نورنیوز-گروه سیاسی: با وجود آغاز روندهای دیپلماتیک پس از جنگ ۴۰ روزه و شکلگیری ابتکارهای جدید منطقهای، دور تازه تنشها بار دیگر پرسشهایی جدی درباره آینده امنیت خلیج فارس، نقش کشورهای همسایه در تحولات نظامی اخیر و امکان بازسازی اعتماد میان ایران و اعضای شورای همکاری خلیج فارس ایجاد کرده است.
از یک سو، برخی کشورهای جنوبی خلیج فارس با همراهی با اقدامات نظامی آمریکا در جریان جنگ عملا خود را در کنار متجاوز قرار دادند و از سوی دیگر، نشانههایی از تمایل همین کشورها برای حرکت به سمت سازوکارهای امنیتی بومی و گفتوگوهای منطقهای دیده میشود. در همین چارچوب، در بخش دیگری از گفتوگوی تفصیلی ایرنا با کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالمللی وزارت امور خارجه، درباره ابعاد این تحولات، مستندات ایران از نقش برخی کشورهای منطقه در جنگ، امکان ترمیم شکافهای ایجادشده و چشمانداز شکلگیری ترتیبات امنیتی جدید در خلیج فارس سوال کردیم.
حملات از قلمرو برخی کشورهای همسایه را در شورای امنیت ثبت کردهایم/ در چند مورد محدود، حملات مستقیم بوده است
بعد از این دور جدید درگیریها شاهد بودیم که برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس هم به نوعی با سناریویی که آمریکا بعد از یادداشت تفاهم دنبال میکرد، همراهی کردند. مشخصاً یکی از موضوعاتی که نگرانی زیادی ایجاد کرد و تحلیلهای فراوانی هم به دنبال داشت، ادعای همراهی عربستان سعودی با ایالات متحده در حمله به مواضع گروههای مقاومت در عراق بود که منجر به شهادت برخی از ایرانیها هم شد. فکر میکنید در قالب جدیدی که با عمان در حال پیش بردن آن هستیم، اختلافهای میان ایران و برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با چه الگویی قابل حل خواهد بود؟
این یک واقعیت است که متأسفانه در جنگ ۴۰ روزه، برخی از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس قلمرو خودشان را در اختیار دولت متجاوز آمریکا قرار دادند تا از آنجا به جمهوری اسلامی ایران حمله شود. ما همه این موارد را مستندسازی کردیم و نزد شورای امنیت سازمان ملل نیز به ثبت رساندیم؛ یعنی تاریخ و زمان پرواز هواپیماها یا پرتاب موشکها از قلمرو کشورهای همسایه را ثبت و مستندسازی کردیم.
این حملات از پایگاههای آمریکا بود یا ممکن است برخی حملهها هم مستقیماً از سوی همان کشورها انجام شده باشد؟
ما گزارشهایی از نیروهای مسلح دریافت کردیم که نشان میداد برخی از معدود حملات، حملات مستقیم هم بوده است و ما آنها را هم مستندسازی کردیم. در مواردی که نیروهای مسلح ما به این جمعبندی رسیدند ــ که دو یا سه مورد بود، نه بهصورت گسترده؛ زیرا عمده حملات از سوی آمریکا انجام میشد ــ مبنی بر اینکه پرواز جنگنده، اعزام پهپاد یا شلیک موشک بهطور مستقیم از سوی کدام کشورها انجام شده است، پاسخ قاطعانهتر و محکمتری دادند.
بالاخره این کشورها، طبق قطعنامه سال ۱۹۷۴ مجمع عمومی سازمان ملل، جزو کشورهای متجاوز محسوب میشدند؛ زیرا قلمرو خود را برای حمله آمریکا به ایران در اختیار آن کشور قرار دادند. حال اگر خودشان هم بهصورت مستقل در این تجاوز نقش مستقیم داشته باشند، طبیعتاً واکنش ایران باید قاطعانهتر باشد که همین اتفاق هم در همان دو یا سه مورد رخ داد.
پس ببینید، این یک واقعیت است. اینکه این کشورهای همسایه این موضوع را رد کنند، برای ما محلی از اعراب ندارد و قابل پذیرش نیست. طبیعتاً، این مسئله شکاف بزرگی میان ایران و این کشورها ایجاد میکند. حتی شاهد بودیم که در جریان جنگ ۴۰ روزه و تا مدتی پس از آن، این کشورها با رویکردی طلبکارانه نیز در مجامع بینالمللی علیه جمهوری اسلامی ایران موضوعاتی را پیگیری میکردند؛ یعنی نوعی مظلومنمایی در این زمینه انجام میدادند. این موضوع فاصلهای میان ایران و آنها ایجاد کرده است.
اما یک نکته دیگر هم وجود دارد. آنچه تا اینجا گفتم، یک واقعیت بود؛ اما واقعیت دیگری هم وجود دارد. برداشت ما، بر اساس اطلاعاتی که در اختیار داریم و تماسهایی که همچنان با مقامات همین کشورها برقرار است ــ زیرا اکنون نیز با آنها در ارتباط هستیم ــ این است که این کشورها به این جمعبندی رسیدهاند که هرگونه گسترش درگیری و تداوم اقدامات نظامی در منطقه، برای امنیت خودشان بسیار خطرناک خواهد بود و آنها مستقیماً از آثار هرگونه گسترش یا تداوم عملیات نظامی تأثیر بسیاری خواهند پذیرفت.
بالاخره آنها به این واقعیت پی بردهاند. اینکه گاهی گفته میشود مقامات یا رهبران این کشورها تماسهایی برقرار کردهاند تا مثلاً عملیاتی انجام نشود، درگیریهای نظامی پایان یابد یا مذاکرات از سر گرفته شود، بخش عمده آن مبتنی بر همین ارزیابی است که این کشورها دارند؛ ارزیابیای که نشان میدهد ادامه اقدامات نظامی تا چه اندازه میتواند برای امنیت و همچنین توسعه اقتصادی آنها زیانبار و مخرب باشد. این هم یک واقعیت است.
نکته سوم این است که پس از جنگ ۴۰ روزه و در دورهای که یادداشت تفاهم اجرا می شد، میان کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس یک اجماع شکل گرفته بود که مسائل و نگرانیهای امنیتی منطقه باید میان خود کشورهای منطقه مورد بحث و بررسی قرار گیرد و برای آن راهکار پیدا شود.
این پدیده مثبتی است. جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرده است که مسائل منطقه، متعلق به کشورهای منطقه است و امنیت نیز باید توسط خود آنها تأمین شود. از همین رو، ما از این رویکرد استقبال کردیم؛ هرچند بار دیگر شاهد درگیریهای جدید هستیم. من فکر میکنم اگر دوباره به شرایط صلح، آرامش و ثبات در منطقه بازگردیم، به احتمال بسیار زیاد نشستهای امنیتی میان کشورهای منطقه شکل خواهد گرفت.
این اراده سیاسی را امروز در رهبران کشورهای منطقه می بینید؟
بله، اراده سیاسی آن نیز وجود داشت؛ حتی برنامهریزی شده بود که نشست مشترک امنیتی میان وزرای خارجه همه کشورهای منطقه خلیج فارس برگزار شود و این مدل میتواند بار دیگر تکرار شود. طبیعتاً این نیز نشان میدهد که این کشورها به این نتیجه رسیدهاند که حضور بیگانگان و نیروهای خارجی، حتی با پیشرفتهترین تجهیزات نظامی و حتی در قلمرو خود آنها، امنیتشان را تأمین نمیکند. امنیت، موضوعی است که باید از درون منطقه ساخته شود و همه کشورهای منطقه باید در تأمین آن مشارکت داشته باشند.
از این جهت، تحلیل من این است که اگر وارد شرایط صلح و ثبات در منطقه شویم، این موضوع یکی از محورهایی خواهد بود که قابلیت پیگیری دارد و به احتمال بسیار زیاد، چنین نشستهایی در سطح مسئولان ذیربط کشورهای منطقه برگزار خواهد شد.