نورنیوز-گروه بینالملل: مجله فارن پالیسی در گزارشی نوشت: ترامپ روز چهارشنبه گفت که «امیدواریم به پایان جنگ نزدیک شده باشیم» و مدعی شد که ایران میخواهد توافق کند. اما این خوشبینی با آنچه در واقعیت میگذرد در تناقض است.
ایالات متحده در این جنگ موفقیتهای نظامی داشته است، اما در مجموع، این درگیری برای واشنگتن یک فاجعه استراتژیک بوده است. این جنگ آسیبپذیریهای جدی ارتش آمریکا را آشکار و نیروهایش را بیش از حد پراکنده کرده، تاکنون حدود ۳۸.۱ میلیارد دلار برای آمریکا هزینه داشته و بحران انرژی جهانی ایجاد کرده است. این جنگ در میان رایدهندگان آمریکایی بسیار نامحبوب است و تعداد فزایندهای از جمهوریخواهان در کنگره به پایان دادن به آن رای میدهند؛ حتی یکی از نمایندگان جمهوریخواه به دلیل این جنگ طرح استیضاح پیت هگست، وزیر جنگ را ارائه کرده است.
همچنین با وجود همه این هزینهها، ایالات متحده دستاورد بسیار کمی در ایران داشته و در برخی موارد، حتی اوضاع بدتر شده است. با هر معیار و هر روشی هم حساب کنید، از توانایی ایران برای اعمال قدرت در منطقه تا تواناییهای نظامی و وضعیت برنامه هستهایاش، ایالات متحده در حال شکست در این جنگ است. علاوه بر این، تهران اکنون ثابت کرده که میتواند تنگه هرمز را بلندمدت ببندد؛ تواناییای که مدتها به آن میبالید اما هرگز واقعا آن را نشان نداده بود.
گرگوری برو، کارشناس ایران و تحلیلگر ارشد در گروه اوراسیا گفت: «اگر زمان را به فوریه برگردانید و نگاه کنید که آمریکا گفته بود چه کاری میخواهد انجام دهد، آن وقت میفهمید که آمریکا در اهداف استراتژیک اصلی خود شکست خورده است.»
نیروهای مقاومت منطقه
وقتی ترامپ در اواخر فوریه آغاز عملیات رزمی بزرگ علیه ایران را اعلام کرد، مدعی شد که ایالات متحده تضمین خواهد کرد که به زعم او «نیروهای مقاومت دیگر نتوانند منطقه یا جهان را بیثبات کنند یا به نیروهای ما حمله کنند». ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح اوایل مارس با تکرار ادعای رئیس جمهور کشورش اعلام کرد که ایالات متحده هدفش از بین بردن «توانایی ایران برای اعمال قدرت خارج از مرزهایش، هم امروز و هم در آینده» است. ترامپ در یک سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت، یک ماه پس از شروع جنگ، نیز مدعی شد که ایالات متحده «به طور سیستماتیک توانایی ایران را برای تهدید آمریکا یا اعمال قدرت خارج از مرزهایشان از بین میبرد.»
اما هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد ایالات متحده این کار را انجام داده است. این واقعیت که درگیری ماههاست بر نبردی برای کنترل تنگه هرمز متمرکز شده، نشاندهنده توانایی پایدار تهران برای تاثیرگذاری بر روند رویدادها هم در خاورمیانه و هم در جهان گستردهتر است.
نیروهای مقاومت منطقه نیز ماهها پس از شروع جنگ همچنان تهدیدی بزرگ هستند و به طور فزایندهای به تشدید اوضاع منطقهای و افزایش قیمت نفت کمک میکنند. نیروهای انصارالله یمن این ماه دستاوردهای بزرگی در امتداد ساحل دریای سرخ این کشور داشتند، از جمله تصرف بندر شهر المخا و جزایر استراتژیک مانند میون (پریم). در نتیجه، این جنبش کنترل موثر بر آبراه حیاتی دیگری، تنگه بابالمندب را به دست گرفته است؛ آبراهی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند و شبهجزیره عربستان را از آفریقا جدا میکند.
تنگه بابالمندب حتی قبل از جنگ نیز یک مسیر کشتیرانی کلیدی بود، اما در میان بسته شدن تنگه هرمز اهمیت بیشتری یافت. تهران و انصارالله یمن ماهها هشدار داده بودند که اگر آمریکا به جنگ ادامه دهد، تنگه بابالمندب میتواند بسته شود و اکنون در موقعیتی هستند که این تهدید را عملی کنند.
در همین حال، انصارالله یمن و عربستان در حال تبادل آتش هستند و تنشهای طولانیمدت مرتبط با جنگ داخلیای که در ۲۰۱۴ آغاز شد اما پس از آتشبس ۲۰۲۲ تا حد زیادی متوقف شده بود، دوباره شعلهور شده است. اکنون نگرانیهای فزایندهای وجود دارد که یمن در آستانه بازگشت به جنگ داخلی تمامعیار است.
عربستان همچنین هفته گذشته پس از اینکه خط لوله نفت شرق-غرب ۷۵۰ مایلی آن در حمله پهپادی آسیب دید که ریاض آن را به نیروهای مقاومت عراق نسبت داد، آن را به طور موقت تعطیل کرد و مشخص نیست چه زمانی دوباره عملیاتی خواهد شد. این خط لوله نفت خام را از شرق عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند و بسته شدن موقت آن حدود چهار درصد از عرضه نفت جهان را تحت تاثیر قرار میدهد.
موشکهای بالستیک و پهپادها
دولت ترامپ همچنین جنگ را با هدف نابودی توانایی موشک بالستیک و پهپاد ایران آغاز کرد. در آوریل، هگست مدعی شد که برنامه موشکی ایران عملا نابود شده و این کشور «دیگر نمیتواند موشک بسازد.» ترامپ نیز ادعا کرده که ارتش ایران «کاملا نابود شده» است. ارتش ایران به طور قابل توجهی تحت تاثیر جنگ قرار گرفته اما توانایی مستمر تهران برای انجام حملات به اهداف در سراسر منطقه که میزبان دارایی های نظامی آمریکا هستند، با موشک و پهپاد نشان میدهد که این هدف همچنان گریزان است و دولت ترامپ در نشان دادن موفقیتهای نظامی خود، بسیار بزرگنمایی کرده است.
همچنین ارزیابیهای اطلاعاتی نیز با ادعاهای عمومی دولت ترامپ درباره میزان تضعیف ارتش ایران در تناقض است. گزارش شده که ایران تولید موشک بالستیک را در تاسیسات زیرزمینی از سر گرفته است، حتی پس از اینکه هزاران حمله آمریکایی در روزهای اولیه جنگ تاسیسات موشکی و سایتهای پرتاب آن را هدف قرار داد. همچنین با توجه به اینکه تولید موشکها و پهپادهای ایران ارزان و آسان است، همیشه نابود کردن آنها فقط برای طرف مقابل هزینه بردار خواهد بود.
ترامپ در ابتدای این جنگ علیه ایران به دنبال سرنگونی و براندازی دولت ایران بود و وعدهها و قولهایی هم در ابتدای جنگ داد اما با وجود شهادت آیتالله سید علی خامنهای رهبر ایران، دولت همچنان کاملا پابرجاست و از بسیاری جهات، قاطعتر هم شده است.
برنامه هستهای
بیش از هر موضوع دیگری، ترامپ بارها به برنامه هستهای ایران به عنوان هدف اصلی جنگ بازگشته است. رئیسجمهور آمریکا همچنین به شکلی گمراهکننده ادعا کرده که ایالات متحده برنامه ایران را «محو کرده» است، حتی در حالی که ادامه جنگ را به خاطر جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای توجیه میکند.
اخیرا ترامپ اشاره کرد که ایالات متحده میتواند بر اساس گزارشهای فعالیت ساختوساز در کوه کلنگ اقدام کند. اما با وجود چنین لفاظیهایی، اقدامات دولت ترامپ به طور فزایندهای نشان میدهد که برنامه هستهای ایران در فهرست اولویتهای کاخ سفید پایین آمده است. در میان عدم پیشرفت در مساله هستهای و شکست در دستیابی به اهداف اولیه خود در جنگ به طور کلی، دولت ترامپ توجه خود را به اهداف دیگر معطوف کرده است.
دولت رئیس جمهور آمریکا به سمت خفه کردن اقتصادی ایران حرکت کرده، هم از طریق محاصره دریایی و هم یک کمپین مالی به نام عملیات طرد اقتصادی. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا هنگام اعلام این تلاش در اواخر اوت گفت: «هدف ما قطع هر خط حیات اقتصادی است.»
اما رهبری ایران دههها در برابر فشار اقتصادی آمریکا مقاومت کرده است و این تردید را ایجاد میکند که آیا این رویکرد واقعا تغییری ایجاد خواهد کرد و تهران را در هر مذاکره آینده به امتیازدهی وادار میکند.
کنترل هرمز
جنگ علیه ایران اکنون اساسا نبردی بر سر نفت و مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز است. ترافیک از این تنگه حدود یک پنجم آنچه قبل از جنگ بود کاهش یافته است. وضعیت کنونی در تنگه هرمز که آبراهی استراتژیک به ویژه برای انتقال نفت است باعث شده تا قیمت نفت برنت حدود ۱۰۴ دلار شود. درست قبل از شروع جنگ در فوریه، قیمت نفت برنت حدود ۷۲ دلار در هر بشکه بود. این وضعیت همچنین باعث افزایش نرخ سوخت در آمریکا و به تبع آن، افزایش قیمت مواد غذایی نیز شده و اکثر مردم این کشور را با مشکلات زیادی روبهرو کرده به طوری که اکثر رای دهندگان دموکرات و اکنون جمهوری خواهان به شدت مخالف ادامه جنگ هستند و آن را به ضرر خود میدانند.