نورنیوز-گروه سیاسی: نشست چهارجانبه تهران با حضور مقامهای ارشد ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه، در چارچوب ایده امنیت درونزا در غرب آسیا، میتواند نقطه عطفی در همگرایی منطقهای و شکلگیری الگویی بومی برای تأمین امنیت جمعی باشد. علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، از سفر مقامهای ارشد این سه کشور به تهران خبر داده است. به گفته وی، خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، در این نشست با سرلشکر محسن رضایی درباره امنیت منطقهای رایزنی و گفتوگو خواهند کرد.
با توجه به شرایط حساس غرب آسیا، این نشست را باید فراتر از یک دیدار دیپلماتیک معمولی ارزیابی کرد؛ نشستی که در امتداد سیاست همگرایانه ایران با همسایگان قرار دارد و میتواند زمینه بهرهگیری کشورهای منطقه از تجربیات امنیتساز ایران در جنگ رمضان را فراهم آورد. تهران با طرح ایده امنیت درونزا، مسیر تازهای را برای مشارکت بازیگران منطقهای در تأمین امنیت خود گشوده است؛ مسیری که ظرفیت تبدیلشدن به الگویی فراگیر، متوازن و متناسب با واقعیتهای منطقه را دارد.
ایران؛ پیشگام همگرایی و دیپلماسی امنیتی منطقه
جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته، همواره بر تقویت روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی با همسایگان تأکید کرده و توسعه همکاریهای منطقهای را یکی از ارکان اصلی تأمین امنیت پایدار در غرب آسیا دانسته است. توافقهای امنیتی با کشورهای همسایه، از جمله عراق و پاکستان، و پیشنهاد برگزاری نشست کشورهای ساحلی خلیج فارس در عمان، در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ رویکردی که بر مسئولیت مشترک کشورهای منطقه در حفظ ثبات و مقابله با تهدیدهای فرامنطقهای تأکید دارد.
در همین راستا، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اعلام کرده است که ابتکار برگزاری نشست تهران از سوی عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، مطرح شده و ایران پس از بررسی موضوع، با انجام این سفر موافقت کرده است. بقایی با تأکید بر اینکه تعامل امنیتی کشورهای منطقه بر پایه همکاری و امنیت درونزا رویکردی مثبت و ضروری است، یادآور شده که جمهوری اسلامی ایران طی چند دهه گذشته، امنیت پایدار منطقه را در گرو همکاری کشورهای منطقه دانسته است. به گفته وی، در دیدار مقامهای ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه با رئیسجمهور و دبیر شورای عالی امنیت ملی، طیفی از موضوعات و مسائل مهم امنیتی غرب آسیا بررسی خواهد شد؛ از جمله توسعهطلبی رژیم صهیونیستی، تحولات فلسطین اشغالی و لبنان. بقایی همچنین تأکید کرده است که چنین نشستی نمیتواند بدون پرداختن به تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران برگزار شود.
این نشست در شرایطی برگزار میشود که تحولات اخیر، ضرورت بازنگری در الگوهای امنیتی غرب آسیا و تقویت سازوکارهای مستقل منطقهای را بیش از گذشته آشکار کرده است. تجربه جنگ رمضان نشان داد که اتکا به چتر امنیتی قدرتهای فرامنطقهای، نهتنها تضمینی برای صلح و ثبات نیست، بلکه میتواند کشورهای منطقه را در معرض پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم تقابلهای نظامی قرار دهد. از این منظر، گفتوگوهای تهران میتواند فرصتی برای نزدیکتر شدن دیدگاهها، تقویت اعتماد متقابل و حرکت به سوی نظمی امنیتی باشد که مسئولیت اصلی آن بر عهده کشورهای منطقه قرار دارد.
چتر امنیتی بیگانه؛ خنجری بر پیکر امنیت منطقه
جنگ رمضان برای کشورهای منطقه و بازیگران فرامنطقهای درسی بزرگ داشت: چتر امنیتی ادعایی آمریکا نهتنها تضمینکننده صلح و ثبات نیست، بلکه میتواند به ابزاری برای ضربهزدن به امنیت منطقه و حتی متحدان واشنگتن تبدیل شود. آمریکا با ادعای حمایت از اسرائیل، جنگ علیه ایران را آغاز کرد؛ جنگی که خسارتهای گستردهای برای کشورهای منطقه به همراه داشت.
ایران در چارچوب اصل همجواری و برادری، پایگاهها، منافع و اهداف آمریکا را هدف قرار داد؛ بااینحال، پیامدهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی تجاوزگری آمریکایی ـ صهیونیستی به سراسر منطقه گسترش یافت. شکست آمریکا در برابر ابتکار عمل و توانمندیهای بومی ایران نیز پوشالیبودن بخش مهمی از ادعاهای قدرت این کشور را آشکار ساخت و زمینه فاصلهگرفتن برخی کشورها از ترتیبات امنیتی وابسته به واشنگتن و گرایش به همگراییهای جدید را تقویت کرد.
امروز حقانیت موضع ایران مبنی بر تهدیدبودن آمریکا و رژیم صهیونیستی برای امنیت جمعی منطقه بیش از گذشته آشکار شده است. تجربه جنگ رمضان نشان داد که اتکای یکجانبه به قدرتهای بیگانه، جایگزین مطمئنی برای امنیت پایدار نیست. ازاینرو، حرکت بهسوی ترتیبات امنیتی مستقل، با مشارکت کشورهای منطقه، ضرورتی راهبردی به شمار میرود.
انتقال تجربه ایران؛ از بازدارندگی ملی تا امنیت جمعی
ایران با برخورداری از تجربه مبارزه با تروریسم و مواجهه با جنگهای دوازدهروزه و چهلروزه در برابر متجاوزان آمریکایی ـ صهیونیستی، ظرفیت ارزشمندی برای انتقال تجربیات امنیتساز خود به کشورهای منطقه دارد. الگوی دفاعی جمهوری اسلامی ایران بر توانمندیهای درونی و داخلی استوار است و به تجربهای مؤثر در تأمین امنیت ملی تبدیل شده است. همزمان، سیاست راهبردی تهران بر تأمین امنیت منطقه به دست کشورهای منطقه و مقابله با مداخله و نفوذ بیگانگان، بهویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، تأکید دارد.
مقاومت ایران در جنگ رمضان و اقدامات آن در قبال تنگه هرمز نیز در چارچوب همین رویکرد قابل فهم است؛ رویکردی که امنیت ملی را از امنیت منطقهای جدا نمیداند. اگر آمریکا و رژیم صهیونیستی از سد ایران عبور میکردند، دیگر کشورهای منطقه نیز میتوانستند در معرض تهدیدهای گستردهتر قرار گیرند.
نشست تهران فرصتی مهم برای عربستان، پاکستان و ترکیه است تا در کنار ایران، از تجربیات موفق آن در امنیتسازی ملی بهره بگیرند و برای شکلدهی به سازوکاری مشترک در تأمین امنیت منطقه گام بردارند. چنین همگراییای، علاوه بر تأمین منافع کشورهای مشارکتکننده، میتواند نقش غرب آسیا را در شکلگیری نظم جهانی چندجانبهگرا تقویت کند.
امنیت درونزا؛ بنیان نظم منطقهای آینده
نشست تهران میتواند با بررسی تحولات مهم منطقه، پیامدهای تجاوز نظامی آمریکایی ـ صهیونیستی، تداوم تجاوزگری علیه ایران و حمایت از مردم فلسطین، لبنان و یمن، زمینهساز دستیابی به الگویی متوازن و فراگیر برای امنیت درونزا باشد. این ابتکار در درجه نخست، بر همگرایی برای تقویت بازدارندگی و مقابله با تهدیدهای امنیتی مشترک استوار است و به معنای تغییر دستاوردهای ایران در مسیر دفاع از امنیت منطقه نیست.
این ایده، حاصل مجاهدت نیروهای مسلح و ملت ایران است؛ تجربهای که با مشارکت کشورهای منطقه میتواند به ایجاد محیطی باثبات، آرام و مساعد برای پیشرفت همگانی منجر شود. معادلات ایران نیز روشن است: آمریکا و رژیم صهیونیستی بزرگترین تهدیدها برای امنیت جمعی منطقهاند و مدیریت تنگه هرمز از سوی ایران، نه برای محدودکردن کشورهای منطقه، بلکه در چارچوب مقابله با ماهیت تجاوزکارانه و جنایتکارانه این دو بازیگر تعریف میشود.
حمایت کشورهای منطقه از این رویکرد میتواند زمینه تحقق امنیتی بومی را فراهم سازد؛ امنیتی متکی بر خودباوری، کنارگذاشتن چتر امنیتی خیالی آمریکا و تقویت همکاریهای امنیتی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیستمحیطی. اراده عملی حاضران در نشست تهران، افزون بر تحکیم امنیت منطقهای، میتواند به تقویت نظم نوین جهانی چندجانبهگرا کمک کند؛ نظمی که در آن، غرب آسیا نه عرصه مداخله بیگانگان، بلکه بازیگری مؤثر در تعیین سرنوشت و امنیت خویش خواهد بود.