترز گزارش داده که نتانیاهو در کارزار انتخاباتی خود بار دیگر بر تصویر «محافظ اسرائیل» در برابر تهدیدهای منطقه‌ای تکیه کرده است؛ در حالی که رقبای او تلاش دارند پرونده امنیتی دولتش و شکست‌های امنیتی سال‌های اخیر را به موضوع انتخابات تبدیل کنند.

در همین چارچوب، ماجرای پرواز فلای‌دبی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. هنوز درباره ابعاد مختلف این حادثه پرسش‌های جدی وجود دارد. پرواز FZ1073 پس از اعلام یک وضعیت اضطراری و کاهش قابل توجه ارتفاع، در نهایت در شهر عربستان فرود آمد. گزارش‌ها درباره نحوه ورود افراد به کابین، چگونگی مهار کمک‌خلبان و اینکه دقیقاً چه کسانی در لحظات حساس کنترل هواپیما را در اختیار گرفتند، در روزهای نخست متفاوت بود و هنوز شبهات جدی در مورد ابعاد مختلف این رخداد وجود دارد که به آن پاسخ داده نشده است.

در چنین شرایطی، برجسته‌شدن سریع روایت‌هایی با مضمون «تلاش برای ساقط‌کردن هواپیما» و مقایسه آن با حملات ۱۱ سپتامبر، می‌تواند پیش از روشن‌شدن همه جزئیات فنی، چارچوب ذهنی مخاطب را درباره ماهیت حادثه شکل دهد.سئوال مهمی که اکنون وجود دارد این است که چرا یک پرونده که هنوز در مرحله تحقیق است، خیلی زود وارد ادبیات امنیتی و سیاسی شده است؟

اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که نام ایران نیز تقریباً بلافاصله وارد این روایت شد. نتانیاهو گفت تحقیقات باید مشخص کند آیا عامل حادثه از سوی طرف دیگری هدایت شده است و تهدید کرد اگر کسی پشت این اقدام باشد، هزینه سنگینی خواهد پرداخت. سپس دونالد ترامپ نیز گفت، اگر ارتباط ایران با این حادثه اثبات شود، تهران با واکنش سخت آمریکا روبه‌رو خواهد شد. در عین حال، گزارش‌های منتشرشده تصریح کرده‌اند که ارتباط ایران با حادثه هنوز اثبات نشده است.

همزمان، پرونده دیگری در بریتانیا پیرامون حادثه نزدیک پایگاه هوایی RAF Fairford شکل گرفت که آن نیز به سرعت در مسیر «تهدید ایران» قرار گرفت. مقام‌های بریتانیایی از وجود نشانه‌هایی درباره احتمال نقش ایران سخن گفتند و نتانیاهو مدعی شد اسرائیل پیش از حادثه درباره یک حمله تحت حمایت ایران به بریتانیا هشدار داده بود. تهران این اتهام را رد کرده است و تحقیقات بریتانیا نیز همچنان ادامه دارد.

کنار هم قرار گرفتن این رخدادها که با فضاسازی های رسانه ای هماهنگ پیش رفته از منظر سیاسی، یک الگوی قابل بررسی را شکل داده است: نخست هشدار نتانیاهو درباره احتمال حمله پیش از انتخابات، سپس حادثه فلای‌دبی، بعد ورود نام ایران به روایت حادثه، و همزمان مطرح‌شدن پرونده‌ای در بریتانیا که آن هم به ایران نسبت داده شد. همه این اتفاقات در فضایی رخ داده که انتخابات ۲۷ اکتبر نزدیک است و مخالفان نتانیاهو نسبت به استفاده سیاسی از مسائل امنیتی هشدار داده‌اند.

در نتیجه، مسئله اصلی شاید این نباشد که آیا نتانیاهو قصد دارد شخصاً جنگی را آغاز کند تا انتخابات را لغو کند. پرسش مهم‌تر این است که آیا او می‌تواند با برجسته‌کردن تهدیدهای خارجی و تبدیل حوادث مبهم به پرونده‌های امنیتی، فضای انتخابات را از رقابت عادی سیاسی خارج کند.

اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، نیازی نیست حتماً جنگی آغاز شود. کافی است جامعه اسرائیل به این باور برسد که کشور در آستانه یک تهدید بزرگ قرار دارد و در چنین شرایطی، تغییر دولت یا برگزاری یک رقابت سیاسی عادی ممکن است به‌عنوان اقدامی پرریسک تلقی شود.

اینجاست که اظهارات باراک اهمیت پیدا می‌کند. او درباره یک «اقدام نظامی مشخص» هشدار نداده؛ بلکه درباره فرآیندی هشدار داده که می‌تواند فضای سیاسی را به سمتی ببرد که انتخابات تحت‌تأثیر وضعیت امنیتی قرار گیرد. از این منظر، فلای‌دبی و پرونده RAF Fairford را می‌توان اجزای یک طرح واحد دانست و روایت‌سازی پیرامون آنها، زمان‌بندی و سرعت ورود «تهدید ایران» به این پرونده‌ها را به عنوان بخش مهمی از یک سناریوی امنیتی_ انتخاباتی مورد توجه قرار داد.

انتخابات ۲۷ اکتبر فقط رقابت میان احزاب اسرائیلی نیست؛ این انتخابات می‌تواند آزمونی درباره نسبت «امنیت» و «سیاست» در اسرائیل باشد. پرسش اصلی این است که آیا هزینه‌های مادی و انسانی فاجعه‌باری که طی دو سال گذشته با ایجاد و گسترش جنگ‌های متعدد و کشته‌شدن ده‌ها هزار زن، مرد و کودک در منطقه، با ادعای تأمین امنیت ایجاد شد، در نهایت به امنیت و صلح منجر شده است یا نتیجه آن، تقویت زنجیره تنش، بی‌ثباتی و ناامنی بوده است؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان در اظهارات سیاستمدارانی چون نتانیاهو جست‌وجو کرد؛ بلکه باید آن را در شواهد عینی حاصل از رفتار، تصمیمات و منافع بازیگران منطقه‌ای و در نتایج واقعی سیاست‌های امنیتی آنها سنجید. اگر محصول «امنیت‌سازی» طی این سال‌ها، گسترش دامنه جنگ، افزایش تهدیدها و بازتولید چرخه درگیری بوده است، آنگاه این پرسش جدی‌تر می‌شود که آیا امنیت، واقعاً هدف نهایی بوده یا به ابزاری برای استمرار قدرت و بازتعریف زمین سیاست تبدیل شده است.

از همین منظر، هشدار ایهود باراک درباره زمینه‌سازی نتانیاهو برای جنگ و تعویق احتمالی انتخابات، در کنار نحوه روایت‌سازی پیرامون حوادث اخیر، از جمله پرونده فلای‌دبی و طرح سریع ادعای تهدید ایران، نیازمند بررسی دقیق است. شاید مسئله فقط آغاز یک جنگ جدید نباشد؛ شاید مسئله، ساختن فضایی باشد که در آن «تهدید» بر «رقابت سیاسی» غلبه کند و امنیت، از یک ضرورت ملی به یک ابزار سیاسی تبدیل شود.

اخبار مرتبط
ارسال نظر