نورنیوز- گروه فرهنگی: ماه محرم، یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی و اجتماعی کشور است. در کمتر زمانی از سال میتوان چنین شبکه گستردهای از ارتباطات انسانی را مشاهده کرد که میلیونها نفر، حول یک روایت مشترک، یک خاطره تاریخی و یک سرمایه معنوی گرد هم آیند. مسجد، حسینیه، هیئت، تکیه و خیابان، همگی به فضایی برای مشارکت، عزاداری، گفتوگو، روایت، آموزش و انتقال ارزشها تبدیل میشوند. از همین رو، محرم صرفاً موسم عزاداری نیست؛ موسم شکلگیری افکار عمومی نیز هست.
در این میان، منبر، تریبون و مجلس عزاداری جایگاهی استثنایی پیدا میکنند. سخنرانان، واعظان، خطیبان، مداحان و ذاکران اهلبیت، مخاطبانی وسیع در برابر خود مییابند که شاید در هیچ زمان دیگری از سال با چنین تمرکز، اعتماد و آمادگی روحی پای سخنان آنان ننشینند. این اعتماد، سرمایهای بزرگ است؛ اما هر سرمایه بزرگی، مسئولیتی بزرگ نیز به همراه میآورد. پرسش اساسی این است که این سرمایه عظیم اجتماعی و معنوی در خدمت چه چیزی قرار خواهد گرفت؟ آیا منبر محرم قرار است کارخانه تولید آگاهی، اخلاق، همدلی و معرفت باشد یا به ابزاری برای تولید نفرت، سوءظن، تفرقه، خرافه، شکاف و دوقطبی تبدیل شود؟
تاریخ نشان داده است که تریبونهای مذهبی گاه بزرگترین عامل انسجام اجتماعی بودهاند و گاه، بر اثر افراط، تعصب یا بهرهبرداریهای سیاسی، به بستری برای تعمیق شکافهای اجتماعی و مذهبی تبدیل شدهاند. گاهی به جای آنکه از منبر، صدای عدالت، عقلانیت و کرامت انسان شنیده شود، زبان تهمت، تخریب، تحقیر و مرزبندیهای کینهآلود بر آن حاکم شده است. نتیجه چنین وضعی نیز چیزی جز فرسایش سرمایه اجتماعی و دور شدن جامعه از روح حقیقی عاشورا نبوده است.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازگشت به رسالت اصیل منبر احساس میشود. ایران روزهای دشواری را پشت سر گذاشته است. تجربه جنگ، تهدیدهای خارجی و فشارهای گوناگون، بار دیگر نشان داد که بزرگترین سرمایه این سرزمین، نه صرفاً توان نظامی یا اقتصادی، بلکه انسجام ملی و احساس تعلق مشترک مردم به ایران است. در چنین فضایی، هر سخنی که به تفرقه دامن بزند، هر جملهای که گروهی از مردم را در برابر گروهی دیگر قرار دهد و هر رفتاری که شکافهای سیاسی، مذهبی، قومی یا اجتماعی را تشدید کند، عملاً برخلاف منافع ملی و حتی برخلاف فلسفه قیام امام حسین(ع) خواهد بود.
منبر محرم نباید میدان تسویهحسابهای جناحی شود. نباید به ابزاری برای برچسبزدن به شهروندان، حذف رقیب، تحقیر منتقد یا تقسیم جامعه به «خودی» و «غیرخودی» تبدیل شود. عاشورا متعلق به همه ایرانیان دلبسته این سرزمین و همه دوستداران معنویت و آزادگی است، نه سرمایه انحصاری هیچ گروه و جریان سیاسی. همچنین باید از آفت دیگری نیز پرهیز کرد؛ سوءاستفاده از احساسات مذهبی مردم. محرم، ماه عاطفه است، اما رسالت اصلی خطیب و مداح، صرفاً برانگیختن عواطف و احساسات نیست؛ بلکه هدایت احساسات در مسیر آگاهی است. منبر و تریبون میتوانند و باید پناهگاهی برای بازسازی امید اجتماعی باشند؛ جایی که انسانها علاوه بر سوگواری، درس مدارا، انصاف، مسئولیتپذیری، راستگویی، امانتداری، گذشت، احترام به حقوق دیگران و محبت به هموطنان را نیز بیاموزند.
ایران امروز به منبرها و تریبونهایی نیاز دارد که به جای تولید دشمن داخلی، سرمایه اجتماعی تولید کنند؛ به جای گسترش سوءظن، اعتماد بیافرینند؛ به جای نفرت، مهربانی را ترویج کنند؛ به جای تحقیر، کرامت انسان را یادآور شوند؛ و به جای دوقطبیسازی، بر مشترکات مردم تأکید کنند. اگر عاشورا، مدرسه اصلاح است، نخستین اصلاح باید از زبان و بیان آغاز شود. زبان منبر، زبان واعظ و زبان مداح، زبان کرامت باشد نه اهانت؛ زبان حقیقت، نه اغراق؛ زبان استدلال، نه خرافه؛ زبان محبت، نه کینه؛ زبان دعوت، نه حذف؛ و زبان وحدت، نه تفرقه.
منبر حسینی فقط یک تریبون نیست؛ امانتی تاریخی است که طی قرنها اعتماد مردم را با خود حمل کرده و ضامن ایمان و معرفت ایرانیان بوده است. هرگاه این تریبون به ابزار رقابتهای سیاسی، تسویهحسابهای جناحی، خرافهپردازی یا تحریک احساسات بدون معرفت تبدیل شود، در واقع نه فقط به مخاطب، بلکه به خود سنت عاشورایی نیز آسیب وارد میشود.
منبر حسینی زمانی در تراز عاشورا قرار میگیرد که مردم پس از خروج از مجلس عزای امام، نه فقط اندوهگینتر، بلکه آگاهتر؛ نه فقط اشکبارتر، بلکه اخلاقیتر و مسئولتر نسبت به انسان، جامعه و سرنوشت یکدیگر باشند. این، همان روایتی از محرم است که مصلحان بزرگ معاصر، از امام خمینی و امام موسی صدر تا شهید مطهری، دکتر علی شریعتی، شهید بهشتی، آیتالله طالقانی، و آیتالله خامنهای، هر یک به زبان و بیان خود از آن دفاع کردهاند؛ روایتی که عاشورا را مدرسه آگاهی، آزادی، اخلاق و وحدت میداند، نه میدان تفرقه، تعصب و بهرهبرداری از احساسات مردم.