نورنیوز-گروه بینالملل: در شرایطی که گزارشها و اسناد متعددی از نقشآفرینی برخی کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس در تضعیف امنیت و ثبات منطقه، آن هم در چارچوب خطاهای راهبردی و بازی در زمین آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران منتشر شده است، «جاسم محمد البدیوی» دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، در نخستین اجلاس ژئوپلیتیک و سرمایهگذاری اروپا ـ شورای همکاری خلیج فارس در یونان، بر اهمیت گفتوگو و دیپلماسی برای حفظ امنیت و ثبات، صیانت از کشتیرانی، تثبیت بازارهای جهانی انرژی و اتخاذ رویکردی جامع مبتنی بر احترام به حاکمیت کشورها، کاهش تنش و تقویت گفتوگوی منطقهای و بینالمللی برای دستیابی به ثبات پایدار تأکید کرد.
وی همچنین امنیت و ثبات خلیج فارس را منفعتی مشترک و بینالمللی دانست و بر ضرورت تقویت شراکت راهبردی میان شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا، بهویژه در حوزههای امنیت دریایی، امنیت سایبری، حفاظت از زیرساختها و مقابله با تهدیدات فرامرزی تأکید ورزید.
این اظهارات، هرچند با ادبیاتی مبتنی بر امنیت جمعی و ثبات منطقهای مطرح شده، اما تحقق عملی آن مستلزم الزامات و پیششرطهایی است که بخش مهمی از آن به تلاش کشورهای مذکور برای بازسازی اعتماد از دسترفته، تعهد بیگانگان به عدم مداخله در امور منطقه، اتخاذ رویکردی واحد در برابر رفتارهای بحرانآفرین آمریکا و رژیم صهیونیستی و نیز پذیرش حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز بازمیگردد؛ کشوری که همواره با رویکردی مسئولانه، تمامی ظرفیتهای خود را در خدمت امنیت منطقه و حتی جهان، از جمله در مقابله با دزدی دریایی و راهزنیهای آمریکا در حوزه انرژی، قرار داده است.
امنیت وارداتی؛ تجربهای پرهزینه و ناکام
مرور تحولات منطقه نشان میدهد چند دهه اتکای برخی کشورهای منطقه به «امنیت اجارهای»، واگذاری پایگاههای نظامی به قدرتهای غربی بهویژه آمریکا، صرف میلیاردها دلار برای خریدهای تسلیحاتی و حرکت برخی دولتها در مسیر سازش با رژیم صهیونیستی، نهتنها امنیتی پایدار برای منطقه به همراه نداشته، بلکه خود به بسترساز اختلافات، بحرانهای امنیتی، جنگها، بیثباتیها و کشتارهای گسترده تبدیل شده است.
راهبرد «اول اسرائیل» در سیاستهای آمریکا و بهرهگیری از پایگاهها، تسلیحات، حریم و فضای کشورهای منطقه برای تحقق پروژههای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی، شاهدی آشکار بر این واقعیت است. تجربه جنگ رمضان نیز نشان داد که آمریکا جز حمایت از رژیم صهیونیستی و تثبیت سلطه خود بر منطقه، هدف دیگری را دنبال نمیکند؛ چنانکه در نهایت نیز متحدان عرب خود را قربانی این راهبرد ساخت و آنان را علاوه بر تحمیل هزینههای سنگین امنیتی و اقتصادی، با آسیبهای جدی حیثیتی و بینالمللی مواجه کرد؛ کشورهایی که در افکار عمومی جهان بهعنوان همراهان جاهطلبیهای ترامپ و همسو با جنایات رژیم کودککش صهیونیستی شناخته شدند.
حسن همجواری ایران؛ فرصتی که نادیده گرفته شد
جمهوری اسلامی ایران همواره بر اصل حسن همجواری و گسترش روابط دوستانه با کشورهای منطقه تأکید داشته و با وجود خیانت برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس در دوران جنگ تحمیلی اول و همراهی آنان با صدام، تلاش کرده است روابطی مبتنی بر منافع مشترک و همکاریهای سازنده را دنبال کند. تهران همواره پیشرفت و ارتقای جایگاه جهانی منطقه را در گرو همگرایی همسایگان دانسته است.
ایران در مسیر مبارزه با تروریسم و مقابله با پروژههای آمریکایی ـ صهیونیستی نیز هزینههای سنگین انسانی و مالی پرداخت کرده است؛ چنانکه بسیاری از تحلیلگران و ناظران بینالمللی اذعان دارند اگر ایران در برابر داعش ایستادگی نمیکرد، دامنه تهدیدات این گروه نهتنها سراسر منطقه بلکه حتی اروپا را نیز فرا میگرفت.
جمهوری اسلامی ایران در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نیز در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی ایستادگی کرد؛ مقاومتی که دستاورد آن صرفاً تأمین امنیت ملی ایران نبود، بلکه امنیت کل منطقه را نیز تضمین کرد. رژیم صهیونیستی آشکارا پروژه «از نیل تا فرات» را دنبال میکند و آمریکا نیز بارها بر سیاست سلطه بر منطقه و کنترل تنگه هرمز برای اعمال فشار بر سایر کشورها تأکید کرده است.
با این حال، برخی کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس این حسن همجواری را پاس نداشتند؛ چنانکه فرمانده سنتکام رسماً از مشارکت برخی کشورهای عربی در جنگ علیه ایران سخن گفته است.
همچنین مقامات رژیم صهیونیستی آشکارا اعتراف کردهاند که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم، و شماری از فرماندهان نظامی آن در جریان جنگ به امارات سفر داشتهاند.
این در حالی است که همان کشورها امروز خواستار آزادی تردد، تجارت در تنگه هرمز و دستیابی به امنیت مشترک هستند، اما عملکرد برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس با این ادعاها در تعارض آشکار قرار دارد و نیازمند پاسخگویی شفاف است.
ابتکار راهبردی ایران؛ امنیت پایدار برای همه
ایران در کنار حفظ اقتدار خود در مدیریت تنگه هرمز، در روند مذاکرات نیز اصول و شروطی را مطرح کرده که بر پایه قوانین و حقوق بینالملل، مشروع و لازمالاجرا است.
از یک سو، مدیریت ایران بر تنگه هرمز ـ در چارچوب حقوق بینالملل ـ اقدامی در راستای مقابله با تداوم جنگافروزیهای آمریکا و رژیم صهیونیستی محسوب میشود و همزمان امنیت دریانوردی را نیز تضمین میکند؛ موضوعی که بیتردید در راستای منافع کل منطقه است.
از سوی دیگر، تهران بر پایان جنگ و ارائه تضمین برای جلوگیری از تکرار آن در تمامی جبههها تأکید دارد؛ رویکردی که نشاندهنده دغدغهمندی ایران نسبت به ثبات و امنیت فراگیر منطقه است و مستلزم همراهی و قدرشناسی کشورهای منطقه و تمامی بازیگران و نهادهایی است که مدعی تلاش برای امنیت منطقهای هستند.
نکته مهم آنکه حفظ دستاوردهای صلح آمیز هسته ای و قدرت دفاعی ایران و نقشآفرینی آن در امنیت منطقه، از جمله در تنگه هرمز، در شرایطی که بسیاری از کشورهای منطقه هنوز به استقلال واقعی نظامی، سیاسی و اقتصادی دست نیافتهاند، یک عامل بازدارنده در برابر تهدیدات علیه امنیت منطقه به شمار میرود.
بدیهی است دلسوزان واقعی امنیت و ثبات منطقه، پیشرفت جمعی و آزادی تجارت و انرژی، با پذیرش این واقعیتها میتوانند سهمی مؤثر در شکلگیری روابطی پایدار در منطقه و به تبع آن در نظام بینالملل مبتنی بر نظم نوین جهانی ایفا کنند.
عبور از شعارزدگی؛ ضرورت پذیرش نظم جدید منطقهای
در نهایت باید گفت عصر کنونی، پایان دوران «گفتاردرمانی سیاسی» و تکرار واژگانی نظیر امنیت و ثبات، آزادی کشتیرانی، تجارت انرژی، همگرایی، حقوق بشر و قوانین بشردوستانه است؛ بهویژه در شرایطی که جنایات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی از غزه تا تهران، نقض آشکار قوانین بینالمللی و سکوت مدعیان حقوق بشر و نهادهای بینالمللی در برابر آن، اعتبار این ادعاها را زیر سؤال برده است.
امروز کشورهای غرب آسیا و همسایگان خلیج فارس ناگزیر از پذیرش نظم نوین جهانی هستند؛ نظمی که در آن اخراج آمریکا از غرب آسیا، مقابله یکپارچه با رژیم صهیونیستی، پایان مداخلات خارجی، توقف جنگافروزیها و سلطهطلبیها و احیای واقعی قوانین بینالمللی و حق حاکمیت ملتها، به اصول بنیادین تبدیل خواهد شد.
در این چارچوب، ابتکارهای ایران؛ از مدیریت هوشمند تنگه هرمز گرفته تا اقتدار چندلایه در مقابله با محور صهیونیستی ـ آمریکایی و نیز شروط اصولی تهران برای هرگونه مذاکره، میتواند سنگبنای شکلگیری این رویکرد نوین باشد؛ رویکردی که بیتردید دستاوردهای گستردهای برای تمامی ملتهای منطقه و جهان به همراه خواهد داشت.