نورنیوز-گروه بینالملل: رژیم صهیونیستی در سایه ناکارآمدی نهادهای بینالمللی و دوگانگی رفتاری مدعیان حقوق بشر و صلح، همچنان به کشتار، اشغالگری و تجاوز در فلسطین، لبنان، سوریه و دیگر نقاط منطقه ادامه میدهد. در چنین شرایطی، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در اظهاراتی کمسابقه و در مصاحبهای تلویزیونی، از تعبیر «جمهوری اسلامی بریتانیا» درباره انگلیس استفاده کرده است؛ اظهاراتی که بیش از آنکه صرفاً بخشی از قدرتنمایی سیاسی یا ملاحظات انتخاباتی باشد، حامل نشانههایی روشن از نگاه نژادپرستانه و تحقیرآمیز حاکمان صهیونیست نسبت به جامعه مسلمانان است.
مخاطب اصلی نتانیاهو در این سخنان، نه صرفاً دولتمردان انگلیسی، بلکه شهروندان این کشور بودهاند. از همین رو، این مواضع را باید در کنار اعتراف ناخواسته او به تغییر نگرش افکار عمومی جهان و افزایش انزجار از صهیونیسم مورد توجه قرار داد؛ تغییری که اکنون حتی در جوامع غربی نیز به شکل آشکارتری خود را نشان میدهد.
لندن؛ حامی دیروز، هدف حمله امروز
با نگاهی به دستکم یک قرن مناسبات انگلیس با غرب آسیا، اظهارات نتانیاهو در نگاه نخست اوج ناسپاسی و بیاعتنایی به متحدی تاریخی است. لندن با اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ و سپس نقشآفرینی در تحولات سرزمین فلسطین، از مهمترین قدرتهایی بود که زمینههای شکلگیری رژیم صهیونیستی را فراهم کرد. حمایت سیاسی، نظامی و دیپلماتیک انگلیس از این رژیم نیز، با فراز و نشیبهایی، در دهههای بعد ادامه یافت.
از این منظر، انتقادهای مقطعی، اعتراضهای ظاهری به شهرکسازی یا برخی آرای ممتنع در شورای امنیت نمیتواند سابقه این حمایت را پاک کند. با این حال، رفتار امروز نتانیاهو حامل هشداری مهم برای کشورها و جریانهایی است که تصور میکنند نزدیکی و سازش با رژیم صهیونیستی میتواند برای آنان امنیت یا حمایت پایدار غرب را به همراه آورد. تجربه نشان داده است که در منطق صهیونیستی، حتی دوست و حامی نیز تا زمانی ارزشمند است که در خدمت اهداف این رژیم باشد.
وقتی حقوق بشر به ابزار سیاسی تبدیل میشود
بخش قابل توجهی از سخنان نتانیاهو متوجه صادق خان، شهردار مسلمان لندن، بود؛ موضوعی که وجه نژادپرستانه این مواضع را برجستهتر میکند. جریانی که دستیابی یک یهودی به موقعیتهای سیاسی و اجتماعی را نشانهای از پیشرفت بشریت معرفی میکند، در مواجهه با مسلمانان، گاه آنان را با زبان تحقیر و توهین مورد خطاب قرار میدهد.
تناقض زمانی عمیقتر میشود که مدعیان حقوق بشر غربی در برابر چنین ادبیاتی سکوت میکنند، اما در قبال کشورهای مستقل، بیانیههای حقوق بشری صادر میکنند. این دوگانگی، حقوق بشر را از یک اصل انسانی و جهانشمول به ابزاری سیاسی و تابع منافع قدرتها تقلیل میدهد و در عمل، اعتمادبهنفس رژیم صهیونیستی را برای تداوم خشونت و جنایت افزایش میدهد.
اعترافی ناخواسته به تغییر افکار عمومی
با وجود همه این ادعاها، سخنان نتانیاهو حاوی یک اعتراف ناخواسته نیز هست: صهیونیسم دیگر مانند گذشته از حمایت بیچونوچرای افکار عمومی برخوردار نیست. در اروپا، اعتراضهای گسترده مردمی و افزایش حمایت سیاسی از جریانهای حامی فلسطین، نشانهای از تغییر نگرش عمومی است. این روند در آمریکا، بهعنوان اصلیترین حامی رژیم صهیونیستی، نیز قابل مشاهده است و چهرههایی با مواضع انتقادی نسبت به اسرائیل توانستهاند در انتخابات و عرصه عمومی جایگاه قابل توجهی به دست آورند.
حتی در میان سیاستمداران آمریکایی و اروپایی نیز فاصله گرفتن از برخی سیاستهای رژیم صهیونیستی آشکارتر شده است. این روند نشان میدهد که هزینه حمایت بیقیدوشرط از تلآویو در حال افزایش است و افکار عمومی غرب بیش از گذشته درباره پیامدهای این حمایت پرسش میکند.
مقاومت؛ صدای بیداری در جهان
در چنین شرایطی، افزایش گرایش افکار عمومی جهان به حمایت از فلسطین و مخالفت با صهیونیسم را میتوان یکی از پیامدهای مهم مقاومت دانست. ایستادگی مقاومت فلسطین و لبنان، نقشآفرینی مقاومت یمن و عراق و همچنین ایستادگی ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، موجب شده است بخشهای بیشتری از افکار عمومی جهان با ابعاد واقعی منازعه و ماهیت سیاستهای اشغالگرانه آشنا شوند.
طوفان الاقصی نیز این روند را شتاب بخشید و تصویری متفاوت از واقعیت فلسطین و رفتاررژیم صهیونیستی پیش چشم افکار عمومی جهان قرار داد. امروز مطالبه برای پاسخگو کردن سران این رژیم به اتهام جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت، از فلسطین تا دیگر نقاط منطقه، دیگر محدود به یک جغرافیا نیست.
از این منظر، سخنان نتانیاهو بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، میتواند بازتاب اضطراب از تغییر معادلات باشد؛ اعترافی ناخواسته به اینکه نظم قدیم در حال فرسایش است و ملتها بیش از گذشته، خود را برای عبور از روایتهای تحمیلی و مطالبه عدالت آماده میکنند.