نورنیوز-گروه بینالملل: آمریکا در حالی که به دلیل اشتباهات محاسباتی و همسویی با رژیم صهیونیستی در بحرانهای غرب آسیا، بهویژه تحولات تنگه هرمز و ناتوانی در مواجهه با اقتدار ایران و محور مقاومت، در وضعیت باتلاقی قرار گرفته، در رویکردی تأملبرانگیز، تحرکات بحرانساز و مخرب خود در عراق را تشدید کرده است.
در همین چارچوب، ایالات متحده با اقدامی مداخلهجویانه و در نقض آشکار حاکمیت و استقلال عراق، یک شهروند عراقی را ربوده و به خاک خود منتقل کرده است؛ فردی که واشنگتن مدعی است با گروههای مقاومت عراق ارتباط داشته است. دادستانهای آمریکا ادعا کردهاند که محمدباقر سعد داوود الساعدی و چند فرد دیگر، از جمله عوامل حمله به کنسولگری تورنتو و نیز یک حمله دیگر علیه یک کنیسه در کانادا بودهاند.
پیش از این نیز وزارت خزانهداری آمریکا با ادعای همکاری با مقاومت و کمک به فروش نفت ایران، «علی معارج البهادلی» معاون وزیر نفت عراق را در فهرست تحریمها قرار داده بود. علاوه بر او، نام سه تن از رهبران ارشد مقاومت عراق نیز در این فهرست تحریمی دیده میشود؛ افرادی از فرماندهان بلندپایه گروههای «کتائب سیدالشهدا» و «عصائب اهلالحق».
نکته قابل توجه آن است که همزمان با این تحولات، گزارشهایی از سفر ناگهانی پترائوس، فرمانده پیشین نیروهای آمریکایی در عراق و منطقه و رئیس اسبق سازمان سیا، به بغداد منتشر شده است. از سوی دیگر، مجموعه این اقدامات در کنار گزارشهایی درباره وجود پایگاههای مخفی رژیم صهیونیستی در عراق ـ و همچنین ادعاهایی مبنی بر هدف قرار گرفتن آنها توسط آمریکا و اسرائیل ـ از شکلگیری یک سناریوی جدید از سوی واشنگتن حکایت دارد؛ سناریویی برای گسترش مداخلات در امور داخلی عراق، برهم زدن سیاست خارجی متوازن دولت جدید این کشور و سوق دادن عراق به سمت بحرانها و تنشهای منطقهای؛ روندی که هوشیاری و واکنش هماهنگ عراقیها را میطلبد.
فشار سیاسی و مهندسی قدرت؛ راهبرد ثابت واشنگتن در عراق
در شرایطی که دولت جدید عراق با پشتوانه مردمی و پارلمانی در پی رفع چالشهای اقتصادی، مقابله با فساد، تقویت استقلال دفاعی و امنیتی و گسترش همکاریهای منطقهای است، به نظر میرسد آمریکا همچنان در چارچوب سیاست سنتی خود مبنی بر تضعیف دولتهای مستقل، در تلاش است این دولت را درگیر حاشیهها و بحرانهای فرسایشی کرده و آن را از تحقق اهداف اصلیاش دور سازد.
این رویکرد از یک سو مانع شکلگیری الگوی بومی دموکراسی و مردمسالاری در عراق و تأثیرگذاری آن بر سایر کشورهای منطقه میشود و از سوی دیگر، به تداوم حضور نظامی، دخالت سیاسی و نفوذ اقتصادی آمریکا در عراق مشروعیت میبخشد. در واقع، واشنگتن در حال بازتعریف بحران در عراق است تا از شکلگیری یک دولت منسجم با سیاست داخلی و خارجی متوازن جلوگیری کرده و در نهایت، تصویری ناکارآمد از حاکمیت عراق برای توجیه مداخلات آینده ارائه دهد.
راهبرد تضعیف امنیت ملی و بیدفاعسازی عراق
آمریکا در سال ۲۰۰۳ با نابودسازی ساختار نظامی و اطلاعاتی عراق، زمینه بیدفاعسازی این کشور را فراهم کرد؛ روندی که در ادامه به ظهور داعش انجامید. در مقابل، شکلگیری نیروهای مقاومت و هماهنگی میان حشدالشعبی و ارتش عراق، نقش مهمی در بازسازی امنیت داخلی و ارتقای ثبات منطقهای ایفا کرده است؛ روندی که عملاً به یکی از مهمترین دلایل کاهش مشروعیت حضور نظامی آمریکا در عراق تبدیل شده است.
اکنون نیز در آستانه شکلگیری دولت جدید، واشنگتن تلاش دارد با اعمال فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی، از جمله طرح خلع سلاح گروههای مقاومت، زمینه بیدفاعسازی دوباره عراق را فراهم کند. تهدید به ترور فرماندهان مقاومت و اعمال تحریمهای اقتصادی، از جمله تحریم برخی مقامات صنعت نفت عراق، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
سناریوی جدید برای گرفتارسازی عراق در بحرانهای منطقهای
در حالی که «علی فالح الزیدی» نخستوزیر جدید عراق در مراسم تحویل مسئولیت در بغداد اعلام کرده است دولتش بر سیاست خارجی متوازن، توسعه روابط با کشورها و حفظ منافع ملی تمرکز خواهد داشت، به نظر میرسد آمریکا در پی آن است که عراق را درگیر چرخهای از تنشها و بحرانهای پیچیده کند؛ بحرانی که نهتنها تمامیت ارضی، بلکه روابط منطقهای این کشور را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
در همین راستا، گزارشهایی از ایجاد پایگاههای نظامی و اطلاعاتی جدید آمریکا در عراق منتشر شده است؛ موضوعی که در کنار تلاش برای اجرای توافقنامه امنیتی بغداد–واشنگتن، نشاندهنده آغاز مرحله تازهای از حضور نظامی آمریکا در این کشور است. این روند زمانی پررنگتر میشود که ژنرال «برد کوپر»، فرمانده سنتکام، از گسترش نقش آمریکا در سوریه با هدف مقابله با داعش سخن گفته است؛ در حالی که گروههایی مانند تحریرالشام خود سابقه و ریشه در جریانهای تروریستی دارند.
مسیر برونرفت از بحران و تقویت حاکمیت عراق
با توجه به سابقه رفتاری آمریکا و همچنین طرحهای کلان آن در چارچوب راهبردهای منطقهای رژیم صهیونیستی، اقدامات اخیر واشنگتن را میتوان بخشی از پروژه بازتعریف ناامنی در عراق با هدف توجیه مداخلات آینده دانست.
در چنین شرایطی، تقویت انسجام ملی، اجرای مصوبه پارلمان برای اخراج کامل نیروهای خارجی، حمایت قانونی از نیروهای مقاومت، اجرای توافقات امنیتی با کشورهای منطقه از جمله ایران، مقابله با حضور گروههای تروریستی و تجزیهطلب در اقلیم کردستان، و تقویت همگرایی منطقهای در چارچوب محور مقابله با تروریسم آمریکایی–صهیونیستی، میتواند ضمن تثبیت جایگاه دولت جدید عراق، زمینهساز ایفای نقش مؤثرتر این کشور در معادلات منطقهای و نظم نوین جهانی باشد.