نورنیوز-گروه بینالملل: تریتا پارسی در این مطلب که در تارنمای «Responsible Statecraft» منتشر شد، با اشاره به تحریمهای جدید دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و تجاوز این کشور به جزیره لارک ایران، نوشت که شواهد زیادی وجود دارد که نشان میدهد ترامپ در حال حاضر به دنبال افزایش چشمگیر فشارها بر ایران نیست.
وی افزود: بر اساس گزارشهای روز یکشنبه و روایت واشنگتن، «ارتش آمریکا به موشکاندازهای ایرانی در این جزیره حمله کرده تا مانع از آن شود که تهران مینهای جدیدی در تنگه هرمز کار بگذارد». این نخستین حمله شناختهشده آمریکا به ایران از زمان اعلام آتشبس از سوی ترامپ در ماه ژوئیه است.
پارسی در ادامه به تحریمهای جدید دولت آمریکا اشاره کرد و نوشت: در همین حال، «مؤسسه مالی بزرگ» مورد تبلیغ قرار گرفته که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، وعده داده بود به دلیل تعامل با ایران تحریم شود، در نهایت چیزی جز دومین بانک بزرگ مصر نبود. وی افزود: اگرچه بانک مصر در میان بانکهای بزرگ منطقه قرار دارد، اما در مقایسه با غولهای چند تریلیون دلاری نظام مالی جهانی بسیار کوچک است.
این تحلیلگر نوشت: جای تعجب ندارد که در اقدامات اخیر ترامپ برای اعمال تحریمها، بیش از آنکه اقدام عملی وجود داشته باشد، سر و صدا دیده میشود. این به آن معنا نیست که جنگ اقتصادی بسنت به مردم عادی ایران آسیب نمیزند یا اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار نمیدهد؛ چنین خواهد شد. اما شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد این فشارها تهران را وادار به تسلیم در برابر ترامپ خواهد کرد یا اینکه تحریمها، برخلاف لفاظیهای ترامپ، اساساً برای وارد کردن آسیب قابل توجه طراحی شدهاند.
پارسی معتقد است، ترامپ در حال دنبال کردن قمار متفاوتی است: حفظ یک درگیری در سطح پایین تا زمان انتخابات میاندورهای؛ نه دستیابی به توافق دیپلماتیک و نه اجازه دادن به وخامت اوضاع تا مرز یک جنگ تمامعیار. وی این وضعیت را دورهای از آرامش نسبی توصیف میکند که میتواند ایران را از صدر اخبار دور نگه دارد و در آستانه انتخابات، ارتباط میان افزایش تورم و قیمت بنزین از یک سو و جنگی که ترامپ خودسرانه انتخاب کرده است از سوی دیگر را کاهش دهد.
پارسی در ادامه از لنز سیاستگزاران نشسته در کاخ سفید به وضعیت جاری با ایران نگاه کرده و نوشت: تحریمهای موسوم به «روز D» به ایجاد این تصور کمک میکنند که آمریکا دست بالا را دارد و همزمان فشار بر ایران را افزایش میدهند. این تحریمها در کنار افزایش تردد در تنگه هرمز، شرایط موجود را برای تهران پرهزینهتر از واشنگتن میکنند؛ اما نه آنقدر پرهزینه که ایران در کوتاهمدت به تشدید تنش ترغیب شود. در واقع، این رویکرد نوعی خفگی تدریجی است که با هدف تضمین این موضوع طراحی شده است که طی دو ماه آینده، نه دیپلماسی خبرساز شکل بگیرد و نه تشدید نظامی رخ دهد.
به نوشته پارسی، این وضعیت دلیلی فوری برای هراس تهران ایجاد نمیکند و واکنش ایران تا حد زیادی به اقدام بعدی واشنگتن بستگی خواهد داشت. وی سه سناریوی احتمالی را مطرح میکند.
سناریوی نخست؛ عبور ترامپ از حد و تشدید تنش
دونالد ترامپ ممکن است در محاسبات خود زیادهروی کند و ایران را از حدی که تهران در کوتاهمدت قابل مدیریت میداند، فراتر ببرد. برای نمونه، حملات به مواضع ایران در جزیره لارک، واکنش ایران را در پی داشت. افزون بر این، اگر ترامپ نفتکشهای ایرانی عازم چین را توقیف کند، تهران تقریباً به طور قطع با تشدید حملات به کشتیهایی که از مسیر جنوبی تنگه هرمز عبور میکنند واکنش نشان خواهد داد و ممکن است زیرساختهای انرژی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را نیز هدف قرار دهد. چین نیز احتمالاً به چنین اقدامی واکنشی شدید نشان خواهد داد. نتیجه، دقیقاً همان نوع تشدید تنشی خواهد بود که ترامپ میخواهد طی دو ماه آینده از آن اجتناب کند.
سناریوی دوم؛ عدم تشدید فوری از سوی ایران
پارسی در سناریوی دوم مینویسد، تحریمهای «روز D» نه ایران را به تشدید تنش در کوتاهمدت ترغیب میکنند و نه محاسبات میانمدت تهران را تغییر میدهند. به نوشته وی، تهران ممکن است به این نتیجه برسد که با وجود هیاهوی ایجادشده، بسته ماندن تنگه هرمز همچنان کافی است و افزایش فشار اقتصادی بر ترامپ در نهایت او را وادار خواهد کرد که با رویکردی واقعبینانهتر به میز مذاکره بازگردد.
وی میافزاید: اگرچه این محتملترین نتیجه نیست اما همین مسئله توضیح میدهد که چرا ایران حتی در شرایطی که همه نشانهها حاکی از آن است که ترامپ در مقطع کنونی خواهان توافق نیست، سرمایهگذاری زیادی بر دیپلماسی منطقهای انجام میدهد. دیپلماتهای عمانی، پاکستانی و قطری درگیر دیپلماسی فشرده با تهران درباره تنگه هرمز هستند.
این نویسنده با استناد به منابع خود مدعی شد ترامپ مستقیما به ایران اعلام کرده است که حتی در صورت بازگشایی تنگه هرمز از سوی تهران، محاصره را لغو نخواهد کرد و همچنین از بازگشت به تفاهمنامه پیشین حمایت نمیکند. وی نوشت: بار دیگر، حفظ ایران خارج از صدر اخبار در آستانه انتخابات مستلزم جلوگیری از هر دو نوع تحول، یعنی تحول نظامی یا دیپلماتیک، است.
تهران دیپلماسی منطقهای را با جدیت پیگیری میکند
پارسی در ادامه تحلیل خود پیش فرضهایی در درباره چرایی تعامل تهران با میانجیهای منطقهای دنبال میکند:
نخست، ایران با این اقدام به افکار عمومی داخلی نشان میدهد که طولانی شدن جنگ ناشی از سرسختی آمریکا است، نه انعطافناپذیری ایران. هرچه جنگ طولانیتر شود، کنترل روایت درباره عامل مقصر اهمیت بیشتری پیدا میکند. به گفته پارسی، موضع قاطع و علنی ترامپ در رد دیپلماسی، در این زمینه به نفع تهران تمام میشود.
دوم، این تعامل دیپلماتیک برای رقابت بر سر مقصر جلوه دادن طرف مقابل در سطح منطقه نیز اهمیت دارد. اگر جنگ از سر گرفته شود، اینکه دولتهای منطقه چه کسی را مسئول بدانند اهمیت زیادی خواهد داشت، بهویژه آنکه جنگ هزینه سنگینی برای آنها به همراه خواهد داشت. تهران باید به دولتهای منطقه نشان دهد که آماده سازش است، در حالی که ترامپ حتی حاضر به مذاکره نیست.
سوم، دیپلماسی کنونی موجب شکلگیری اجماع منطقهای درباره راهحلها و اصول مشخص میشود. اگر ترامپ به میز مذاکره بازگردد، زیرساختی از توافقهای نیمهتمام با حمایت منطقهای از قبل شکل گرفته خواهد بود؛ توافقهایی که در شرایطی ایجاد شدهاند که ترامپ داوطلبانه خود را از روند دیپلماتیک کنار کشیده است. ترامپ اگر بخواهد روندی را که منطقه در غیاب او پیش برده است از بین ببرد، هزینه آن را خواهد پرداخت.
سناریوی محتملتر؛ تلاش آمریکا برای تضعیف تدریجی ایران
این تحلیلگر در ادامه مینویسد، محتملترین سناریو نه تشدید فوری تنش است و نه بازگشت به مذاکرات پس از انتخابات میاندورهای. به گفته وی، در این سناریو، اعتماد تازه دولت ترامپ به محاسبات خود درست از آب درمیآید: ترکیب تحریمهای جدید و افزایش تردد از مسیر جنوبی تنگه هرمز واقعیت جدیدی ایجاد کرده که در آن ایران بیش از آمریکا آسیب میبیند و روند تحولات، هرچند نه به شکل چشمگیر، اما بهطور فزایندهای منفی میشود.
پارسی معتقد است در نتیجه این سناریو، ایران طی چند ماه آینده ضعیفتر و از نظر دیپلماتیک و نظامی در موقعیتی نامطلوبتر قرار خواهد گرفت. این وضعیت ایران را به سمت تشدید تنش سوق خواهد داد، اما تهران ممکن است تصمیم بگیرد واکنش خود را به تأخیر بیندازد و منتظر فرصتی مناسبتر بماند. اگر واشنگتن قصد داشته باشد تا انتخابات میاندورهای اوضاع را آرام نگه دارد، تهران ممکن است به این نتیجه برسد که بهترین زمان برای واکنش، دو یا سه هفته پیش از انتخابات کنگره است؛ زمانی که میتواند بیشترین آسیب سیاسی را به ترامپ وارد کند.
احتمال ازسرگیری جنگ پس از انتخابات
وی در ادامه مینویسد، ایران ممکن است واکنش خود را به نفتکشها در تنگه هرمز محدود نکند. به گفته پارسی، مقامهای ایرانی چه به صورت علنی و چه در محافل خصوصی میگویند انتظار دارند آمریکا و اسرائیل بدون توجه به تأثیر تحریمهای «روز D»، پس از انتخابات میاندورهای جنگ را از سر بگیرند. دیپلماتهای منطقهای نیز تا حد زیادی به همین نتیجه رسیدهاند.
پارسی معتقد است: اگر تحریمها به مرور زمان به ایران آسیب جدی وارد کنند، در حالی که اقتصاد جهانی خود را با واقعیت جدید در تنگه هرمز وفق میدهد، ادامه وقفه در جنگ به زیان تهران خواهد بود. از این رو، به نوشته وی، ایران ممکن است تصمیم بگیرد به شکل چشمگیری تنش را افزایش دهد و از آسیبپذیری ادراکشده ترامپ در آستانه انتخابات بیشترین استفاده را ببرد.
خطر محاسبه اشتباه درباره ترامپ پس از انتخابات
پارسی در پایان هشدار میدهد که اگرچه محاسبه ایران درباره آسیبپذیری انتخاباتی ترامپ ممکن است درست باشد، اما این تصور احتمالی تهران که شکست انتخاباتی، ترامپ را در سال ۲۰۲۷ مهار خواهد کرد، ممکن است اشتباه باشد. وی مینویسد:ترامپی که در انتخابات تحقیر شده و احتمالاً با سومین تلاش برای استیضاح مواجه است، ممکن است مجبور شود در داخل کشور موضع دفاعی بگیرد؛ اما دقیقاً به دلیل مشکلات داخلی، ممکن است انگیزه بیشتری برای اقدام تهاجمی در خارج از کشور پیدا کند.
به نوشته وی، ترامپ در صورت رهایی از محدودیتهای انتخاباتی ممکن است حاضر شود دست به خطرهایی بزند که پیشتر از آنها اجتناب میکرد، از جمله اعزام نیروهای زمینی.
پارسی برای توضیح این احتمال به دوره پس از شکست ترامپ در انتخابات نوامبر ۲۰۲۰ اشاره میکند و مینویسد: در آن مقطع، ترامپ تمایل بیسابقهای برای پذیرش ریسک از خود نشان داد. ژنرال مارک میلی، رئیس وقت ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، نگران بود که ترامپ پس از شکست انتخاباتی یا جنگی با ایران را تحریک کند یا بحران داخلی ایجاد کند تا استفاده از ارتش را توجیه کرده و احتمالاً در قدرت باقی بماند. ترامپ در آن زمان ظاهراً پیشنهادهایی برای حمله به ایران مطرح کرده بود که با مخالفت شدید میلی مواجه شد.
وی در پایان با اشاره به این هشدار میلی به ترامپ که چنین اقدامی به جنگ منجر خواهد شد، این پرسش را مطرح میکند که آیا پس از انتخابات میاندورهای نیز فردی مانند ژنرال میلی در حلقه نزدیکان ترامپ حضور خواهد داشت یا خیر.