نورنیوز-گروه بینالملل: رژیم صهیونیستی در حالی با تشدید اشغالگری در کرانه باختری، گسترش شهرکسازی و فراهمکردن میدان بیشتر برای شهرکنشینان، در پی خلق دستاوردی برای ترمیم تصویر مخدوش خود پس از شکستهای پیدرپی در غزه و منطقه است که تحولات، نتیجهای معکوس برای این رژیم رقم زده است. تلآویو میکوشد از این اقدامات، بهویژه در صورت برگزاری انتخابات زودهنگام، سرمایه سیاسی بسازد؛ اما آنچه در عمل رخ داده، گسترش دامنه اعتراضها و محکومیتها از خیابانهای جهان تا محافل سیاسی، دانشگاهی و اندیشکدههای غربی است.
این روند اکنون حتی به متحدان اروپایی رژیم صهیونیستی نیز رسیده و میتواند نشانه ورود این رژیم به مرحلهای تازه از انزوای بینالمللی باشد؛ انزوایی که برخلاف گذشته، صرفاً محصول اختلافات مقطعی سیاسی نیست، بلکه ریشه در شکاف فزاینده میان رفتارهای اشغالگرانه تلآویو و افکار عمومی و دولتهای غربی دارد.
کرانه باختری؛ جایی که اشغالگری به بومرنگ تبدیل شد
موج جهانی مقابله با سیاستهای رژیم صهیونیستی دیگر محدود به اعتراضهای خیابانی یا مواضع رسانهای نیست و اکنون به اندیشکدههای مطرح غربی نیز راه یافته است. دنیس سیترونوویچ، عضو شورای آتلانتیک، در انتقادی آشکار از سیاستهای اسرائیل، اخراج افسران هلندی از مقر نیروهای چندملیتی در کریات گات و احتمال اخراج افسران بریتانیایی را نمونهای از تلاش تلآویو برای نادیده گرفتن واقعیتی دانست که دیگر قابل انکار نیست: اروپا سیاست اسرائیل در کرانه باختری را نمیپذیرد.
به تعبیر او، اسرائیل نمیتواند همزمان به سوی الحاق تدریجی کرانه باختری حرکت کند و انتظار داشته باشد روابط سیاسی و اقتصادی خود با اروپا را بدون تغییر ادامه دهد. تلاش برای جمعکردن این دو مسیر، به تعبیر او، مانند «خشککردن دریا با یک قاشق» است.
این مواضع، فراتر از یک انتقاد معمولی، بیانگر تغییر فضای سیاسی پیرامون رژیم صهیونیستی است؛ تغییری که نشان میدهد حتی در میان شرکای سنتی تلآویو نیز تحمل سیاستهای اشغالگرانه رو به کاهش است.
اروپا؛ هزینه حمایت از آپارتاید صهیونیستی
سران رژیم صهیونیستی در رؤیای حذف مسئله فلسطین از معادلات منطقهای، کرانه باختری را به عرصهای تازه برای توسعه اشغالگری تبدیل کردهاند. حمایت از خشونتهای شهرکنشینان و گسترش شهرکها، اما نهتنها فلسطینیها را از صحنه خارج نکرده، بلکه بار دیگر مسئله فلسطین را به یکی از مهمترین موضوعات افکار عمومی جهان تبدیل کرده است.
اروپاییها اکنون بیش از آنکه صرفاً از منظر حقوق فلسطینیها به این تحولات بنگرند، با تناقضی بنیادین مواجهاند: سیاستهای تلآویو با اصولی که غرب دههها تحت عناوینی چون حقوق بشر، حقوق بینالملل، راهکار دو دولتی و صلح خاورمیانه تبلیغ کرده، در تعارض آشکار قرار گرفته است.
افراط در حمایت غرب از رژیم صهیونیستی طی دهههای گذشته، بهویژه سکوت در برابر جنایات غزه و اقدامات نظامی این رژیم در منطقه، در نهایت به شکلگیری نوعی مصونیت کاذب در میان سران تلآویو انجامیده است؛ تا جایی که اکنون منتقدان اروپایی را با تعابیری تحقیرآمیز خطاب میکنند و حتی در برابر اعتراض رسمی کشورهای اروپایی، به اخراج نظامیان و نمایندگان آنان متوسل میشوند.
انزوایی که هر روز عمیقتر میشود
آنچه امروز در رفتار اروپا مشاهده میشود، صرفاً یک چرخش دیپلماتیک یا تکرار مواضع سنتی درباره راهکار دو دولتی نیست؛ بلکه نشانهای از گسترش شکاف میان رژیم صهیونیستی و بخش مهمی از جامعه جهانی است.
کشورهایی که طی دههها از اشغالگری تلآویو حمایت کردند، در بسیاری از بزنگاهها مانع محکومیت آن شدند و میلیاردها دلار تسلیحات در اختیارش قرار دادند، اکنون زیر فشار افکار عمومی خود ناچار به اتخاذ مواضعی متفاوت شدهاند. طرح تحریمها، انتقاد از شهرکسازی و تأکید بر اجرای احکام قضایی بینالمللی، هرچند هنوز با اقدام عملی مورد انتظار فاصله دارد، اما نشانه تغییر معادله سیاسی است.
این موج حتی به آمریکا نیز رسیده است؛ جایی که انتقاد از هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی حمایت بیقیدوشرط از اسرائیل، به بخشی از فضای انتخاباتی تبدیل شده و حتی سیاستمدارانی چون ترامپ و ونس نیز برای جلب آرای عمومی، ناگزیر به اتخاذ مواضع انتقادی شدهاند.
دستاوردی که مقاومت به جهان تحمیل کرد
اصرار اروپا بر مخالفت با شهرکسازی و افراطگرایی شهرکنشینان، حتی نتانیاهو را نیز وادار کرده است علیه خشونتهای آنان موضع بگیرد. او اقدامات خشونتآمیز در روستاهای قُصره و جالود را محکوم و اعلام کرد که چنین رفتارهایی به وجهه اسرائیل در جهان آسیب میزند. این سخنان را نمیتوان صرفاً یک موضعگیری سیاسی دانست؛ بلکه میتوان آن را اعترافی ناخواسته به هزینه سنگین انزوای بینالمللی رژیم صهیونیستی تلقی کرد.
آنچه امروز در اروپا و آمریکا علیه شهرکسازی و اشغالگری اسرائیل در کرانه باختری شکل گرفته، در سطحی کلانتر، دستاوردی برای مقاومت فلسطین نیز محسوب میشود؛ مقاومتی که توانسته مسئله فلسطین را از حاشیه معادلات جهانی به متن آن بازگرداند و ابعاد جنایات رژیم صهیونیستی را پیش چشم افکار عمومی جهان قرار دهد.
با این حال، دردِ فلسطین با بیانیهدرمانی التیام نمییابد. محکومیت شهرکسازی، اگر به اقدام عملی، پاسخگوکردن سران رژیم صهیونیستی، اجرای احکام مراجع قضایی بینالمللی و تضمین حق تعیین سرنوشت فلسطینیها در داخل و خارج سرزمینهای اشغالی منتهی نشود، همچنان گامی ناقص خواهد بود.
اروپا اگر واقعاً در پی احیای جایگاه و نقش جهانی خویش است، باید از مرز بیانیه و محکومیت عبور کند؛ چراکه حمایت چند دههای از اشغالگری، آن را در برابر آزمونی تاریخی قرار داده است. در این آزمون، فاصله میان «محکومکردن جنایت» و «پایاندادن به مشارکت در جنایت» همان فاصلهای است که آینده اعتبار جهانی اروپا را تعیین خواهد کرد.
نورنیوز