نورنیوز-گروه بینالملل: جنگافروزی آمریکایی ـ صهیونیستی و پیامدهای ناشی از شرایط حاکم بر تنگه هرمز، در کنار افزایش هزینههای اقتصادی، موجی از اعتراضات مردمی را در کشورهای اروپایی تشدید کرده است؛ وضعیتی که مکرون، رئیسجمهور فرانسه و مرتس، صدراعظم آلمان، نیز آن را از پیامدهای این جنگ دانستهاند. همزمان، افشای ابعاد تازه مشارکت اروپا در جنایات آمریکا علیه ایرانیان، ضمن تأکید بر حق حقوقی، سیاسی و امنیتی ایران برای پاسخگو ساختن کشورهای اروپایی، حقانیت موضع ایران درباره گسترش جغرافیای پاسخگویی به اقدامات خصمانه را آشکارتر میکند؛ جغرافیایی که دیگر محدود به آمریکا و رژیم صهیونیستی نخواهد بود.
خروج آمریکا از اروپا؛ انتقام سیاسی یا عقبنشینی اجباری؟
همزمان با انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، گزارشها از نگرانی دیپلماتهای ناتو درباره افزایش فشار دونالد ترامپ بر این ائتلاف و احتمال خروج هزاران نظامی آمریکایی از اروپا حکایت دارد. این اقدام، در ظاهر، انتقام ترامپ از اروپا به دلیل حمایت نکردن از سیاستهای او معرفی میشود؛ اما واقعیت فراتر از این روایت است.
از یک سو، خروج احتمالی نیروهای آمریکایی ریشه در بیتعهدی واشنگتن نسبت به متحدانش دارد؛ چنانکه در جنگ رمضان، کشورهای عربی را عملاً قربانی نخست منافع اسرائیل کرد و در هفتههای اخیر نیز برای چند بشکه گازوئیل روسی، تعهدات خود در قبال اوکراین را کنار گذاشت. از سوی دیگر، شکست آمریکا در جنگ رمضان، هزینهای که پنتاگون ۴۷ میلیارد دلار و محافل اطلاعاتی و عملیاتی بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کردهاند و همچنین خالی شدن انبارهای تسلیحاتی، توان نظامی این کشور برای تداوم نظامیگری جهانی را بهشدت محدود کرده است. بنابراین، خروج از اروپا بیش از آنکه نمایش قدرت یا انتقامگیری باشد، نشانه آشکار ضعف و ناتوانی آمریکاست؛ ضعفی که واشنگتن میکوشد با داستانسرایی هالیوودی درباره فرفورد، بخشی از ابعاد آن را توجیه کند.
اعترافات ناتو؛ سند مشارکت اروپا در جنگ علیه ایران
اروپاییها در حالی از دیپلماسی و ضرورت کوتاه آمدن ایران از حقوق مسلم خود سخن میگویند که هر روز ابعاد تازهای از مشارکت آنان در جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ رمضان آشکار میشود. روته، دبیرکل ناتو، در چند نوبت اعلام کرده است کشورهای اروپایی در حملات علیه ایران، پنج هزار سورتی پرواز مشارکت داشته و پایگاهها و امکانات پشتیبانی خود را در اختیار آمریکا قرار دادهاند.
در همین چارچوب، جان آر. دنی، استاد پژوهشی کالج جنگ ارتش آمریکا و عضو ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک و کالج دفاعی ناتو، در یادداشتی در وبسایت بریکینگ دیفنس، با بررسی پیامدهای خروج نیروهای آمریکایی از اروپا، به اهمیت پایگاههای این قاره در عملیات بمباران ایران اذعان میکند. به نوشته او، مأموریت بمباران رفتوبرگشت از خاک آمریکا به ایران حدود ۳۶ ساعت زمان میبرد، در حالی که همین مأموریت از بریتانیا حدود ۱۵ ساعت طول میکشد. همچنین تا اوایل آوریل، آمریکا ۶۲ مأموریت بمباران علیه ایران انجام داده بود که تنها ۱۸ مأموریت از آمریکای شمالی آغاز شده و مابقی از پایگاههای اروپایی صورت گرفته بود. دسترسی به این پایگاهها نیز در پنج هفته نخست جنگ، حدود ۷۵ میلیون دلار در هزینه مالیاتدهندگان آمریکایی صرفهجویی ایجاد کرده است.
این اعترافات، جای هیچ تردیدی درباره نقش عملیاتی اروپا باقی نمیگذارد. ادعاهای دیپلماتیک و مطالبهگری از ایران، حتی با اقداماتی نظیر قرار دادن سپاه در فهرست موسوم به تروریستی، نمیتواند بر مشارکت اروپا در جنگافروزی علیه ایران سرپوش بگذارد. نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی نیز بارها با استناد به اسناد و شواهد، از همراهی و تشویق اروپا در تجاوز نظامی علیه ایران سخن گفته است.
اروپا؛ از مشارکت در تجاوز تا مسئولیت پرداخت غرامت
این اعترافات، حقایقی را آشکار میکند که اروپا توان کتمان آن را ندارد. از منظر حقوق بینالملل و حق دفاع مشروع، ایران حق مطالبه پاسخگویی، تنبیه و دریافت خسارت و غرامت از کشورهای مشارکتکننده را دارد. از منظر امنیتی و نظامی نیز پیامدهای این مشارکت نمیتواند از مسئولیت کشورهای اروپایی جدا باشد. محدودیت تردد دریایی و عبور نفتکشها و کشتیهای کانتینربر اروپایی از تنگه هرمز، تنها بخشی از ظرفیتهای اعمال فشار در برابر این رفتار است.
اروپا نمیتواند اقدامات جنگافروزانه و کارهای کثیف خود را با دستان آمریکا و رژیم صهیونیستی پیش ببرد و همزمان، با نقاب دیپلماسی، خواستار عقبنشینی ایران از حقوقش شود. مکرون، مرتس، برنهام، نخستوزیر انگلیس و دیگر رهبران اروپایی، پیش از همراهی با جنگ علیه ایران باید به پیامدهای آن میاندیشیدند. اکنون نمیتوان با مقصر جلوه دادن ایران در بحران اقتصادی و اعتراضات اجتماعی اروپا، جای متهم و شاکی را جابهجا کرد. زمان پاسخگویی به مشارکت در جنایت علیه بشریت و جنگافروزی علیه ایران فرا رسیده است.
پایان محدودیت جغرافیایی پاسخگویی ایران
ایران همچنان به دیپلماسی پایبند است، اما تحقق شروط هفتگانه ایران پیششرط هرگونه مذاکره است؛ در غیر این صورت، نه مذاکرهای در کار خواهد بود و نه تنگه هرمز باز میشود. همچنین هرگونه ماجراجویی نظامی جدید علیه ایران، مطابق تأکید رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان نظامی، با ظرفیتسازیهای تازه همراه خواهد شد؛ از جمله تعیین سرنوشت جنگ به دست ایران، گسترش دامنه آن بدون محدودیت جغرافیایی، تعریف بانک اهداف جدید علیه تمامی منافع مادی و غیرمادی آمریکا و اقدام یکپارچه جبهه مقاومت.
نکته اساسی آن است که جغرافیای پاسخگویی ایران، اروپا را نیز دربرمیگیرد؛ بهویژه آنکه اسناد و شواهد، از نقش مستقیم و همهجانبه کشورهای اروپایی در جنگافروزی آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران حکایت دارد. ایران نه به دلیل محدودیت فنی، بلکه بر مبنای تعهدپذیری و دامنه تهدیدات، برد موشکها و پهپادهای خود را محدود کرده بود؛ همانگونه که در حوزه هستهای نیز بر اساس همین رویکرد، از حرکت به سمت ساخت بمب خودداری کرده است. چنانکه دریاسالار شهید شمخانی پیشتر تأکید کرده بودند، برد موشکهای ایران متناسب با میزان تهدیدات افزایش خواهد یافت. اکنون که دامنه تهدید از منطقه به اروپا رسیده است، تغییر متناسب در توان و برد پاسخ نیز یک ضرورت دفاعی خواهد بود. اروپا باید بداند مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم در جنگ علیه ایران، مسئولیت و پیامدهایی سنگین به همراه خواهد داشت.