نورنیوز-گروه بین الملل: دنیس سیترونوویچ، رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل، با زیر سؤال بردن کارآمدی سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران، تأکید کرد که تجربه سالهای گذشته نشان داده نه تحریمهای سنگین اقتصادی و نه عملیات نظامی، به اهداف اعلامشده واشنگتن و تلآویو دست نیافتهاند و تکرار این سیاستها میتواند هزینههای سنگینی برای منطقه و اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد.
وی با اشاره به تغییر شرایط راهبردی منطقه نوشت: «به نظر میرسد بسیاری در واشنگتن هنوز میزان این تغییر را دستکم میگیرند. اسرائیل و ایالات متحده ۳۹ روز عملیات نظامی علیه ایران انجام دادند، اما حکومت همچنان بر سر قدرت باقی ماند. این در حالی است که سالها سختترین تحریمهای اقتصادی نیز پس از خروج آمریکا از برجام علیه ایران اعمال شده بود.»
سیترونوویچ افزود: «اگر نه فشار اقتصادی طولانیمدت و نه یک کارزار نظامی پایدار نتوانستهاند به تغییر حکومت منجر شوند، باید این پرسش مطرح شود که سیاستگذاران واقعبینانه از یک دور دیگر فشار حداکثری چه انتظاری دارند؟ هدف راهبردی دقیقاً چیست؟»
وی تصریح کرد: اگر هدف همچنان تغییر حکومت در ایران باشد، تجربه نشان داده تهران آماده است هزینههای این تقابل را برای همه طرفها افزایش دهد؛ از جمله از طریق ایجاد اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز و مناطق پیرامونی آن.
رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل با اشاره به موانع سیاسی پیش روی هرگونه تشدید تنش گفت: «در داخل آمریکا، هرگونه رویارویی جدید با ایران با تردید و شکاکیت گسترده مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز تمایلی به بازگشت به چرخه تنش ندارند و تصور حمایت چین یا روسیه از یک کارزار تازه برای انزوای کامل اقتصادی ایران نیز دشوار است.»
وی تأکید کرد پیش از آغاز هر دور جدید فشار اقتصادی یا حتی اقدام نظامی محدود، باید یک پرسش اساسی مطرح شود: «آیا هزینههایی که همه ما متحمل خواهیم شد، با سیاستی که اهداف و احتمال موفقیت آن نامشخص است، توجیه میشود؟»
سیترونوویچ همچنین هشدار داد که هرگونه تلاش برای فلج کردن اقتصاد ایران، با واکنش متقابل تهران همراه خواهد بود. به گفته او، بر اساس مواضع رسمی و سوابق رفتاری جمهوری اسلامی، ایران احتمالاً خواهد کوشید هزینههای قابل توجهی به اقتصاد جهانی تحمیل کند؛ از جمله از طریق تلاش برای مختل کردن کشتیرانی در تنگه هرمز و بابالمندب، حمله به تأسیسات انرژی و هدف قرار دادن زیرساختهای ارتباطی زیردریایی.
او افزود: «چنین اقداماتی میتواند بحران اقتصادی و حتی زیستمحیطی بیسابقهای در سراسر خلیج فارس و فراتر از آن ایجاد کند. اگر تصمیمگیرندگان معتقدند این ریسکها ارزش پذیرفتن را دارد، باید این موضوع را صادقانه با افکار عمومی در میان بگذارند و توضیح دهند چرا منافع احتمالی بر هزینههای واقعی آن میچربد.»
این مقام سابق اطلاعاتی اسرائیل همچنین هشدار داد که افزایش شدید قیمت نفت و اختلال گسترده در اقتصاد جهانی، باید بخشی از محاسبات و گفتوگوهای سیاستگذاران باشد، نه اینکه پس از وقوع بحران به آن پرداخته شود.
وی در پایان با جمعبندی دیدگاه خود تأکید کرد: «انتخابهای راهبردی تنها به تعیین اهداف روشن محدود نمیشوند، بلکه نیازمند شفافیت درباره هزینههای احتمالی نیز هستند. تکرار راهبردی که پیشتر در دستیابی به اهدافش ناکام مانده، راهبرد نیست؛ آرزواندیشی است.»
سیترونوویچ خاطرنشان کرد که پرسش اصلی هرگز توانایی آمریکا برای وارد کردن آسیب به ایران نبوده، بلکه این است که آیا واشنگتن واقعاً آماده پرداخت هزینههای اقتصادی، ژئوپلیتیکی و راهبردی چنین سیاستی خواهد بود یا خیر.