×
فرهنگی
شناسه خبر : 63248
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 1400/01/10 ساعت 13:51
آنچه «کرونا» از بچه‌هایمان دزدید

آنچه «کرونا» از بچه‌هایمان دزدید

درس‌ها را می‌شود به صورت مجازی هم آموخت، اما مدرسه فقط جایی برای آموزش نیست.

نورنیوز ـ گروه جامعه: در ابتدا، پاندمی به بحران نگهداری از بچه‌ها تبدیل شد. مدرسه را امروز تعطیل می‌کردند و فردا هم ممکن بود تعطیل باشد. چه کسی باید کارش را کنار می‌گذاشت تا از بچه‌ها مراقبت کند؟ چه کسی باید همۀ قرارهایش را لغو می‌کرد؟ بعد معلوم شد قرار نیست مدرسه‌ها باز شود، یک هفته، شاید هم دو هفته، بعد شد یک ماه و در نهایت، تا پایان سال تحصیلی. چیزی نگذشت که فهمیدیم از سفرهای تابستانی هم خبری نیست.

حالا تابستان به پایان رسیده و می‌بینیم بچه‌هایمان را از بسیاری چیزها محروم کرده‌ایم. چرا که پاندمی فقط بحران نگهداری از بچه نیست. از برخی جهات، تجربۀ زندگی واقعی بچه‌های ما را شکل داده و چیزهای مهمی را از آن‌ها گرفته است. از دیدگاه بچه‌ها، پاندمی به معنای جدایی ناگهانی و جان‌فرسا از مدرسه بوده است.

من مادر چهار بچۀ مدرسه‌ای هستم و هم‌چنین پزشکی که در شهر نیویورک، در خط مقدم مقابله با ویروس کوید-۱۹ مبارزه می‌کنم. مارس، آوریل و می نه فقط غیرعادی، که واقعاً واقعاً ترسناک بودند. ما در خانواده برنامه‌هایی ‌ریختیم و طرح‌های پشتیبان را هم آماده کردیم: اگر من مریض شوم چه کار باید بکنیم؟ اگر من و همسرم هر دو مبتلا می‌شدیم چه؟ اگر لازم بود یکی از بچه‌ها بستری شود چه؟ اگر لازم بود من و همسرم هر دو بستری شویم چه؟ طرح‌ها یکی از یکی بدبینانه‌تر بود.

بااین‌حال، هر روز بدون تب و مشکل تنفسی از خواب بیدار می‌شدم. همسرم هم همینطور و بچه‌هایمان هم. این نعمت‌ها بی‌نهایت ارزشمندند و من مدام به خاطر آن‌ها شکرگزاری می‌کنم. طی این دوره فرزندانم کارها را پیش می‌بردند؛ بیکار مانده بودند؛ بخش بسیار زیادی از روز را تلویزیون تماشا می‌کردند و خیلی کم نور آفتاب را به خودشان می‌دیدند. اما باعث سرگرمی ما بودند؛ کمک‌حالمان بودند؛ و در غالب مواقع، با هم مهربان بودند.

زمان گذشت و گذشت و پاندمی هم با زمان پیش آمد. اوضاع بیمارستان دیگر مثل قبل ترسناک نبود، اما با ادامۀ تعطیلی مدرسه‌ها، اوضاع خانۀ ما روزبه‌روز بدتر می‌شد. بچه‌های بزرگ‌ترم کلافه شده بودند و زود از کوره در می‌رفتند. بچۀ نه‌سالۀ بلبل‌زبانم دیگر سر میز شام حرف نمی‌زد. خواب همه‌شان مختل شده بود. دیگر عادی بود که ساعت ۲ بامداد بچۀ پنج ساله و بچۀ یازده‌ساله‌ام از سر بی‌حوصلگی توی آشپزخانه برای خودشان بچرخند. با پزشک بچه‌ها مشورت کردم. کمی ملاتونین خریدم و بعد کمی بیشتر و حالا هر ماه می‌خرم. از تمام این کارها متنفرم.

شبکه‌های اجتماعی‌ام را که باز می‌کنم، پر است از پیام دوستان نگرانم. یکی دربارۀ پرخاشگری میان بچه‌هایش پست می‌گذاشت: قبلاً خیلی خوب با هم بازی می‌کردند ولی الان نمی‌شود توی یک اتاق رهایشان کرد، حتماً خون و خونریزی می‌شود. دیگری دنبال راهکار برای شب‌ادراری می‌گشت، آن هم برای بچه‌ای که چهار سال پیش او را از پوشک گرفته بودند. دیگران دربارۀ نوجوان‌ها و جوان‌هایشان هم‌کلام می‌شدند، بچه‌هایی که ساعت‌ها یا روزها در اتاقشان را می‌بندند و بیرون کشیدنشان کار حضرت فیل است، تازه به شدت کم‌غذا هم شده‌اند. می‌دانم این شاید رفتاری عادی در نوجوانی باشد اما آخر این بچه‌ها سه ماه پیش پرانرژی و پرحرف بودند.

این ماجرای خانواده‌های خوشبخت است: کسانی که سرپناهی دارند، از پس تأمین غذا برمی‌آیند، تنشان سالم است و شغل ثابتی دارند. شرایط بچه‌هایی که سطح خانواده‌هایشان لب‌مرزی است یا در این دوران از مرز هم پایین‌تر رفته به مراتب دشوارتر است. اما نقطۀ اشتراک همۀ ما دوری از مدرسه است.

برای بعضی بچه‌ها، مدرسه محلی مهم و بنیادی است: منبع تغذیۀ آن‌هاست، جایی که از دست بزرگ‌تری کتک نمی‌خورند و در زمستان محلی که می‌توانند روی گرمایش حساب کنند.

اما حتی برای بچه‌هایی که نیازهایشان این‌قدر جسمی نیست، مدرسه اغلب کلِ جهان بیرون است. محلی که ارتباطاتشان در آنجا به والدینشان وابسته نیست، جایی که می‌کوشند و شکست می‌خورند و بعد می‌کوشند و موفق می‌شوند. مدرسه جایی است که دوست می‌شوند، دشمن خونی می‌شوند و دوباره دوست می‌شوند. مدرسه جایی است که بچه‌هایم دختر یا پسر من نیستند: خودشان هستند و هر روز به دنبال کشف خود می‌روند.

من روانشناس رشد نیستم؛ فقط یک مادرم. اما همیشه گمان کرده‌ام رشد مستقیم، بی‌وقفه و پرشتاب حالتِ عادیِ کودکان در حال رشد است. همانطور که یک کوسه ماهیِ زنده باید شنا کند، کودک زنده هم مدام باید در حال جنب‌و‌جوش و حرکت باشد. وقتی حرکت رو به جلو متوقف می‌شود، حتماً یک جای کار می‌لنگد.

بدون مدرسه، بخش عمدۀ این پیشرفت، یادگیری و چانه‌زنی‌های زنگ تفریح -در واقع بخش مهمی از زندگی کودک در خارج از خانه- از بین می‌رود. و روز به روز تعداد بیشتری از ما درمی‌یابیم که شاید بناست برای مدت زیادی بدون مدرسه باشیم.

دوستی که معلمی باسابقه است می‌گفت: «ما برای تصمیم دربارۀ بازگشایی مدارس به درد سر ‌افتاده‌ایم چون دربارۀ چیستیِ مدرسه توافق نداریم. بسیاری از معلم‌ها معتقدند اگر از جهت یادگیری آکادمیک به دنبال بهترین نتیجه هستید، باید بچه‌ها را در خانه نگهدارید و یادگیری از راه دور را برای تعداد بالاتری از بچه‌ها به کار بگیرید. اگر از جهت نگهداری بچه‌ها به دنبال بهترین نتیجه هستید، شاید باید برای دانش‌آموزان ابتدایی به سراغ یادگیری فردی در اتاقک‌های کوچک بروید و بگذارید دبیرستانی‌ها در خانه بمانند. اگر از جهت ایجاد فضای اجتماعی معنادار برای بچه‌ها به دنبال بهترین نتیجه هستید، حتماً باید بچه‌ها را به محیطی برگردانید که بتوانند ارتباط چهره‌به‌چهره داشته باشند».

شاید این حرف درست باشد، اما پیش از این، هرگز مجبور به انتخاب نبوده‌ام. برای بچه‌های من و احتمالاً بچه‌های شما، مدرسه کم و بیش تمام این کارکردهای متفاوت را داشت. حالا بدون مدرسه مانده‌ایم و هر چه با شروع سال تحصیلی اتفاق بیفتد، حتماً عادی نیست. شاید مدرسه به صورت فردی بازگشایی شود، شاید هم نه، شاید هم باز و بعد دوباره بسته شود. شاید شما بچه‌هایتان را به مدرسه بفرستید و شاید هم نفرستید. نمی‌دانم کجا زندگی می‌کنید، آنجا میزان شیوع ویروس کرونا چقدر است، آزمایش چند درصد از افراد مثبت می‌شود، مدرسه‌تان برای کاهش خطرات چه راهبردهایی را به کار می‌برد یا آسیب‌پذیریِ شما چقدر است. حتی نمی‌دانم تحمل خودم چقدر است، از امروز تا فردا هیچ چیزی معلوم نیست. فقط می‌دانم که ظاهراً حال بچه‌ها خوب نیست.

تاکنون چیزهای زیادی را تسلیم کرونا کرده‌ایم، معلوم است دنیای بیرون فرزندانمان هم در آن میان بوده است و بخشی از سلامت روانشان و بیشتر لذت‌هایشان. از تمام این‌ها دست کشیده‌ایم، بی‌آنکه اصلاً متوجه باشیم. حالا باید با این حقیقت کنار بیاییم تا زمانی که دوباره اوضاع بسامان شود.

می‌توانستیم مسئله را حل کنیم. می‌شد همه مسیرها را ببندیم، ماسک بزنیم و آنقدر آزمایش بدهیم که رد ارتباط‌ها را پیدا و افراد را قرنطینه کنیم؛ اگر با هم کار می‌کردیم، تمام کشور، و هدف مشترکمان این بود که چیزی را به بچه‌ها بدهیم که به آن نیاز دارند. اگر این‌طور عمل می‌کردیم، احتمالاً می‌توانستیم طی چند ماه مدارس را به صورت حضوری و ایمن بازگشایی کنیم. باید مدرسه را به میخانه‌ها ترجیح می‌دادیم؛ لازم بود مثل آدم بزرگ‌ها بیندیشیم. اگر منابع کافی فدرال در اختیار داشتیم، اگر مدیریت سیاسی درستی داشتیم و از اولویت‌های مشترک برخوردار بودیم، می‌شد دوباره اوضاع را رو به راه کرد.

اما منابع کافی نداشتیم و همچنین از مدیریت یا اولویت‌های مشترک محروم بودیم. این است که کارمان به اینجا کشیده است.

*این مطلب را چاوی کارکوسکی نوشته و در تاریخ 17 آگوست 2020با عنوان «What We’ve Stolen From Our Kids» در وب‌سایت آتلانتیک منتشر شده است.


ترجمان
نظرات

آخرین اخبار
دورکاری مادران؛ حمایت واقعی یا قانون روی کاغذ؟
کیفیت رژیم غذایی یا کاهش کالری؛ کدام برای لاغری اهمیت بیشتری دارد
هشدار وزارت بهداشت؛ کرونا دوباره صعودی شد
تسلط نیروهای مسلح یمن بر مناطق راهبردی جدید در تعز
هراس اسرائیل از احتمال حمله موشکی ایران
تهران؛ میزبان 150 رویداد هنری در «ماه هنر»
بقایی: ایران در حملات خود فقط اهداف نظامی آمریکا را زد
جنوب لبنان زیر آتش اسرائیل؛ علی الطاهر دوباره بمباران شد
سریال «رویای نیمه‌شب» فروش کتاب را دو برابر کرد
روایت پاک نژاد از روزهای سخت جنگ؛ صادرات نفت خام یک ساعت هم متوقف نشد
اژه‌ای: ایران به هیچ وجه زیر بار ظلم و زور نرفته و نخواهد رفت
آخرین خبر از پرداخت حق عائله مندی به زنان شاغل
نورنما | ظاهر سحرکننده پورشه 911
نیویورک تایمز: موشک آمریکایی عروسی ایرانی را به خاک و خون کشید
عضو ارشد کنگره: ترامپ در جنگ پرهزینه با ایران شکست خورده است
ونس حمله به عروسی سیریک را انکار کرد
تخصص ما؟ کشتار غیرنظامیان!
حمله دوباره اسرائیل به خاک سوریه
هشدار درباره مواد مخدر جدید؛ اعتیاد دیگر سنتی نیست
فجر مساوی کرد و پنجم شد
بمب نقل‌وانتقالات الهلال ترکید
مدودف به آلمان هشدار داد
شمار شهدای حمله به عروسی سیریک به 5 نفر رسید
صالحی: «مدرسه میناب» به حافظه ماندگار ایران و جهان تبدیل می‌شود
پاکستان از کشته شدن 15 شبه‌نظامی در مرز افغانستان خبر داد
بازگشت قشم به چرخه پروازهای بین‌المللی
ترامپ بار دیگر خالی بودن ذخایر موشکی آمریکا را انکار کرد
استقبال رهبران ادیان هند از رئیس قوه قضاییه ایران
ترامپ رسوا شد
قالیباف: دنیا در حال تماشای سقوط ذخایر استراتژیک شماست
به «جنگ غیرقانونی» در ایران پایان دهید
نورنما | سگ رباتیک آتش نشان چین
نشست اضطراری وزیر جنگ رژیم صهیونیستی
پاسخ تند نخست‌وزیر کانادا به اظهارات مداخله‌جویانه وزیر بازرگانی آمریکا
قانون هوش مصنوعی ایران تصویب شد
آن سوی صفحه‌های روشن، چه چیزی در تاریکی می‌ماند؟
خسارت 1.4 میلیارد پوندی جنگ علیه ایران به بازار بیمه لندن
بلوکه کردن بخشی از وام به عنوان ضمانت ممنوع است
تحریم های آمریکا به تشک کشتی رسید
پرداخت معوقات بازنشستگان تامین اجتماعی ادامه دارد؛ معوقات کدام حروف تاکنون واریز شده است؟
گفت‌وگوی بن سلمان و السیسی درباره تحولات منطقه
محکومیت تکرار جنایات جنگی آمریکا در هرمزگان
برنامه خاموشی‌های برق در سیستان و بلوچستان+ لینک برنامه خاموشی
عقب‌نشینی وزیر بازرگانی آمریکا از ادعای جنجالی درباره تلفات در ایران
فرصت طلایی معاونت پرورشی برای تحول در مدارس
پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا جمعه 13 شهریور ؛روند صعودی در بازار داخلی
بقایی: ایران در کنار دولت و مردم نیجر است
پزشکیان: با فعالیت‌های شفاف محیط زیستی، رویکردهای امنیتی در این حوزه زدوده خواهد شد
هشدار آژانس اتمی به فنلاند
پیش بینی وضعیت آب و هوا تهران فردا جمعه 13 شهریور