نورنیوز-گروه بینالملل: به فاصله سه روز بعد، کاخ سفید اطلاعات بیشتری در مورد این قرارداد منتشر ساخت که براساس آن روبیو وزیر خارجه و هگست وزیر جنگ آمریکا قرارداد را از طرف واشنگتن امضا کردهاند. بیتردید اعلام این خبر که توأم با سروصدا بود، از زوایای گوناگونی مورد بحث قرار گرفته و خواهد گرفت. در دوران معاصر، موردی مثل ونزوئلا سراغ نداریم که آمریکا در آن کشور مداخله کرده باشد و با ربایش رئیس جمهور، شرایط سیاسی نوینی را بوجود آورده باشد به گونهای که قراردادی ۱۰۰ ساله برای دراختیارگرفتن نفت آن کشور امضا میکند. چگونه میتوان این قرارداد را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ در پاسخ باید گفت که اولا قرارداد، بازتاب متن و نوشتاری استعماری است؛ ثانیاً این قرارداد در یک فضای استعماری منعقد شده است؛ ثالثاً معنای عمیق متن و فضای پیرامون آن پژواک روندی استعماری است و رابعاً خبر از بازگشت استعمار سنتی و کهن به روابط بینالمللی را میدهد.
متن قرارداد نشان میدهد که عملاً کنترل ۶۵ میلیارد بشکه ذخائر نفت ونزوئلا در اختیار آمریکا قرار میگیرد و یک کمپانی خاص شکل میگیرد که یک پایه اصلی آن ایالات متحده است. آمریکا در هیئت مدیره این کمپانی، حق وتو خواهد داشت. این کمپانی، دومین کمپانی به لحاظ اهمیت و وسعت کار بعد از آرامکو که استخراج نفت عربستان را در کنترل دارد، خواهد بود. براساس متن این قرارداد، کنترل ۱۷ حوزه نفتی در ونزوئلا را آمریکا در اختیار خواهد گرفت.
آنچه متن استعماری قرارداد را بیشتر حساس میکند، امضای آن توسط وزیران خارجه و جنگ ایالات متحده است. براساس آنچه منتشر شده، ۳۵درصد نفت استخراج شده در اختیار وزارت جنگ آمریکا قرار خواهد گرفت. توضیحات کاخ سفید در ۳۱ اوت بسیار پرنکته است؛ ازجمله اشاره به دکترین مونروئه و اینکه این قرارداد باید مورد جدیدی قلمداد گردد. توضیح آنکه دکترین مونروئه، اشاره به اعلام جیمز مونروئه، وزیر خارجه وقت آمریکا در ۱۸۲۳ است که عملاً تا آمریکای لاتین را منطقه انحصاری استعماری ایالات متحده معرفی کرد و قدرتهای استعماری را از ورود و داشتن فعالیت استعماری در این قاره برحذر داشت. بیانیه ۳۱ اوت کاخ سفید ضمن نام بردن از دکترین مونروئه، نسبت به دو قدرت جهانی امروز یعنی روسیه و چین لحن انتقادی و اخطارگرایانه دارد.
اما این تنش را باید در کنار فضای سیاسی استبدادی مورد مطالعه قرار داد. فراموش نباید کرد که دولت ترامپ یکی از بزرگترین عملیات نظامی خود را برای چندین ماه در دریای کارائیب علیه ونزوئلا انجام داد. جالب آنکه توجیه آمریکا برای حضور سنگین نظامی در کارائیب، مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر بود. حرف آمریکا این بود که از این منطقه، مواد مخدر به ایالات متحده صادر میشود و لذا باید از طریق نظامی با تروریسم مواد مخدر مقابله کرد. به این بهانه، آمریکا دهها قایق ماهیگیری را هدف قرار داد و تعداد قابل توجهی کشته شدند. آمریکا دولت ونزوئلا را دولتی مواد مخدری معرفی کرد که باید با آن مقابله شود. بعد از ربایش مادورو رئیس جمهور ونزوئلا، ترتیبات جدید سیاسی بر آن کشور حاکم شد، معلوم گشت که مواد مخدر و تروریسم مواد مخدری، بهانهای برای بدست آوردن کنترل منابع انرژی ونزوئلا است. سیاست موسوم به قایقهای توپدار و عرض اندام نظامی، نه مواد مخدر، بلکه منابع انرژی را هدف قرار میداد.
آنچه ذکر شد، بازگشت استعمار کهن به روابط بینالمللی است. توضیح آنکه بعد از انقلاب صنعتی و برآمدن قدرتهای غربی در روابط بینالملل، آنها برای اهداف اقتصادی و عمدتاً تسلط بر منابع طبیعی و فراهم آوردن بازار، طی حدود چهار قرن،سه قاره آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین را عرصه رقابتهای اقتصادی و استراتژیک خود کردند و نه فقط کنترل منابع، بلکه کنترل حاکمیت کشور را در اختیار گرفتند .
این رقابت استعماری که همراه با جنگهای خونین بین استعمارگران و استعمارشدگان بود، نهایتاً با جنبشهای استقلالگرایانه پرشمار پایان یافت و تقریباً همه مستعمرات، مستقل شدند. اما آنچه استعمار نوین خوانده شد، جایگزین آن استعمار کهن شد؛ بدین معنی که نخبگان و نهادهای کشورهای استقلال یافته، پیوندهای نابرابر خود با استعمارگران را حفظ کردند. البته این پدیده با دگرگونیها و دگردیسیهای مختلف روبرو بود. اما هرچه بود، استفاده از سیاست قایقهای توپدار، جای خود را به انواع شبکههای درهم تنیده اقتصادی و سیاسی و فرهنگی داده بود. آنچه در ونزوئلا در دوران دوم ترامپ رخ داد، بازگشت به استعمار کهن و سنتی
است.
اما اینکه این پدیده دوام خواهد آورد یا نه، پرسشی است که جواب راحتی ندارد. اینکه آیا واقعاً تحقق چنین قراردادی برای ۱۰۰ سال آینده امکانپذیر است، در هالهای از ابهام قرار دارد. ملاحظات ترامپ و تیم او مخصوصاً روبیو، برای آرام کردن فضای افزایش قیمت انرژی در حال حاضر و پیروزی در انتخابات میباشد. در ضمن، مخالفت با این روند استعماری در ونزوئلا و خارج از آن، بیتردید بوجود خواهد آمد اما آنچه نباید از یاد برد، نیّت علاقمندان به استعمار کهن در روابط بینالملل میباشد .
روزنامه اطلاعات