نورنیوز-گروه بینالملل: نشست وزیران خارجه گروه ۲۰ در آمریکا، در حالی برگزار شد که تحولات آن، از درخواست واشنگتن برای همکاری سایر کشورها در مهار بحران انرژی و مواد غذایی تا حضور سرگئی لاوروف و ارسال تسلیحات آمریکایی به اوکراین، پرده از واقعیتهای تازهای در معادلات جهانی برداشت. برخلاف تلاش مارکو روبیو برای نمایش اقتدار آمریکا بر اقتصاد جهان، مجموعه تحولات این نشست، بار دیگر شکست سیاست یکجانبهگرایی واشنگتن، رسوایی ادعاهای ترامپ و ناتوانی آمریکا در مدیریت بحرانهای بینالمللی را آشکار ساخت. واقعیت آن است که پایان بحران انرژی و اقتصاد جهانی، بیش از هر چیز به پذیرش شروط ایران و پایان دادن به اقدامات خصمانه علیه تهران گره خورده است.
التماس واشنگتن برای همکاری؛ رسوایی تازه ادعاهای ترامپ
ترامپ همچنان در کارزارهای انتخاباتی از پیروزی بر ایران و نابودی ظرفیتهای هستهای، نظامی و اقتصادی کشور سخن میگوید؛ اما مواضع وزیر خارجهاش در نشست گروه ۲۰، تناقض آشکار این ادعاها را برملا کرد.
مارکو روبیو در نشست وزیران خارجه گروه ۲۰ در آتلانتا، با اشاره به اختلال در تأمین انرژی، مواد غذایی و زنجیرههای تأمین جهانی، خواستار همکاری کشورهای عضو برای مقابله با این تهدیدها شد. وی پس از نشست نیز در شبکه اجتماعی ایکس تأکید کرد که امنیت دریایی و غذایی، زیربنای امنیت اقتصادی است و آمریکا شرکای خود را به مشارکت در حفاظت از مسیرهای کشتیرانی تشویق میکند.
این درخواست در شرایطی مطرح میشود که ترامپ هر روز مدعی شکست ایران، از میان رفتن ظرفیتهای آن و عبور روزانه صدها میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز است. پرسش روشن است: اگر ایران شکست خورده و آمریکا بر تنگه هرمز تسلط دارد، چرا بحران انرژی و اقتصاد به مسئله اصلی گروه ۲۰ تبدیل شده و روبیو برای حل آن خواستار همکاری دیگر کشورهاست؟ این تناقض نشان میدهد که ادعاهای تبلیغاتی و حتی تغییر نام آبراههای بینالمللی، جایگزین قدرت واقعی و تسلط بر معادلات میدانی نمیشود. یکجانبهگرایی آمریکا نیز بیش از گذشته با محدودیت و زوال مواجه شده است.
چماق تسلیحاتی ترامپ؛ نقاب دیپلماسی در برابر روسیه
نخستین حضور سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در نشست گروه ۲۰، آن هم با وجود اعتراض اروپاییها و موافقت ترامپ، از دیگر تحولات مهم این اجلاس بود.
ترامپ با اعزام ویتکاف به مسکو، طرح برگزاری نشست سهجانبه سران آمریکا، روسیه و اوکراین در حاشیه نشست سران گروه ۲۰ در روزهای ۱۴ و ۱۵ آبان، خرید گازوئیل از روسیه و درخواست از ناتو برای کاهش مواضع خصمانه علیه مسکو، در پی نمایش چهرهای دیپلماتیک و تحقق وعده پایان جنگ اوکراین است. با این حال، قرارداد ارسال ۵۰۰ رهگیر پاتریوت به اوکراین علیه روسیه، ماهیت واقعی این رویکرد را آشکار میکند.
چگونه میتوان همزمان از دیپلماسی سخن گفت و با ارسال تسلیحات، زمینه تداوم جنگ را فراهم ساخت؟ این دوگانگی چماق و هویج، بار دیگر نشان میدهد که اعتماد به آمریکا، خطایی علیه امنیت ملی کشورهاست و وعدهها، نامهنگاریها و ژستهای دیپلماتیک واشنگتن، بدون تغییر رفتار عملی آن اعتباری ندارد.
گروه ۲۰ در بنبست؛ صورتحساب سنگین بحران برای غرب
اختلافات درونی گروه ۲۰، عملاً امکان دستیابی به راهکاری مشترک را تضعیف کرد. اعتراض اروپاییها به حضور وزیر خارجه روسیه، مانع صدور بیانیه پایانی شد؛ در حالی که بیرون از اجلاس نیز اعتراضات اقتصادی و معیشتی در اروپا و آمریکا رو به گسترش است.
آزادسازی ۴۲ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری نفت اروپا، که نیمی از آن گازوئیل است، بیش از آنکه راهحلی پایدار باشد، اقدامی موقت برای کاهش فشارهاست. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، نیز از تحمیل ۱۰۰ میلیارد یورو خسارت به اروپا بر اثر بسته بودن تنگه هرمز سخن گفته است.
اقتصاد جهانی با بحرانی روبهروست که راهکارهای مقطعی توان مهار آن را ندارند. نشست گروه ۲۰ نیز بهجای ارائه راهحل مؤثر، ناتوانی قدرتهای غربی در رسیدن به اجماع را نمایان ساخت. واقعیت دیگر آن است که آمریکا حتی در همراهسازی متحدان خود برای پیشبرد یکجانبهگرایی اقتصادی نیز موفق نبوده است؛ وضعیتی که میتواند اعتراضات عمومی و فشارهای سیاسی بر دولتهای غربی را تشدید کند.
شروط هفتگانه ایران؛ تنها مسیر واقعی عبور از بحران
برخی مقامهای غربی در همین نشست بر ضرورت راهکار سیاسی بهجای رویکرد نظامی تأکید کردند. یوهان وادفول، وزیر خارجه آلمان، مدعی شد اکثریت کشورهای گروه ۲۰ خواهان مذاکره ایران با آمریکا برای پایان درگیریها هستند. مرتس نیز در بحبوحه گمانهزنیها درباره حملات احتمالی تازه آمریکا، خواستار حلوفصل دیپلماتیک جنگ شد. اما دیپلماسی با گفتار تحقق نمییابد؛ بلکه مستلزم توقف تهدید، تجاوز و اقدامات خصمانه است.
راه بازگشایی تنگه هرمز روشن است: پذیرش طرح هفتمادهای ایران، پایبندی عملی آمریکا به شروط آن و پایان دادن به تمام اقدامات خصمانه نظامی، سیاسی و اقتصادی علیه کشورمان. نمیتوان از یک سو خواستار دیپلماسی و عقبنشینی ایران از حقوق دفاعی و مدیریت تنگه هرمز شد و از سوی دیگر، در برابر تهدیدهای نظامی ترامپ، ارسال تسلیحات و استقرار ۱۰ هواپیمای ترابری سنگین و ۸۰ هواپیمای سوخترسان آمریکایی در سرزمینهای اشغالی سکوت کرد.
امروز برخلاف ادعاهای ترامپ، مدیریت تنگه هرمز در اختیار ایران است و برخورد با کشتیهای متخلف نیز بخشی از اعمال این مدیریت به شمار میرود. واشنگتن که زمانی هزینههای جنگ و تلفات انسانی را سانسور میکرد، اکنون ناگزیر به اعتراف قطرهچکانی شده است؛ اعلام ۴۷ میلیارد دلار هزینه جنگ و افزایش آمار تلفات، تنها بخشی از واقعیت این معادله است.
کشورهای غربی باید از توهم گزینه نظامی و تحریم علیه ایران خارج شوند. ایران برای پاسخی کوبندهتر به هرگونه تهدید آمادگی دارد و محاصره اقتصادی نیز همچون بومرنگی، هر روز بیشتر به سوی عاملان و حامیان آن بازمیگردد. کشورهایی که روزگاری از تجاوز و بازی کثیف رژیم صهیونیستی علیه ایران حمایت میکردند، اکنون در حال پرداخت صورتحساب سنگین اقتصادی آن هستند. این همان نتیجه عبور از خطوط قرمزی است که ایران بارها درباره پیامدهای آن هشدار داده بود. پایان بحران جهانی نیز نه در تهدید ایران، بلکه در پذیرش واقعیت قدرت این کشور و تعهد به شروط اعلامشده تهران نهفته است.