نورنیوز - گروه سیاسی: سرانجام پس از مدتها، مسعود پزشکیان در قاب صداوسیما به عنوان طرف گفت وگو ظاهر شد و به مجموعه ای از سئوالات متنوع پاسخ داد. این برنامه ضبط شده از قبل، تولید دفتر ریاست جمهوری بود و در دو بخش از آنتن رسانه ملّی پخش شد. فارغ از نوع پرسش ها و نیز محتوای پاسخ ها، چیزی که به همان اندازه اهمیت دارد، ارزیابی مناسبات این دو نهاد براساس قالب ساختار گفتوگو است.
قالب برنامه که پاسخگویی پزشکیان به سئوالات یک پرسش کننده غایب بود، اگرچه قالبی بدیع به نظر می رسد اما به خودی خود سئوال برانگیز هم می تواند باشد. رئیس جمهور پس از چندین بار گلایه از نوع عملکرد رسانه ملی در جریان مذاکرات اسلام آباد، نهایتاً ترجیح داد در قالبی متفاوت و بدون استفاده از کارشناسان و مجریان صدا و سیما برنامه اش را بسازد. این شیوه از کار بیش از آنکه یک رویداد رسانهای متعارف باشد، پیامی نمادین از یک تفاوت یا اختلاف یا حتی شکاف گفتمانی میان دولت و رسانه ملّی را مخابره می کند، چیزی که همزمان، «تلاشی برای ترمیم» روابط هم می تواند باشد.
پس از ماهها انتظار برای شنیدن مستقیمِ صدای رئیسجمهور، این اقدام نشاندهنده وضعیتی است که در آن، «ذهن» ادارهکننده کشور (دولت) و «زبان» حاکمیت (رسانه ملی) برای رسیدن به یک روایتِ واحد، با تفاوت هایی مواجه شدهاند. اگرچه این قالبِ حضور، بدیع و بیسابقه نیست، اما یادآورِ یک ضرورتِ راهبردی است: کشور در وضعیت بسیار خطیر کنونی، بیش از هر زمان دیگری به «هماهنگیِ ذهن و زبان حاکمیت» نیاز دارد.
پارادوکس استقلال و همافزایی
در هر نظام سیاسی، رسانه ملی جایگاهی فراتر از یک ابزار تبلیغاتی محض دارد و باید در کنار نقد منصفانه، بازتابدهنده واقعیتهای جاری باشد. اما در شرایط دشوار فعلی، این تعریف با یک چالش بنیادین مواجه است: «چگونه میتوان استقلال رسانهای را حفظ کرد و در عین حال، به پشتوانه اجراییِ کشور تبدیل شد؟»
نکته کلیدی در اینجا «مرز میان نقدِ سازنده و تقابل ساختاری» است. وقتی رسانه ملی در نقش یک ناظرِ دوردست یا رقیبِ گفتمانی ظاهر شود، اولین قربانی این اصطکاک، «اعتماد عمومی» است. مردم در میانه روایتهای ناهماهنگ، دچار نوعی سردرگمی میشوند که خروجیِ آن چیزی جز استهلاک سرمایه اجتماعی نیست. بنابراین، استقلالِ رسانه نباید به معنای «فاصلهگذاری با بدنه دولت» تعبیر شود، بلکه باید به معنای «حفظِ امانتداری در تبیینِ واقعیتها» باشد.
از سوی دیگر، گلایههای رئیسجمهور از عملکرد صداوسیما، اگرچه از منظر دسترسی به تریبونِ مستقیم قابل درک است، اما نباید به این تقلیل یابد که دولت صرفاً به دنبال فضایی برای تبلیغ است. دولت امروز به یک «شریک راهبردی» نیاز دارد تا «واقعیتهای سختِ کشور» را به زبانی اقناعی برای مردم ترجمه کند.
اگر دولت به عنوان ذهن حاکمیت، متولیِ مدیریتِ چالشهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و دیپلماتیک است، رسانه ملی «عصبهای مرکزی» جامعه است که باید این تصمیمات را به بدنه جامعه منتقل کند. هماهنگیِ این دو، نه به معنای سانسور واقعیتها، بلکه به معنای ایجاد یک «منطقِ واحد برای درک شرایط» است. دولت باید از لاکِ دفاعی خارج شده و رسانه ملی نیز باید از فاز «تریبونداریِ یکجانبه» به سمت «میانجیگریِ ملی» تغییر وضعیت دهد.
تهدیدِ راهبردی؛ «خودزنی گفتمانی»
تداوم ناهماهنگی یا دست کم ناخرسندی میان دولت و رسانه، یک خطرِ راهبردی است. دشمنانِ ثباتِ ایران با بهرهگیری از هر شکافی، سعی در القای ناکارآمدی و تضادِ درونی دارند. در چنین شرایطی، وقتی تصویرِ ارائه شده از دولت در رسانه ملی با روایتِ خودِ دولت تفاوتِ ماهوی داشته باشد، این «ناهماهنگی»، نهتنها به دولت، بلکه به کلیتِ ساختارِ نظام آسیب میزند. این موضوع، یک «خودزنیِ راهبردی» است که باید با هوشمندی طرفین متوقف شود.
یخهای سوءتفاهم میان دولت و رسانه ملی، شاید با برنامهسازیهای تکنوبتی آب نشود اما قطعاً می تواند گامی مهم و تعیین کننده در مسیر تفاهم و هم افزایی ملی باشد. نیاز امروز کشور، «تقریبِ روایتها» با محوریت منافع ملی است که از سوی نهادهای قانونی بالادستی تعیین میشود. تدوینِ یا تاکید بر «نقشه راه روایت ملی» در نهادهایی مثل شورای عالی امنیت ملی یا شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما، می تواند اولویتهای قطعی کشور را، فارغ از نگاههای بخشی، به یک «گفتمان مشترک» تبدیل کند.
دولت و رسانه ملی، دو بالِ پیشبردِ اهدافِ ملی هستند. اگر این دو بال، همتراز و همجهت حرکت کنند، پرواز به سوی قلههای مطلوبِ توسعه و ثبات، دستیافتنیتر خواهد بود. زمان آن است که به جای تمرکز بر سوءتفاهمهای گذشته، به ضرورتِ «همافزاییِ استراتژیک» بیندیشیم. همگراییِ این دو نهاد، نه تنها یک نیاز مدیریتی، که پاسخ به انتظاری است که مردم از مسئولان برای «وحدت در عمل» و «شفافیت در بیان» دارند. دولت باید خادم و حافظ منافع ملی ایرانیان باشد و رسانه، پلِ ارتباطیِ منصفانه میانِ دولت و مردم؛ این تنها راهِ احیای اعتماد و گذر از پیچهای تاریخی است.