نورنیوز-گروه بین الملل : گزارش اخیر تارنمای خبری-تحلیلی «برکینگ دیفنس» (Breaking Defense) پرده از ناکامی راهبردی واشنگتن در کارزار نظامی اخیر علیه ایران برداشته است. بر اساس این گزارش، با گذشت چهار ماه از آغاز درگیریها، اگرچه نیروی هوایی آمریکا موفق شد شدیدترین عملیات هوایی خود از زمان حمله به عراق را اجرا کند، اما در دستیابی به اهداف نهایی ناکام ماند.
پیروزی در «جنگ انهدام»؛ شکست در «جنگ سرنوشت»
این گزارش تحلیلی، منازعه اخیر را به دو بخش تقسیم میکند: «جنگ انهدام» و «جنگ اختلال». ارتش آمریکا در جنگ انهدام (مبتنی بر برتری در ارتفاعات بالا، تکنولوژی رادارگریز و مهمات هدایتشونده) مطابق طراحیهای نظامی خود عمل کرد و توانست بخشی از پدافند، نیروی دریایی و توان موشکی ایران را هدف قرار دهد. با این حال، تحلیلگران معتقدند این پیروزیهای تاکتیکی، پیروزی نهایی نبود.
در مقابل، ایران با تمرکز بر «جنگ اختلال» در ارتفاعات پایین و نزدیک به سطح آبهای تنگه هرمز، عملاً برتری هوایی آمریکا را بیاثر کرد. هدف تهران از این استراتژی، نه پیروزی در نبرد مستقیم هوایی، بلکه تحمیل هزینههای اقتصادی و روانی به شکلی بود که ادامه درگیری را برای طرف آمریکایی غیرقابلتحمل سازد.
تغییر توازن با سلاحهای ارزان
نقطه عطف این نبرد، بهکارگیری پهپادهای «شاهد» بود؛ سلاحی که به عقیده استانداردهای نظامی آمریکا «ارزان و کُند» محسوب میشد، اما توانست سامانههای فرماندهی گرانقیمت را مختل کرده و صادرات انرژی را با تهدید جدی مواجه کند. این استراتژی باعث شد نیروهای آمریکایی و ناوهای هواپیمابر ناچار به عقبنشینی به فواصل دورتری (مانند اردن و اراضی اشغالی) شوند، موضوعی که امکان نظارت دقیق بر گلوگاه ۲۱ مایلی تنگه هرمز را از واشنگتن سلب کرد.
نابرابری راهبردی؛ چرایی عقبنشینی آمریکا
این گزارش تأکید دارد که آمریکا در محاسبات خود با یک «نابرابری راهبردی» مواجه بود. در حالی که ایران در یک جنگ وجودی، توان تابآوری در برابر خسارات کوتاهمدت را داشت، آمریکا به عنوان قدرتی که منافع محدودتری را دنبال میکرد، با افزایش قیمت بنزین، فشارهای افکار عمومی و هزینههای اقتصادی فزاینده متحدانش، در موقعیت «گریز» قرار گرفت. ارزیابیهای اطلاعاتی نیز نشان میداد ایران قادر به تابآوری طولانیمدت در برابر این فشارهای اقتصادی است؛ رقابتی که آمریکا در آن برنده نبود.
درسهای نظامی برای آینده
«برکینگ دیفنس» در پایان، درسِ کلیدی این جنگ را ناتوانی ارتشهای مدرن در مقابله با جنگهای نزدیک و فرسایشی میداند. واشنگتن در حالی که برای «جنگ انهدام» (حملات دقیق دوربرد) میلیاردها دلار هزینه کرده بود، هیچ طرح جدی برای مقابله با «جنگ اختلال» (تهدیدات نامتقارن و ارزانقیمت) نداشت. نتیجه این شکاف ادراکی، پیروزی آمریکا در آسمان تهران و شکست آن در تعیین سرنوشتِ آبراهی بود که شریان انرژی جهان محسوب میشود.