نورنیوز-گروه سیاسی: اگر بخواهیم دوران زعامت حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای را از آغاز تاکنون بررسی کنیم، چند فرمان و راهبرد ایشان در این مقطع به وضوح قابل تأمل است؛ راهبردهایی که آثار و نتایج آن در میدان قابل مشاهده بوده و البته بعضی دیگر، به دلیل اقتضائات امنیتی و شرایط خاصی که کشور در آن قرار دارد، هنوز قابل بیان نیست و باید تا فراهم شدن فرصت مناسب، نزد مسئولان مربوطه محفوظ بماند.در اینجا به چند نمونه از این راهبردها اشاره میکنیم
گشودن جبهههای جدید؛ فراتر از تنگه هرمز
یکی از این راهبردها، به همان پیام ابتدایی ایشان به ملت ایران بازمیگردد؛ پیامی که در آن، در کنار تأکید بر استفاده از ظرفیت تنگه هرمز، از احتمال گشودن جبهههای دیگری سخن گفته شد؛ جبهههایی که دشمن در آنها تجربه ناچیزی دارد و بهشدت آسیبپذیر است.ایشان در آن پیام تصریح کردند: «قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگهی هرمز باید استفاده شود. در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربهی ناچیزی دارد و بشدّت در آن آسیبپذیر خواهد بود، مطالعاتی صورت گرفته است و فعّالسازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت.»
در آن مقطع، شاید برای بسیاری از مخاطبان روشن نبود که منظور از جبهههای دیگر دقیقاً چیست و این جبههها در کجا و با چه ظرفیتی میتوانند گشوده شوند؛ اما با گذشت زمان، بخشهایی از این راهبرد در میدان خود را به وضوح نشان داد.فراتر از حد باور در ادامه جنگ، دامنه درگیری و نوع حملات فراتر رفت و برخی اهداف و مراکز مهم در جغرافیای جدید مورد حمله قرار گرفتند. در نبرد هرمز، یکی از این عرصهها حملات متعدد در مکان های مختلف منجمله بابالمندب بود؛ جبههای که در قالب یک اقدام هماهنگ، نیروهای مقاومت در کنار سایر اهداف نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در آن نقشآفرینی کردند و این مسیر نیز به یکی از نقاط مهم فشار بر دشمن تبدیل شد.
ز سوی دیگر، افزایش حملات غیرمنتظره و اثر گذار به مراکزی در اردن و برخی کشورهای دیگر، صرفاً به معنای افزایش تعداد اهداف نبود. این حملات، اساساً دامنه جغرافیایی جنگ را تغییر داد و حساسیت آن را وارد مرحلهای تازه کرد؛ مرحلهای که برای بسیاری از ناظران بینالمللی و بهویژه رئیسجمهور جنایت کار آمریکا، غیرمنتظره و دشوار برای محاسبه بود.به بیان دیگر، در شرایطی که تنگه هرمز بهعنوان یکی از اهرمهای اصلی فشار فعال بود، جبهههای دیگری نیز گشوده شد تا دشمن دریابد که میدان مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، محدود به یک نقطه جغرافیایی یا یک مسیر مشخص نیست.اهمیت این راهبرد زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم، بر اساس اظهارات منابع آگاه، همه ظرفیتهای پیشبینیشده برای گشودن جبهههای جدید هنوز فعال نشدهاند و بخشی از آنها همچنان در مرحله انتظار قرار دارند؛ ظرفیتی که فعالسازی آن، تابع شرایط میدان و تشخیص مصالح خواهد بود.
پاسخ به نقض آتشبس؛بهموقع و قاطع
محور دیگر نیز، به یکی دیگر از تدابیر مهم جمهوری اسلامی ایران در دوران زعامت آیتالله سید مجتبی خامنهای بازمیگردد؛ یعنی نحوه مواجهه با نقض آتشبس در لبنان.یکی از ویژگیهای این راهبرد، سرعت و قاطعیت در پاسخ بود. هنگامی که رژیم صهیونیستی، آتشبس لبنان را نقض کرد، جمهوری اسلامی ایران در برابر این اقدام پاسخ نظامی را در دستور کار قرار داد.بر اساس اظهار کارشناسان این اقدام را باید در چارچوب یک اصل مهم در راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی فهم کرد که دشمن نباید تصور کند که نقض خطوط قرمز، بدون هزینه خواهد بود. در واقع، پیام این اقدام آن بود که در هر شرایطی، اگر طرف مقابل قواعد موجود را زیر پا بگذارد، امکان تغییر فوری وضعیت و بازگشت به میدان تقابل وجود دارد.از همین منظر، زمان پاسخ به اندازه شدت پاسخ اهمیت پیدا میکند؛ چراکه پاسخ سریع، فرصت تثبیت دستاورد یا ایجاد واقعیت جدید را از دشمن میگیرد.شناخت پروژه دشمن؛ پیش از آنکه در میدان اجرا شوداما شاید یکی از مهمترین تدابیر در همان ابتدای زعامت حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای شناخت دقیق پروژه دشمن در داخل کشور قابل مشاهده باشد.
ایشان در پیام ۲۹ اسفند، پس از صحبتهای ترامپ و نتانیاهو درباره لزوم اغتشاش در خیابان به بخش مهمی از این پروژه اشاره کردند و فرمودند: «این جنگ، بعد از ناامیدی دشمن از حرکت مردمی چشمگیر به نفع خودش، و با این توهم صورت گرفت که اگر رأس نظام و عدهای از مؤثرین نظامی را به شهادت برساند، در شما مردم عزیزمان ترس و یأس ایجاد کرده، موجب ترک عرصه از سوی شما شده و از این طریق رویای تسلط بر ایران و سپس تجزیه آن را تحقق خواهد بخشید. ولی شما در این ماه مبارک، صیام را با جهاد توأم کرده و خطّ دفاعی گستردهای به وسعت کشور و سنگرهائی مستحکم به تعداد میادین و محلّات و مساجد آن فراهم کردید و اینطور ضربهای گیجکننده به او وارد ساختید؛ بطوری که به گفتن کلمات متناقض و یاوهگوئیهای متعددی که علامت عدم هوشیاری و وجود ضعف ادراکی است، افتاد.»در واقع محاسبه اصلی آن بود که با هدف قرار دادن رأس نظام و شهادت تعدادی از فرماندهان و چهرههای مؤثر، خلأیی در ساختار تصمیمگیری ایجاد شود و این خلأ، به ترس و یأس عمومی در میان مردم منجر شود.هدف بعدی نیز روشن بود که مردم از صحنه کنار بروند، انسجام اجتماعی آسیب ببیند، احساس ناامنی گسترش پیدا کند و در نهایت، آنچه دشمن در میدان نظامی آغاز کرده بود، به یک بحران سیاسی و اجتماعی در داخل کشور تبدیل شود. این همان نقطهای بود که شناسایی بهموقع پروژه دشمن اهمیت پیدا کرد.راهبردی که در مقابل این پروژه قرار گرفت فعالسازی ظرفیت اجتماعی کشور و تبدیل مردم به بخشی از خط مقدم دفاع بود.
تأکید بر وحدت میان آحاد ملت و اقشار مختلف جامعه، دعوت مردم به حضور مؤثر و پررنگ در صحنه، تأکید بر حضور گسترده در راهپیمایی روز قدس، توصیه به کمک و یاری متقابل و مهمتر از همه، جلوگیری از شکلگیری فضای ترس و یأس، مجموعه اقداماتی بود که در برابر این پروژه در همان اولین پیام ایشان قرار گرفت.
البته این موارد تنها بخشی قابل بیان و آشکار از آثار فرماندهی آیت الله سید مجتبی خامنهای در این ایام است.
فارس