نورنیوز_گروه بین الملل:بحث خروج بخشی از نیروهای نظامی آمریکا از اروپا، در نگاه نخست ممکن است اقدامی برای کاهش هزینههای دفاعی واشنگتن به نظر برسد؛ اما محاسبات مالی و عملیاتی نشان میدهد چنین تصمیمی میتواند در نهایت هزینههای سنگینتری را به اقتصاد آمریکا تحمیل کند. تجربه عملیات نظامی علیه ایران در ماههای اخیر، یکی از نمونههای روشن اهمیت پایگاههای نظامی آمریکا در اروپا و نقش آنها در کاهش هزینههای عملیات نظامی فرامنطقهای است.
جان آر. دنی، استاد پژوهشی کالج جنگ ارتش آمریکا و عضو ارشد غیرمقیم شورای آتلانتیک و کالج دفاعی ناتو، در یادداشتی در وبسایت «بریکینگ دیفنس» با بررسی پیامدهای مالی و راهبردی خروج نیروهای آمریکایی از اروپا، استدلال میکند که کاهش حضور نظامی آمریکا در این قاره، لزوماً به معنای صرفهجویی اقتصادی نیست و حتی ممکن است هزینههای بیشتری را به مالیاتدهندگان آمریکایی تحمیل کند.
بازنگری پنتاگون و احتمال کاهش حضور نظامی در اروپا
به نوشته دنی، وزارت دفاع آمریکا در هفتههای پایانی یک بازنگری ششماهه درباره آرایش و استقرار نیروهای نظامی این کشور در خارج از مرزها قرار دارد؛ بازنگریای که گزارشها از احتمال کاهش قابلتوجه نیروهای آمریکایی مستقر در اروپا حکایت دارد.
این تصمیم در شرایطی مطرح شده که در دوران اوج جنگ سرد، آمریکا نزدیک به ۵۰۰ هزار نیروی نظامی در اروپا مستقر کرده بود، اما اکنون شمار نیروهای آمریکایی حاضر در این قاره حدود ۸۰ هزار نفر است.
از این تعداد، حدود ۶۵ هزار نفر در قالب مأموریتهای معمول سهساله و همراه با خانوادههای خود در اروپا مستقر هستند و حدود ۱۵ هزار نفر دیگر در قالب مأموریتهای چرخشی کوتاهمدت و بدون همراهی خانواده فعالیت میکنند.
نیروهای چرخشی معمولاً برای دورههای ۹ماهه به اروپا اعزام میشوند و پس از پایان مأموریت، یگان دیگری با اندازه و توان مشابه جایگزین آنها میشود. این الگوی استقرار پس از نخستین حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۱۴ گسترش یافت و هدف اصلی آن تقویت حضور نظامی آمریکا در کشورهای شرقی ناتو و مناطق بیشتر در معرض تهدید روسیه بوده است.
آمریکا پیشتر نیز بخشی از نیروهای خود را کاهش داده بود. پنتاگون در اواخر سال گذشته حذف یک تیپ پیادهنظام چرخشی حدوداً چهار هزار نفری مستقر در رومانی و جنوبشرقی اروپا را اعلام کرد. همچنین تلاش دیگری برای لغو استقرار یک تیپ زرهی چرخشی در لهستان و شمالشرقی اروپا صورت گرفت که پس از رایزنی رئیسجمهور لهستان با دونالد ترامپ، این تصمیم لغو شد.
به نوشته نویسنده، پس از این تحولات، گزارشهایی درباره برنامه پنتاگون برای کاهش عمیقتر حضور نظامی آمریکا در اروپا منتشر شد؛ برنامهای که نگرانیهایی درباره رعایت الزامات قانونی و هماهنگی با متحدان اروپایی ایجاد کرده است.
هزینه میلیاردی انتقال نیروها به خاک آمریکا
یکی از مهمترین محورهای استدلال دنی، هزینه انتقال و اسکان نیروهای آمریکایی و خانوادههای آنها در داخل ایالات متحده است.
او با استناد به تجربه تاریخی توسعه پایگاه فورت بلیس در فاصله سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ مینویسد که آمریکا برای فراهم کردن ظرفیت اسکان ۲۵ هزار نیروی نظامی اضافی، هزینه قابلتوجهی متحمل شد.
بر همین اساس، ایجاد تأسیسات جدید برای اسکان ۱۵ تا ۲۵ هزار نیروی نظامی آمریکایی به همراه خانوادههایشان، دستکم به ۸ میلیارد دلار هزینه نیاز خواهد داشت؛ رقمی که با تعدیل تورمی محاسبه شده است.
این در حالی است که خروج نیروهای آمریکایی از اروپا احتمالاً به واگذاری تأسیسات و پایگاههایی منجر خواهد شد که واشنگتن برای دههها از آنها بهعنوان زیرساخت عملیاتی خود استفاده کرده است. در نتیجه، آمریکا نهتنها باید هزینه انتقال و استقرار مجدد نیروهایش را بپردازد، بلکه بخشی از ظرفیت جغرافیایی و عملیاتی خود برای اجرای مأموریتهای نظامی در مناطق مختلف جهان را نیز از دست خواهد داد.
عملیات علیه ایران؛ نمونهای از صرفهجویی ۷۵ میلیون دلاری آمریکا با پایگاههای اروپا
نویسنده برای اثبات اهمیت اقتصادی پایگاههای اروپایی، به عملیات بمباران آمریکا علیه ایران در ماههای اخیر اشاره میکند؛ نمونهای که بهروشنی نشان میدهد فاصله جغرافیایی پایگاههای نظامی تا منطقه عملیات، چه تأثیری بر هزینههای نظامی واشنگتن دارد.
بر اساس این گزارش، مأموریت بمباران رفتوبرگشت از خاک آمریکا به ایران حدود ۳۶ ساعت زمان میبرد؛ در حالی که همین مأموریت از مبدأ بریتانیا تنها حدود ۱۵ ساعت طول میکشد.
این تفاوت زمانی با توجه به هزینه عملیاتی بمبافکنهای راهبردی آمریکا، به صرفهجویی قابلتوجهی منجر میشود. هزینه عملیاتی هر ساعت پرواز بمبافکن B-1 حدود ۹۷ هزار و ۶۰۰ دلار و بمبافکن B-52 حدود ۶۶ هزار و ۷۰۰ دلار برآورد شده است.
بر این اساس، استفاده از پایگاههای بریتانیا بهجای پرواز مستقیم از خاک آمریکا، در هر مأموریت بمبافکن B-1 حدود ۲ میلیون و ۵۰ هزار دلار و در هر مأموریت B-52 حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی صرفهجویی ایجاد کرده است.
دنی مینویسد تا اوایل آوریل، آمریکا ۶۲ مأموریت بمباران علیه ایران انجام داده بود که تنها ۱۸ مأموریت از آمریکای شمالی آغاز شده بودند. اگر فرض شود ۴۴ مأموریت دیگر از پایگاههای اروپایی انجام شدهاند ــ فرضی که نویسنده آن را محتمل میداند ــ دسترسی به پایگاههای اروپا تنها در پنج هفته نخست جنگ علیه ایران، حدود ۷۵ میلیون دلار در هزینههای مالیاتدهندگان آمریکایی صرفهجویی به همراه داشته است.
این مثال نشان میدهد که پایگاههای نظامی خارج از خاک آمریکا صرفاً ابزارهای استقرار و نمایش قدرت نیستند، بلکه بخشی از زیرساخت اقتصادی و لجستیکی قدرت نظامی واشنگتن محسوب میشوند.
اروپا؛ حلقهای در محاسبات امنیتی و اقتصادی آمریکا
نویسنده در ادامه، پیامدهای احتمالی کاهش حضور نظامی آمریکا در اروپا را فراتر از هزینههای مستقیم انتقال نیروها ارزیابی میکند.
به اعتقاد او، کاهش چشمگیر نیروهای آمریکایی در شرایطی که جنگ روسیه در اوکراین ادامه دارد و حملات ترکیبی و غیرمستقیم مسکو علیه کشورهای غربی افزایش یافته، میتواند به تضعیف امنیت و ثبات اروپا منجر شود.
از نگاه دنی، بیثباتی در اروپا صرفاً مسئلهای مربوط به متحدان واشنگتن نیست؛ زیرا اروپا همچنان یکی از مهمترین شرکای تجاری و سرمایهگذاری آمریکا محسوب میشود و هرگونه اختلال در امنیت و ثبات این قاره میتواند بر اقتصاد و معیشت شهروندان آمریکایی نیز تأثیر بگذارد.
او البته تأکید میکند که انتقال بخشی از ظرفیتهای نظامی آمریکا به منطقه اقیانوس آرام ممکن است از منظر راهبردی قابل بررسی باشد، اما اجرای چنین سیاستی در شرایط کنونی با مخاطرات امنیتی و هزینههای مالی قابلتوجهی همراه است.
صرفهجویی امروز یا هزینه سنگینتر فردا؟
مقاله بریکینگ دیفنس در نهایت بر یک تناقض مهم در سیاست نظامی آمریکا انگشت میگذارد: کاهش حضور نظامی در خارج از کشور ممکن است در ظاهر به معنای کاهش هزینههای دفاعی باشد، اما از دست دادن زیرساختهای مستقر در مناطق راهبردی، میتواند هزینه عملیاتهای آینده را افزایش دهد.
تجربه جنگ علیه ایران و صرفهجویی برآوردی ۷۵ میلیون دلاری در پنج هفته نخست این درگیری، نمونهای از همین واقعیت است. پایگاههای اروپایی به آمریکا امکان دادهاند زمان پرواز، هزینه عملیاتی و فاصله لجستیکی مأموریتهای نظامی خود را کاهش دهد.
از این منظر، تصمیم درباره خروج نیروهای آمریکایی از اروپا صرفاً یک موضوع نظامی یا سیاسی نیست، بلکه مستقیماً با محاسبات اقتصادی، توان مداخله فرامنطقهای و هزینه حفظ قدرت نظامی آمریکا ارتباط دارد؛ آن هم در شرایطی که بدهی عمومی ایالات متحده به سطحی رسیده که تأمین هزینههای جدید نظامی و زیرساختی را به مسئلهای جدی تبدیل کرده است.
نویسنده در واقع هشدار میدهد که واشنگتن ممکن است با هدف کاهش هزینههای حضور نظامی در اروپا، زیرساختهایی را واگذار کند که نبود آنها در بحرانهای بعدی، هزینهای بهمراتب بیشتر به اقتصاد آمریکا تحمیل خواهد کرد.
منبع: یادداشت جان آر. دنی، منتشرشده در ۲ نوامبر ۲۰۲۶ در وبسایت Breaking Defense