فارسی
مهدی سیف تبریزی

پشت پرده توافق ۴۹ ساله کریدوری ارمنستان و آمریکا

تأیید توافق کریدور ترامپ در پارلمان ارمنستان و آغاز فعالیت کارگروه‌های سه‌جانبه آمریکا، ارمنستان و جمهوری آذربایجان برای پیشبرد این پروژه، بار دیگر یک پرسش راهبردی را در تهران مطرح کرده است: آیا واشنگتن در پوشش توسعه زیرساخت‌های ترانزیتی، درصدد تثبیت جای پای بلندمدت خود در یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپلیتیکی مجاور مرز‌های ایران است؟

پشت پرده توافق ۴۹ ساله کریدوری ارمنستان و آمریکا
۰ دقیقه

نورنیوز-گروه سیاسی : تأیید توافق کریدور ترامپ در پارلمان ارمنستان و آغاز فعالیت کارگروه‌های سه‌جانبه آمریکا، ارمنستان و جمهوری آذربایجان برای پیشبرد این پروژه، بار دیگر یک پرسش راهبردی را در تهران مطرح کرده است: آیا واشنگتن در پوشش توسعه زیرساخت‌های ترانزیتی، درصدد تثبیت جای پای بلندمدت خود در یکی از حساس‌ترین مناطق ژئوپلیتیکی مجاور مرز‌های ایران است؟ 

 

پارلمان ارمنستان در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ توافق چهارچوب همکاری با آمریکا درباره پروژه موسوم به «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» (TRIPP) را با ۶۳ رأی موافق در برابر ۳۲ رأی مخالف تصویب کرد. چند روز بعد، در هفتم نوامبر، نمایندگان سه کشور در قالب کارگروه‌های فنی مشترک، فعالیت رسمی خود را برای پیشبرد پروژه آغاز کردند. تمرکز نخستین کارگروه‌ها بر حمل‌ونقل و انتقال برق قرار گرفته است؛ موضوعی که نشان می‌دهد طرح از مرحله توافقات سیاسی به سمت طراحی و اجرای زیرساختی حرکت می‌کند. 

 

اما اهمیت این تحول برای ایران را نمی‌توان صرفاً در احداث یک جاده یا خط‌آهن برای اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان خلاصه کرد. مسئله اصلی، ماهیت بازیگری است که قرار است مدیریت و توسعه این مسیر را در اختیار بگیرد و پیامد‌های حضور بلندمدت آن در منطقه‌ای است که از منظر امنیت ملی ایران، بخشی از عمق راهبردی و یکی از حساس‌ترین کانون‌های ژئوپلیتیکی کشور محسوب می‌شود. آنچه امروز در جنوب ارمنستان در حال شکل‌گیری است، صرفاً یک پروژه عمرانی نیست؛ بلکه می‌تواند به بستری برای بازتعریف موازنه قدرت در قفقاز جنوبی تبدیل شود.

 

از پروژه ترانزیتی تا تثبیت نفوذ آمریکا در قفقاز

در توافق میان واشنگتن و ایروان، قرار است شرکتی مشترک با عنوان TRIPP Development تشکیل شود که ۷۴ درصد سهام آن در اختیار طرف آمریکایی و ۲۶ درصد در اختیار ارمنستان خواهد بود. دوره اولیه همکاری نیز ۴۹ سال تعیین شده و امکان تمدید آن برای ۵۰ سال دیگر وجود دارد. به‌این‌ترتیب، با یک سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت یا قرارداد محدود عمرانی مواجه نیستیم؛ بلکه چهارچوبی برای حضور اقتصادی و مدیریتی چند ده‌ساله آمریکا در جنوب ارمنستان در حال شکل‌گیری است. 

 

نکته اساسی اینجاست که در معادلات ژئوپلیتیکی، حضور اقتصادی قدرت‌های بزرگ هیچ‌گاه به طور کامل از ملاحظات امنیتی و راهبردی آن‌ها جدا نیست. شرکتی که مسئول توسعه، مدیریت و بهره‌برداری از زیرساخت‌های حمل‌ونقل، انرژی و ارتباطات در یک منطقه حساس می‌شود، به‌تدریج به شبکه‌ای از اطلاعات، ارتباطات، ظرفیت‌های لجستیکی و مناسبات نهادی دسترسی پیدا می‌کند. این موضوع به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که سهام‌دار اصلی چنین شرکتی، دولت ایالات متحده باشد. 

 

توسعه چنین ساختاری، زمینه ایجاد ترتیبات حفاظتی، استفاده از پیمانکاران امنیتی خصوصی، دسترسی به زیرساخت‌های حساس و افزایش حضور کارشناسان و نهاد‌های آمریکایی را فراهم می‌کند. اساساً نگرانی تهران فقط استقرار احتمالی نیرو‌های نظامی آمریکا نیست؛ مسئله، شکل‌گیری یک زیرساخت نفوذ پایدار در مجاورت مرز‌های ایران است که در شرایط بحرانی می‌تواند کارکردی فراتر از اهداف اقتصادی اولیه پیدا کند. 

 

این نگرانی باتوجه‌به تجربه تقابل نظامی اخیر آمریکا و ایران در جنگ رمضان، ابعاد جدی‌تری پیدا می‌کند. پس از چنین تجربه‌ای، نمی‌توان به حضور بلندمدت ساختار‌های وابسته به دولت آمریکا در یکی از مهم‌ترین مناطق مرزی کشور صرفاً با عینک اقتصادی نگاه کرد. واشنگتن در شرایطی از توسعه اتصال منطقه‌ای سخن می‌گوید که رقابت ژئوپلیتیکی با ایران همچنان یکی از مؤلفه‌های اصلی سیاست منطقه‌ای آن است.

 

مرز ایران و ارمنستان؛ خط قرمز ژئوپلیتیکی تهران

اهمیت این تحولات زمانی روشن‌تر می‌شود که به موقعیت جغرافیایی استان سیونیک ارمنستان نگاه کنیم. این منطقه در امتداد مرز ایران و ارمنستان قرار دارد و تنها گذرگاه زمینی مستقیم ایران به ارمنستان و از آنجا به بخش‌هایی از قفقاز و مسیر‌های ارتباطی اروپا محسوب می‌شود. هرگونه تغییر در ترتیبات امنیتی، مدیریتی و ژئوپلیتیکی این منطقه، مستقیماً بر موقعیت راهبردی ایران اثر می‌گذارد. 

 

برای تهران، مسئله فقط این نیست که جمهوری آذربایجان از طریق خاک ارمنستان به نخجوان متصل شود؛ ایران اصولاً با توسعه مسیر‌های ارتباطی و گسترش تجارت منطقه‌ای مخالفتی ندارد. مسئله از جایی آغاز می‌شود که یک قدرت فرامنطقه‌ای با سابقه تقابل امنیتی و نظامی با ایران، در پوشش چنین پروژه‌ای به دنبال ایجاد جایگاه نهادی و اقتصادی بلندمدت در مجاورت مرز‌های شمال غربی کشور باشد. به همین دلیل، باید میان اتصال منطقه‌ای مبتنی بر حاکمیت کشور‌های منطقه و پروژه‌ای که مدیریت و جهت‌گیری آن به بازیگری خارج از منطقه وابسته است، تفاوت قائل شد. 

 

ازسوی‌دیگر، نباید فراموش کرد که یکی از اهداف ژئوپلیتیکی واشنگتن از توسعه مسیر‌های جدید در قفقاز جنوبی، افزایش نقش خود در شبکه ارتباطی شرق به غرب و کاهش وابستگی این مسیر‌ها به ظرفیت‌های ترانزیتی ایران و روسیه است. در چنین شرایطی، کریدور ترامپ می‌تواند به ابزاری برای تغییر تدریجی جایگاه ایران در معادلات ژئواکونومیکی منطقه تبدیل شود؛ به‌خصوص اگر توسعه آن با ایجاد زیرساخت‌های انرژی، مخابرات و شبکه‌های لجستیکی تحت مدیریت شرکت آمریکایی همراه شود. 

 

در این میان، اظهارات مقامات ایرانی نیز نشان می‌دهد که تهران نسبت به ابعاد امنیتی پروژه بی‌تفاوت نیست. خلیل شیروغلامی، سفیر ایران در ارمنستان، پیش‌تر تأکید کرده بود که حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ارمنستان و جلوگیری از حضور نظامی یا امنیتی آمریکا در منطقه، دو شرط اساسی ایران برای پذیرش این طرح است.

 

 همچنین گزارش‌های منتشرشده درباره مذاکرات و ترتیبات اجرایی پروژه نشان می‌دهد که حتی موضوع استفاده از نیرو‌های امنیتی خصوصی برای حفاظت از زیرساخت‌های شرکت توسعه‌دهنده نیز مطرح شده است؛ مسئله‌ای که ضرورت شفافیت درباره ماهیت و حدود این حضور را دوچندان می‌کند. 

 

در واقع، تجربه جنگ رمضان باید یک درس راهبردی مهم برای سیاست خارجی و امنیت ملی ایران داشته باشد: تهدیدات امنیتی الزاماً با استقرار رسمی پایگاه‌های نظامی آغاز نمی‌شوند، گاهی ایجاد شبکه‌ای از زیرساخت‌های اقتصادی، ارتباطی و لجستیکی تحت مدیریت یک قدرت خارجی، به‌تدریج ظرفیت‌های نفوذ و اثرگذاری آن قدرت را در یک جغرافیای حساس افزایش می‌دهد. بنابراین، تهران نمی‌تواند منتظر بماند تا حضور اقتصادی به ترتیبات امنیتی تبدیل شود و سپس درباره پیامد‌های آن تصمیم‌گیری کند. 

 

از این منظر، حفظ امنیت مرز ایران و ارمنستان برای جمهوری اسلامی اهمیتی هم‌سنگ امنیت تنگه هرمز دارد. همان‌گونه که تهران اجازه نمی‌دهد امنیت و حاکمیت آن بر آبراه راهبردی خلیج‌فارس به ابزار فشار قدرت‌های فرامنطقه‌ای تبدیل شود، در شمال غرب کشور نیز هرگونه تلاش برای ایجاد ساختار‌های امنیتی و نظامی وابسته به آمریکا در مجاورت مرز‌های ایران با واکنش جدی تهران مواجه خواهد شد. این مسئله نه یک اختلاف مقطعی دیپلماتیک، بلکه بخشی از دکترین امنیت ملی ایران در حفظ موازنه ژئوپلیتیکی پیرامون مرز‌های کشور است. 

 

در نهایت، ارمنستان نیز باید درک کند تبدیل‌شدن به عرصه رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای، لزوماً امنیت پایدار برای این کشور به همراه نخواهد داشت. ایروان حق دارد روابط اقتصادی و سیاسی خود را با آمریکا توسعه دهد، اما این حق نمی‌تواند به بهای نادیده‌گرفتن ملاحظات امنیتی همسایگان و تغییر موازنه راهبردی منطقه تمام شود. ایران همواره از حاکمیت و تمامیت ارضی ارمنستان حمایت کرده و این حمایت با منافع امنیتی دو کشور پیوند خورده است. 

 

کریدور ترامپ زمانی از یک پروژه اقتصادی به یک مسئله امنیت ملی برای ایران تبدیل می‌شود که حضور آمریکا در آن از سطح سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت فراتر برود و به ایجاد ظرفیت‌های امنیتی و نفوذ راهبردی در مجاورت مرز‌های ایران منتهی شود. تهران در برابر چنین تحولی نمی‌تواند موضعی منفعلانه داشته باشد؛ چراکه حفظ ژئوپلیتیک مرز‌های شمال غربی، همانند صیانت از موقعیت ایران در خلیج‌فارس و تنگه هرمز، از خطوط بنیادین امنیت ملی کشور است. 

 

منبع: روزنامه فرهیختگان
اخبار مرتبط
ارسال نظر