نورنیوز-گروه بینالملل: اروپا که زمانی نقشی محوری در معماری دیپلماسی با تهران و تولد برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) ایفا میکرد، اکنون بخش اعظمی از کارتهای بازی اقتصادی و نفوذ راهبردی خود را از دست داده و در مدیریت مناقشات امنیتی منطقه به بازیگری کماثر تبدیل شده است. واکاوی روندها نشان میدهد که کشورهای اروپایی بهجای کنشگری مستقل، عملاً در مدار سیاستهای تحریمی و تقابلی واشنگتن قرار گرفتهاند.
سند ۲۰۱۶؛ روزگاری که اروپا به دنبال تعامل همهجانبه بود
به گزارش پایگاه تحلیلی «ریسپانسیبل استیتکرفت»، «الدار ممدوف»، کارشناس مسائل بینالملل در بروکسل و مشاور پیشین پارلمان اروپا، در یادداشتی با مرور تحولات یک دهه گذشته یادآور میشود که در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۶، پارلمان اروپا با هدایت ریچارد هاویت گزارشی جامع را با رأی قاطع (۴۵۶ رأی موافق در برابر ۱۷۴ رأی مخالف) تصویب کرد. این گزارش چارچوبی واقعبینانه برای عادیسازی و توسعه مناسبات همهجانبه با تهران، از تجارت و مراودات علمی گرفته تا همکاری در معیارهای FATF و حل بحرانهای منطقهای مانند سوریه و یمن، ترسیم کرده بود.
در آن دوره، رویکرد اروپا بر این باور استوار بود که توافق هستهای «کف روابط» دوجانبه است، نه سقف آن؛ سندی که برخلاف فشارهای محافل تندرو در آمریکا و تلآویو، تهران را شریکی غیرقابلچشمپوشی برای ثبات پایدار غرب آسیا میشناخت.
خروج ترامپ و فروریختن توهم «استقلال استراتژیک»
با این حال، این پنجره دیپلماتیک چندان دوام نیاورد. خروج یکجانبه دونالد ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، محک جدی توانایی عملیاتی قاره سبز بود؛ آزمونی که اروپا در آن ناکام ماند. بهرغم بیانیههای رسمی مخالفت، کمپانیها و بانکهای اروپایی تحت ترس از مجازاتهای ثانویه خزانهداری آمریکا بلافاصله ایران را ترک کردند. ابتکاراتی مانند سازوکار مالی «اینستکس» (INSTEX) نیز به دلیل احتیاط و هراس ساختاری اروپا هرگز نتوانست عواید اقتصادی پیشبینیشده در برجام را محقق سازد.
همزمان تروئیکای اروپایی (بریتانیا، فرانسه و آلمان) با هدف نرمکردن موضع واشنگتن، لحن تهاجمیتری علیه توان دفاعی و برنامه موشکی ایران به خود گرفتند؛ آن هم در شرایطی که فروش جنگافزارهای پیشرفته اروپایی به رقبای منطقهای ایران با سرعت ادامه داشت. این رویکرد دوگانه این پیام روشن را به تهران مخابره کرد که بروکسل حتی در صورت داشتن اراده سیاسی، ابزار مقاومت در برابر هژمونی اقتصادی دلار را ندارد.
عقبنشینی اروپا و تغییر کانونهای میانجیگری
نتیجه ملموس این رخوت و عدم استقلال، تغییر زمین بازی بود. در سالهای اخیر، اروپا نهتنها نتوانست به عنوان پلی میان ایران و جهان عمل کند، بلکه ابتکارات کلیدی منطقهای – از جمله احیای مناسبات تهران و ریاض – در چارچوبهای آسیایی نظیر پکن پیش رفت و حتی در بحرانهای پیچیده بعدی، بازیگرانی چون ترکیه، پاکستان و پایتختهای منطقه ابتکار عمل را به دست گرفتند.
امروز اروپا در تقاطع آزمونی تاریخی قرار دارد: ادامه دنبالهروی منفعلانه از فشارهای برونپایهای آمریکا، یا تلاش برای بازتعریف نقشی مستقل و واقعبینانه در دیپلماسی با ایران و معادلات غرب آسیا.